اغلب در مورد جنگ و صلح لئو تولستوی گفته می شود که خواندن این رمان کلاسیک حتی برای کسانی که خاطرات عالی دارند یک چالش است. شخصیت های زیادی برای دنبال کردن. حتی وب‌سایت‌هایی وجود دارند که به خواننده علاقه‌مند کمک می‌کنند تا شخصیت‌های بی‌شمار را ردیابی کند.
چالش خواندن جنگ و صلح هنگام خواندن کتاب کودتای قصر سزار: چگونه یک نزاع میلیاردر بر سر کازینو معروف قدرت و طمع وال استریت را آشکار کرد، نوشته مکس فرومز و سوجیت ایندپ به ذهنم خطور کرد. تقریباً هر فصلی که به خوبی فاصله گرفته شده است، افراد یا افراد جدیدی (و طبقه بندی بدهی ها) را با داستان خرید بد شانسی شرکت Caesars Entertainment توسط آپولو و گروه تگزاس پاسیفیک و مانورهای مالی و حقوقی بی پایانی که به دنبال یک اتفاق نادر (در سطح بالا) به دنبال داشت، آشنا می کند. گام اشتباه دو تا از معتبرترین گروه‌های سرمایه‌گذاری سهام خصوصی در جهان.
اگرچه نویسندگان به درستی «انتخاب شخصیت های کلیدی» را در ابتدای کتاب 2021 فهرست کرده اند، اما کافی نیست. اگرچه برخی از بازیگران اصلی در یک حماسه مالی که در طول یازده سال اتفاق افتاد، عمدتاً به راحتی قابل ردیابی هستند، بسیاری از بازیکنان جزئی دیگر نیز در سراسر این ماجرا معرفی شده‌اند. حتی برخی از آنها بسیار جالب هستند. اما نام‌های بی‌شمار برای خواندن کتابی که در مواقع ناامیدکننده‌ای ساخته می‌شود، به نویسندگانش می‌رسد. در این مورد، ظاهراً تمام کتاب‌نویسی دارای ویژگی‌های اورولی است که به موجب آن زمان صرف شده برای انجام آن شبیه «یک بیماری طولانی» است. معرفی بی‌شمار افراد جدید به داستان احتمالاً چیزی است که نویسندگان آرزو می‌کنند بتوانند دوباره آن را داشته باشند. به دست آوردن بدهی های سنگین سزار و آنچه پس از آن اتفاق افتاد، داستان جالبی است، اما دیدگاه اینجا این است که آنچه ممکن است جذاب باشد، در جزئیات مربوط به مردم و نسخه های بی شماری از بدهی گم شده است.
همانطور که قبلا ذکر شد، بازیگران اصلی کتاب آپولو جهانی مدیریت لئون بلک و گروه تگزاس پاسیفیک دیوید باندرمن هستند. در سال 2007، این دو شرکت 28 میلیارد دلار از Caesars Entertainment، غول قمار، خرید کردند. داستان بیان شده عمدتاً همان چیزی است که بعد از آن اتفاق می‌افتد، اما بسیاری از خوانندگان در همان ابتدا به دلیل برخی ادعاهای ضعیف و نسبتاً بی‌اساس که توسط Frumes و Indap بیان شده‌اند، ناامید خواهند شد. سخت است که بدانیم آیا نویسندگان آنها را باور کرده‌اند، یا سعی می‌کنند فتنه‌ای ایجاد کنند تا خوانندگان را به خود بکشانند.
درباره سبک سرمایه‌گذاری بلک، آنها نشان می‌دهند که وجوهی که توسط شرکت‌هایی مانند آپولو اداره می‌شوند، «بدهی شرکت‌های مشکل‌دار را برای خرید نیکل و سکه جمع‌آوری می‌کنند و کنترل شرکت‌های بدهکار، اما در غیر این صورت قابل دوام را در دست می‌گیرند». اگر فقط به همین راحتی بود. واقع بینانه تر، توصیف نویسندگان یک تناقض بود. شرکت‌هایی که بدهی‌شان را به نیکل و سکه به دلار می‌فروشند، به وضوح از نظر بازارها بسیار کمتر از قابل دوام بودن آن‌طور که هزینه بدهی آنها نشان می‌دهد، دیده می‌شوند. برخلاف آسان، سرمایه‌گذاری که بلک و دیگران را در فضای مضطرب غنی کرد، معنای جدیدی به بی‌باک می‌آورد. اگر سرمایه گذاری ساده یا بدیهی بود، میلیاردرهای بدهکار مضطرب وجود نداشت که نویسندگان درباره آنها بنویسند.
بیشتر در مورد بلک، آنها ادعا می کنند که او «آپولو را برای بهره برداری از بازارهای بدهی در حال فروپاشی که مایکل میلکن و درکسل برنهام «به وجود آورده بودند» تشکیل داده بود. مزخرف. قبل از اینکه Drexel بی جهت توسط فدرال رزرو خفه شود، بازده اوراق قرضه با بازده بالا فقط نسبت به بازده کارت های اعتباری برای مؤسساتی که در آنها سرمایه گذاری شده بودند، بود. پس از آن، نویسندگان تنها باید شخصیت های مختلف کتاب خود را در نظر بگیرند. بسیاری از آنها میلیاردر هستند یا در راه رسیدن به آن موقعیت هستند. اگر میلکن و همکارانش یک بازار کاذب یا "در حال انفجار" ایجاد کرده بودند، منطق حکم می کند که بازدهی بالا همراه با خودش ناپدید می شد. جز این که نشد. مسلماً از هر زمان دیگری ضروری‌تر است، زیرا بانک‌های سنتی حتی بیشتر از ریسک عقب‌نشینی می‌کنند.
درباره پرونده ورشکستگی Drexel در سال 1990، نویسندگان آن را به "عواقب جنایات گسترده و تماشایی که توسط بانکدار بزرگتر آن، به اصطلاح "پادشاه اوراق قرضه آشغال"، مایکل میلکن، طراحی شده بود، گره زدند. با این تفاوت که «تخلفات» تیک تاک که دادستان های بیش از حد غیرتمند میلکن را به کار بردند، پیش از این هرگز تحت پیگرد قانونی قرار نگرفته بود. با میلکن این یک شکار جادوگر بود. ساده و ساده. برخلاف آنچه نویسندگان به خوانندگان می گویند، میلکن سرمایه دار درخشانی بود که نبوغ او در ایجاد ساختارهای سرمایه همراه با توانایی شگفت انگیز برای جمع آوری پول، تجارت را به طور کامل به سمت بهتر شدن تغییر داد. وقتی نوبت به تصور اینکه شرکت های بزرگ به دلیل ممنوعیت میلکن از صنعت اوراق بهادار منع نشده اند، "غیب" ذهن را درگیر می کند. و ذهن های عاقل را غمگین می کند. همانطور که ایالات متحده امروز مرفه است، دیدگاه اینجا این است که اگر میلکن همچنان با ذهن مالی درخشان خود، آینده ای بسیار بهتر را به سوی زمان حال هجوم می آورد، و مسلماً ذهن بهتری در مورد درک نزدیک می کرد، بسیار مرفه تر بود. کسب و کار. چه ضرری شرم بر نویسندگان برای ترسیم میلکن به عنوان یک شخصیت جنایتکار.
برگردیم به داستان، فکر کردن به خوشبینی که چنین خرید بزرگی را ممکن کرد، جالب است. یک سال بعد، احتمال کمی وجود دارد که همان معامله با تامین مالی مشابه مطابقت داشته باشد. که بینش نیست نویسندگان می نویسند که خریداران "آپولو و TPG نگران نبودند، زیرا کازینوها از لحاظ تاریخی در برابر رکود مقاوم بوده اند." سزار با موفقیت در محیطی با شرایط اقتصادی متفاوت پس از 11 سپتامبر، ترس از سارس، رکود اقتصادی و جنگ‌های عراق و افغانستان عمل می‌کرد. یک تجارت به ظاهر ضد رکود تحت نظارت دو تا از بهترین گروه های خرید در جهان، به وضوح این معامله را بیش از حد معقول نشان داد. به نظر می‌رسید که بازارها موافق باشند، همانطور که بانک‌های عموماً ریسک‌گریز متعهد شدند 20.5 میلیارد دلار برای خرید، هر کدام 1.325 میلیارد دلار از آپولو و TPG، که پس از آن سرمایه‌گذاران بسیار پیچیده مانند گلدمن ساکس، بلک استون، Oaktree Capital، مالک نیوانگلند پاتریوتز، باب کرافت، و دیگرانی مانند آنها با 3.4 میلیارد دلار وارد شدند.
سپس سال 2008 اتفاق افتاد. بدون اینکه عمیقاً به چرایی این اتفاق بپردازیم (دیدگاه در اینجا این است که همان کمک‌های مالی و مداخلاتی که گفته می‌شود جهان را "نجات داد" در واقع علت بحران بود)، آنچه خوانندگان بدون شک به خاطر دارند این است که تا سپتامبر 2008 ایالات متحده و اقتصادهای جهانی در وضعیت بسیار بدی قرار داشتند. دومی، باور «ضد رکود» را در میان خریدارانی که از سرمایه‌گذاری‌های گذشته در بخش کازینو اطلاع داده بودند، آزمایش کرد. گذشته نشان‌دهنده بدی از آنچه در پیش بود را نشان داد. Frumes و Indap گزارش می دهند که «بین سال های 2007 و 2009، بازدیدکنندگان کلی لاس وگاس نزدیک به هفت درصد کاهش یافت، اما درآمد قمار نزدیک به 20 درصد کاهش یافت. آمریکایی ها هنوز به شهر گناه می آمدند، اما جمعیت متفاوتی بود که پول بسیار کمتری خرج می کردند. این واقعیت وحشیانه تر در معامله 28 میلیارد دلاری نقشی نداشت. به عبارت دیگر، به سرعت مشخص شد که آپولو و TPG بیش از حد پرداخت کرده اند.
با آشکار شدن روزافزون این که کازینوهای مختلف سزار نمی توانند بازدهی لازم برای پرداخت بدهی های شرکت را ایجاد کنند، همه نوع بازسازی مالی توسط مالکان آپولو و TPG برای جلوگیری از ورشکستگی دنبال شد. نابغه‌ها در تمام مسائل مالی، از بازسازی‌ها برای خرید زمان برای سزار برای احیای خود استفاده می‌کنند. به قول نویسندگان، سزار «مشکلات اساسی بدهی بیش از حد و جریان نقدی به اندازه کافی» آینده را بدون تعدیل‌های عمده غیرقابل عبور کرد.
مشکل این بود که برخی از دارندگان بدهی Caesars (به ویژه Oaktree Capital و Appaloosa) نحوه بازسازی آپولو و TPG را تایید نمی کردند. صاحبان برخی از بدهی‌های کوچک‌تر صادر شده توسط سزار، آپولو و TPG در تلاش بودند تا آنها را وادار کنند که موهایشان را به مبلغ 0.9 سنت در انواع دلار بپذیرند. با این تفاوت که Oaktree و Appaloosa با دراز کشیدن به راحتی به جایگاه های بسیار برجسته خود نرسیدند. بنابراین، در حالی که استدلالی برای پذیرش 9.9 سنت وجود داشت تا از قرار گرفتن در سمت بد آپولو جلوگیری شود (خریدهای آتی و معاملات با پتانسیل بالا در آینده با شرکتی که بیشتر از آن که اشتباه می‌کرد درست باشد وجود خواهد داشت)، نه این زمان. Oaktree و Appaloosa برای مبارزه آماده شدند.
حدس و گمان در اینجا این است که سال ها دعوا و شکایت، جایی است که نویسندگان با مشکل مواجه شدند. این به این دلیل است که آنها کتاب دانشگاهی نمی نوشتند. کودتای کاخ سزار به‌عنوان مولفه‌ای منطقی از دیگر فیلم‌های هیجان‌انگیز تجاری مانند بربرها در دروازه و The Big Short شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، Frumes، Indap و ناشران آنها خواهان یک کتاب تجاری بازار انبوه بودند. آنچه آنها در عوض ارائه کردند جزئیات بی پایانی بود که ردیابی آنها دشوار بود، که به این معنی بود که بسیاری از قسمت ها مانند دیوید سامبور (آپولو) "توضیحات مربوط به تامین مالی وام مدت دار B-7 1.75 میلیارد دلاری 2014 بسیار بحث برانگیز بود." هر فصل مملو از ارجاعاتی مانند این بود.
که برخی به طور منطقی می گویند که بازبینی کننده شما متخصص بدهی نیست، و به همین دلیل طبیعی است که مراجع بی پایان اغلب سر خاراندن را ثابت کنند. آره واقعا. اما همچنین نکته. کتابی که قرار است داستان تجاری بعدی باشد، باید با در نظر گرفتن بازار انبوه نوشته شود. این یکی نبود می توان حدس زد که حتی کسانی که به معامله سزار نزدیک هستند دنبال کردن کتاب برایشان سخت است.
نکته اصلی این است که آپولو و TPG سزار را در یک موقعیت ناامیدانه یافتند که نمی توانست از آن بیرون بیاید، فقط برای اینکه آنها تلاش کردند تا شرکت را به روشی که برای آپولو و TPG مطلوب است بازسازی کنند. به قول کن لیانگ از Oaktree، "آنها کازینوهای ما را به قیمت 1 دلار به خودشان فروختند و ما آن را پس می خواهیم." آپولو و TPG مسئولیت امانتداری در قبال سرمایه گذاران خود برای دستیابی به سودمندترین راه حل داشتند، اما Oaktree و Appaloosa نیز به سرمایه گذاران خود نتیجه بهتری نسبت به آنچه ارائه می شد مدیون هستند. شکایت هایی که صدها میلیون هزینه برای شرکت های برجسته ای مانند کرکلند و الیس ایجاد کرد، در جریان بود. در یک نقطه نویسندگان اشاره می کنند که چگونه کرکلند به تنهایی 200000 دلار هزینه چاپ کرد.
نکته جالب این است که آپولو به طور خاص عادت به شکست دادن چنین نبردهایی ندارد. همانطور که قبلاً ذکر شد، بیشتر اوقات درست است تا اشتباه، همانطور که مبالغ هنگفتی که تحت مدیریت دارد نشان می دهد. و دقیقاً به این دلیل که بهترین معاملات را در حالت "نگاه اول" می بیند، سرمایه گذار نادری است که او را عصبانی کند. تفاوت این بود که بنیانگذاران Oaktree، مانند آپولو، میلیاردر بودند و هستند. دیوید تپر از آپالوسا بدون شک ثروتمندترین آنهاست. در تلاش برای تغییر کوتاه Oaktree و Appaloosa، آپولو و TPG اساساً به مسابقه خود رسیده بودند. و خیلی بیشتر.
در میان بسیاری از مانورهای قانونی، گزارش بازرس در نوادا منتشر شد که در آن نظری در مورد توطئه های آپولو/TPG ارائه شد. این گزارش به این نتیجه رسید که آپولو و TPG سال‌ها از این موضوع آگاه بودند که شرکت عامل سزار تقریباً به‌طور قطع محکوم به فنا است، اما علی‌رغم اینکه می‌دانستند این موضوع برای محافظت از طلبکاران شرکت کار چندانی انجام نداد. در عوض ترجیح می دهند سرمایه گذاری های سهام خود را ترجیح دهند. این گزارش جریان را حداقل به نفع آپولو و اوکتری تغییر داد. به قول نویسندگان، "این اغلب اتفاق نمی افتاد"، اما "آپولو در زمین شکست خورده بود."
در حالی که همانطور که قبلاً ذکر شد به بدهکاران خردسال 0.9 سنت بر دلار پیشنهاد شده بود، آنها در نهایت 0.66 سنت دریافت کردند. طلبکاران (بزرگ و خردسال) نیز صاحب 2/3 سزارهای جدید در تسویه حساب خواهند شد. آپولو و TPG با 14 درصد از شرکت کنار می‌روند، اما سرمایه‌گذاری اولیه خود را نیز از دست می‌دهند. مسلماً جالب‌ترین چیز در مورد تمام اتفاقات این است که با گذشت زمان، سزار بیش از ۲۸ میلیارد دلاری که در ابتدا پرداخت شد، ارزش داشت. آپولو و تی پی جی درست می گفتند، اما زمان آنها خاموش بود. با این تفاوت که با سرمایه گذاری، زمان بندی واضح است که بسیار مهم است. در واقع، در حالی که ما هنوز در مورد شرط بندی افسانه ای جان پالسن علیه وام مسکن (از جمله در کودتای کاخ سزار ) می شنویم، در مورد سرمایه گذاران بیشتری که به طور مشابه در مورد وام مسکن شک داشتند، اما خیلی زود احساسات خود را ابراز کردند، نمی شنویم. چیزی که افسانه پاولسن را ساخت زمان‌بندی بود، و آنچه که شهرت هنوز درخشان آپولو و TPG را لکه‌دار کرد، زمان‌بندی بود.
به طور دقیق‌تر، نویسندگان نشان می‌دهند که حتی سرمایه‌گذاری‌های سنگین «از اوراق قرضه ثانویه دور شده‌اند» و با توجه به تمایل خود برای اجتناب از «مبارزه با آپولو که با مالکیت آن اوراق به‌وجود می‌آمد» از آنها دوری کردند. Oaktree و Appaloosa نه چندان خوب، به این معنی که وقتی سزار در نهایت بهبود یافت، اکثریت صعود را به دست آوردند.
به دور از شلوغی که داستان کتاب بود، حکایات جالبی در داخل گزارش شده بود. Frumes و Indap زمان زیادی را صرف تلاش مدیر عامل Caesars گری لاومن برای "فهمدن همه چیز" در مورد "افرادی که در میز هارا قمار می‌کردند، در رستوران‌های آن غذا می‌خوردند و در تخت‌های آن می‌خوابیدند، می‌گذرانند تا او بتواند آنها را متقاعد کند که هرگز گمراه نشوند." تمرکز لاومن بر روی داده‌ها بسیار سودآور بود، و در میان همه‌ی نگرانی‌های مدرن در مورد تمرکز شدید فیس‌بوک بر درک کاربرانش، قابل توجه است. یادگیری در مورد مشتریان به اندازه تجارت قدیمی است و همیشه از طریق نتایج خدمات بهتر به مشتری کمک می کند. روزنامه نگاران و صاحب نظران گیج تقریباً آنچه روتین است جرم انگاری کرده اند.
صنعت بازی به شدت تحت نظارت است، که به خوبی شناخته شده است. چیزی که چندان شناخته شده نیست این است که چگونه رگولاتورها معمولاً سرنخی در مورد بازی ندارند. این باید یک بیانیه بدیهی باشد زیرا تنظیم کننده ها به طور کلی افرادی هستند که نمی توانند شغل واقعی در صنعتی که مسئولیت نظارت بر آن را بر عهده دارند به دست آورند. در اینجا قابل توجه است زیرا نویسندگان به طور واضح بیان می کنند که افرادی مانند لاومن "کارفرمایان بازی را حقیر می دانستند." مقررات کمکی نمی کند. بلکه یک مانع بیهوده است. رقابت تنظیم کننده بسیار بهتری است، اما سیاستمداران دوست دارند مشاغل ساده ای را ارائه دهند که افراد بی استعداد را در موقعیتی قرار دهد که با استعدادها پیشی بگیرند.
بسیاری از محافظه کاران از ماهیت "بیدار" شرکت ها ابراز تاسف می کنند. واقع بینانه تر، شرکت ها حوزه های انتخابیه بی شماری دارند که می توانند برای انجام تجارت خوشحال شوند. در مورد سزار، نویسندگان خاطرنشان می‌کنند که این کسب‌وکار «مطمئن شد» «به شدت به اهداف درست – NAACP و موارد مشابه – کمک مالی می‌کند تا روابط گرم خود را با افرادی که به طور بالقوه می‌توانند باعث دردسر شوند، حفظ کنند. این صرفاً هزینه انجام تجارت بود.» آمین کسب و کارها گاهی مجبورند سیاست بازی کنند نه به این دلیل که می خواهند، بلکه به این دلیل که مجبور هستند.
حکایت های کوچکی مانند سه مورد ذکر شده در سراسر کتاب یافت می شود و مفید هستند.
با این حال، مشکل کتاب یکی از نحوه چیدمان آن است. پیگیری خیلی سخت شد. خنده دار بودن در مورد خوانایی کتاب این است که در اظهار نظر در مورد گزارش 1803 صفحه ممتحن فوق که اواکتری و آپالوسا را روی صندلی راننده نشانده بود، یکی از قاضی پرونده از آن به عنوان «تولستویسک» یاد کرد. بدون شک، به جز این که می توان چیزی مشابه را در مورد کودتای کاخ سزار گفت. داستان خوبی در آنجا وجود دارد، اما مسلماً در شخصیت ها و لایه های بدهی گم شده است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.