استیون گراهام در نقش سرآشپز اندی جونز در «نقطه جوش».
اگر فکر می‌کنید که یک درام بریتانیایی 92 دقیقه‌ای که کارکنان و سر آشپز یک رستوران را در شلوغ‌ترین شب سال دنبال می‌کند، یکی از شدیدترین و غم انگیزترین چیزهایی که امسال خواهید دید، نخواهد بود، شما اشتباه می کنید
«نقطه جوش » به کارگردانی و نویسندگی مشترک فیلیپ بارانتینی، یکی از بهترین استعدادهای بازیگری بریتانیا، استیون گراهام، در نقش رهبر معده‌شناسی که دنیایش در آستانه فروپاشی است، بازی می‌کند. این فیلم که در یک پلان پیاپی فیلمبرداری شده است، اثری برجسته است که شایسته است یکی از بهترین فیلم‌های سال 2021 در نظر گرفته شود. این فیلم به درستی با مجموع 11 جایزه در صدر نامزدهای جوایز فیلم مستقل بریتانیا امسال قرار دارد.
من با گراهام صحبت کردم تا در مورد درام تولید شده توسط شرکت او، Matriarch Productions، که مسابقه ای با زمان با چالش های مداوم و سفری بود که منجر به تحسین منتقدان شد، صحبت کنم.
سیمون تامپسون: من واقعاً متعجب شدم که چگونه Boiling Point من را خسته، متزلزل و تکه تکه کرد. خیلی شدیدتر و احساسی تر از اون چیزیه که انتظار داشتم.
استیون گراهام: واقعاً همینطور است. امیدوارم مردم با هیچ توقع یا تصوری از اتفاقی که قرار است بیفتد وارد این سفر نشوند و ناگهان شما این سفر روزمره را در وجود این مرد انجام دهید و این ساعت و 32 دقیقه از آن را تجربه کنید. با این حال، این فقط در مورد زندگی یک مرد نیست. این در مورد هر فردی است که در مدار او قرار دارد. شما می توانید کمی به دنیای آنها نگاهی بیندازید که کمی فضولانه باشد. چیزی که من واقعاً با Boiling Point به آن افتخار می کنم، سفری است که شما را به آن می بریم. یکی دیگر به من گفت که وقتی آن را تماشا می کنند، می خواهند در مورد شخصیت هایی که شما دیده اید بیشتر بدانند، که بسیار عالی است. احساسات زیادی وجود دارد. قسمت مورد علاقه من، که واقعاً مرا شگفت زده کرد، لحظه حضور در آشپزخانه با شیرینی پز، امیلی، و دستیار او، جیمی بود. وقتی آن را دیدم، فقط مثل "اوه خدای من!" من آن را در صحنه فیلمبرداری ندیدم زیرا منتظر بودم تا DOP از آشپزخانه برگردد و با ما در جای دیگری همراه شود. من آن را تا زمانی که کل قطعه را دیدیم ندیدم و بسیار قدرتمند بود.
تامپسون: آن لحظه باعث شد احساس کنم هوا از درونم مکیده شده است.
گراهام: هیچ کس آن را نمی بیند. این فیلم از ناکجاآباد می آید و هانا والترز (همسر گراهام) در نقش امیلی و استفن مک میلان که نقش جیمی را بازی می کند بسیار ظریف و زیبا بازی کرده است. او این لحظه شدید را دور می اندازد و به او می گوید که بعد از شیفت با آن برخورد خواهند کرد و آنها به کاری که ما انجام می دهیم ادامه می دهند. ما هرگز به آن لحظه برنمی گردیم، اما شما آن را تماشا می کنید، و می گویید: "نه، من می خواهم بدانم چه اتفاقی می افتد." من می خواهم بدانم که او چگونه می شود. آن تکه از زندگی، و سپس از بین رفتن دوباره آن، باورنکردنی است. انجامش خیلی سخته
تامپسون: باور نکردنی بود. نقطه جوش یک شات طولانی است. من فرض می کنم که اگر مشکلی پیش می آمد، باید از همان ابتدا دوباره شروع می کردید؟ چند بار مجبور شدی ازش فیلم بگیری؟ فکر می کنم شما فقط برای چند شب رستوران داشتید؟
گراهام: چه مشاهده ای. حق با شماست. یک فیلمنامه شل بود. نقاط گلوله و عناصری وجود داشتند که چیزهایی را در مورد شخصیت های خاصی می گفتند که ما باید آنها را به هم گره می زدیم، اما علاوه بر آن، عمدتاً بداهه پردازی زیادی وجود داشت. این همان روشی است که شین میدوز کار می کند. تازه است، تک تک. ممکن است ایده ای وجود داشته باشد که شما داشته باشید یا کارگردان آن را دوست داشته باشد و بخواهد تلاش کنید و آن را دنبال کنید، اما تمام شد. متیو لوئیس، DOP ما، 23 ساله بود. او باورنکردنی بود. پسرک دوربین را درست جلویش برد. او این وسیله کوچک را به پشتش بسته بود که به او اجازه می داد آن را در آنجا آویزان کند، اما برای 92 دقیقه، او آن چیز را به اطراف حمل می کند و فیلم می گیرد. مثل اره منبت کاری اره مویی بود.
وینت رابینسون در نقش کارلی (سمت چپ) و استفن گراهام در نقش سرآشپز اندی جونز (راست) در «جوش … [+] نقطه».
تامپسون: مانند یک غذای عالی، نقطه جوش باید تمام مواد لازم را در مقادیر دقیق داشته باشد.
گراهام: دقیقا. باعث افتخار بود که با شرکت تولید ما، Matriarch Productions، در این امر شرکت کنم. به قول استانیسلاوسکی، بدون اینکه ادعایی به نظر برسد، چیزی به نام شخصیت های کوچک وجود ندارد. فقط بازیگران کوچک هستند برای این، هیچ احساسی در مجموعه وجود نداشت. همه از داستان جدا بودند. همه برای حرکات داستان مهم بودند، و هر شخصیت در هر قوس یا سفری که می‌رفت، همه با داستانی که می‌گفتیم مرتبط بود. می‌توانید نوع فشاری که وجود داشت را تصور کنید، اما حذف آن فشار و ایجاد حس واقعی تا حد ممکن ضروری بود. شما نمی خواهید فردی باشید که اشتباه می کند. اگر می توانید تمرکز شدید روی آن مجموعه و انرژی و فرکانس f**king را تصور کنید که همه ما در آن ارتعاش می کنیم زیرا همه می خواستند بهترین کار را برای یکدیگر انجام دهند. من شخصاً هرگز به عنوان یک بازیگر در چنین محیطی قرار نگرفته ام، با این حجم از حمایت و بدون اینکه بخواهم درباره آن احساس بدی کنم، آگاهی جمعی. انرژي در آن اتاق قابل لمس بود. مسخره بود وقتی عکسبرداری را تمام کردیم و عکس را گرفتیم، مثل قهرمانی در جام جهانی یا چیزی شبیه به آن بود.
تامپسون: وقتی به برداشتی رسیدید که همان فیلمی است که ما می‌بینیم، آیا کارگردان تا به حال برمی‌گردد و می‌گوید: "استفان، بیا برای دیگری تلاش کنیم، فقط در صورت امکان."
گراهام: (می خندد) بله، این کار را کرد. ما روزی دو تا زمان می بردیم. ما در روز اول دو بار انجام دادیم، و مثل این بود، "باشه، این خوب است." فردا برمی گردیم و آماده می شویم تا دوباره این کار را انجام دهیم. درست در ابتدا، گفتم که در مرحله سوم به آنچه می‌خواهیم می‌رسیم. روز بعد برگشتیم. آن روزی بود که بوریس جانسون همه چیز را تعطیل کرد، بنابراین این آخرین فرصت ما بود و ما امکان انجام دو برداشت را داشتیم. ما گرم کردن را انجام دادیم و همه چیز را طی کردیم، همه کمدها کار خودشان را کردند و سرآشپزهای واقعی در حال آماده کردن و پختن غذاهای مورد نیاز ما بودند. وقتی آماده شدیم، برای برداشت سوم رفتیم و آن را در قوطی بردیم. همه وزوز می کردند، انرژی عالی بود، جو فوق العاده بود. با این حال، فیل گفت: "من فکر می کنم ما می توانیم آن را کمی بهتر کنیم." من فکر می‌کنم می‌توانیم یک کار دیگر از نظر فنی عالی انجام دهیم، و من اینطور گفتم: «Grrrrrrrrrr!» به هر حال، ما دوباره این کار را انجام دادیم، و از منظر بازیگری، به خوبی فیلم سوم بود، اما برخی از چیزهایی که ممکن است بسیاری از مردم در سینماها متوجه آن نشوند، کمی صیقلی‌تر بود. بنابراین از نظر فنی، برداشت چهارم بهتر بود. با این حال، نظر من این بود که فکر نمی‌کردم کسی از نظر فنی در مورد آن اظهار نظر کند، زیرا ما اجراها را درست در این شرایط دنبال می‌کنیم. اگر علاقه‌مان به هر یک از این اجراها یا هر قسمتی از این داستان را از دست بدهیم، آن مخاطب را از دست داده‌ایم و نمی‌توانیم این کار را بکنیم. اینطور نبود که بتوانیم مونتاژ یا تعقیب و گریز ماشین یا چیزی شبیه به آن را وارد کنیم. ما باید تماشاگران را در رستوران، در آشپزخانه، روی این افراد متمرکز می‌کردیم، بنابراین اجراها باید در اوج بودند. ما آن را در برداشت سوم داشتیم. فیل موافقت کرد، و برداشتی که می‌دانستم بهترین است، سومین، همانی بود که ما در نهایت از آن استفاده کردیم.
استفن گراهام (سمت چپ) و فیلیپ بارانتینی، نویسنده و کارگردان همکار، در صحنه فیلمبرداری «نقطه جوش».
تامپسون: تیراندازی به نقطه جوش به این روش کار بدی نیست.
گراهام: کاری که ما باید انجام می دادیم از بسیاری جهات شبیه یک باله شد. تقریباً رقص بود. باید یک هماهنگی جادویی بین DOP و بازیگران وجود داشت. شما باید کاملاً از محیط اطراف خود آگاه می شدید، او کجا بود و قرار بود کجا باشد و به عنوان یک بازیگر کجا باید باشید. همچنین باید آن را تا حد امکان واقع بینانه، صادقانه و معتبر نگه می داشتید. مثل انجام یک نمایش بود اما نمایش و فیلم کردن رشته های مختلفی هستند. این مینیمالیستی بود و نیاز داشت که جنبه رئالیسم اجتماعی واقعی بازیگری در آن یک ساعت و 32 دقیقه حرکت بی وقفه حفظ شود.
تامپسون: من همچنین می‌خواستم در مورد محیطی که در آن بودید بپرسم. سطح تمرکز برای بداهه‌نویسی شدید است، چیزهای زیادی برای فکر کردن وجود دارد، اما شما این کار را در یک آشپزخانه کار انجام می‌دهید، و آن مکان‌ها گرم و پر سر و صدا هستند. ، محیط های بدبو و حواس پرتی. این یک سطح اضافی از چالش است.
گراهام: اوه، کاملاً حق با شماست. همچنین شما را در لحظه درست قرار می دهد. برای من بازیگری به معنای حضور در لحظه و همچنین گوش دادن و واکنش دادن است. این هنر برای من است، زیرا در زندگی اینگونه است، مگر اینکه شما کاملاً تحت تأثیر نفس قرار بگیرید و به حرف های دیگران گوش ندهید. این در مورد باز بودن نسبت به احتمالات هر اتفاقی در آن لحظه است، و محیط آشپزخانه که در آن فر را باز می‌کنید و آن گرمای شدید که تقریباً شما را از پا در می‌آورد، شدید است. اینطور نیست که بتوانیم آن صحنه را 17 بار بگیریم. این یک اجاق گاز داغ و داغ بود، و گرما می‌خواست صورتت را بکوبد، و مجبور می‌شوی هر چیزی را که در آنجا هست بیرون بیاوری و مثل اینکه چیز مهمی نیست ادامه بدهی. این یک تمرین فوق العاده برای همه ما بود که در لحظه حضور داشته باشیم و در لحظه ای که در آن بودیم بازی کنیم، اما راحت نبود. اگرچه کاملاً ارزشش را داشت.
Boiling Point هم‌اکنون و به‌صورت درخواستی و دیجیتال از سه‌شنبه، 23 نوامبر 2021 در سینماها است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *