پوستر خانه گوچی
خانه گوچی ساخته ریدلی اسکات که سه شنبه شب با حسن نیت MGM افتتاح می شود (که یونیورسال اکثر بازارهای خارج از کشور را اداره می کند)، احتمالاً بهترین شانس را دارد که یکی از رقبای احتمالی اسکار امسال، به جز داستان وست ساید استیون اسپیلبرگ، در واقع تبدیل به یک فیلم شود. ضربه تئاتر نمی‌خواهم خیلی هیجان‌زده شوم، چون صادقانه فکر می‌کردم شاه ریچارد ویل اسمیت آخر هفته گذشته شانسی در جهنم داشت. با این حال، این مُلودرام جنایی شیک، بی‌حس و بی‌تفاوتی که با مد محوریت رشد کرده است، سهم خود را از سروصدای بیرون از حباب به‌دلیل وعده هیجینک‌های کمپی و قدرت ستارگان محض ستاره‌ای با قیمت بالا به دست آورده است. آیا تماشاگرانی که در غیر این صورت در یک فیلم بدون فرنچایز و بزرگسالان دارای رتبه R حضور نمی‌یابند، به این دلیل حضور خواهند داشت که هیولاهای کوچک هستند؟ اگر اینطور است، خوب، الف) لیدی گاگا را می توان به عنوان یک ستاره سینمای سرسخت معرفی کرد و ب) تصور می کنم دیزنی شروع به کشف چگونگی ارائه فیلم MCU خود به استارفاکس هری استایلز خواهد کرد.
امیدهای باکس آفیس برای فیلم با بودجه 75 میلیون دلاری، و همچنین امیدهای فصل اسکار نظری برای گاگا و شاید جرد لتو (که در پشت کمدی و گریم مکانیزم دفاعی بازی ظریفی ارائه می دهد)، آیا فیلم خوب است؟ افسوس، نه. آخرین دوئل ساخته ریدلی اسکات یکی از بهترین فیلم های سال بود. با این حال، سخت نیست که بفهمیم چرا یک ملودرام قرون وسطایی ترسناک و با درجه R درباره اتهام تجاوز جنسی، چه قبل و چه در طول همه‌گیری کووید، «شب ملاقات فرار در سینما» را فریاد نمی‌زند. House of Gucci با انتشار ماه گذشته برخی از عناصر موضوعی سست را به اشتراک می گذارد. این خشم واقعی از اینکه چگونه مردان به زنان به عنوان کالاهای دور ریختنی بدون توجه به موقعیت یا موقعیت اجتماعی آنها نگاه می کنند، مشترک است. اما این فیلم که توسط بکی جانستون و روبرتو بنتیوگنا نوشته شده است، یک فیلم طولانی و طاقت فرسا 2.5 ساعته است که بیشتر جالب ترین عناصر داستانی و ضربات شخصیت ها را در اولین ساعت خود به تصویر می کشد.
این تصویر بر اساس کتاب غیرداستانی سارا گی فوردن به نام خانه گوچی: داستانی هیجان انگیز از قتل، جنون، زرق و برق و حرص و طمع ، ظاهری متمایز و ارزش های تولید صیقلی دارد که با یکی از آخرین فیلمسازانی که به طور مرتب «اجازه خرید» داشته است، مرتبط است. این نوع پول بدون حق امتیاز در سیستم هالیوود. همه در گروه بازیگران توانا برای بازی می آیند. می توانید استدلال کنید که به نظر می رسد برخی از بازیگران در یک فیلم متفاوت هستند، موردی وجود دارد که آدام درایور ساده لوح (با بازی مائوریتزیو گوچی در نقش نوعی میلهاوس سکسی) و جرمی آیرونز (به عنوان پدر مخالف او) نماینده هستند. سبک مدرسه قدیم در حالی که آل پاچینوی پرهیاهو (در نقش آلدو گوچی حتی بر اساس استانداردهای پس از بوی زنش ) و لتو (به عنوان پسر مورد علاقه اش که اساساً از پدرش به عنوان راهی برای نشان دادن ارزش تقلید می کند) نشان دهنده « فقط پول در بیاور، لعنتی” عملی بودن. احتمالاً گاگا کمی از هر دو است، که باز هم منطقی است.
گاگا به عنوان یک زن جوان که عاشقانه وارد خانواده می شود و سپس سعی می کند میراث نام خانوادگی جدید خود را حفظ کند (در حالی که متوجه می شود او تنها جاه طلب در این قبیله نیست)، از این شانس لذت می برد که در نقش فردی غیر از یک شخصیت داستانی بازی کند. نسخه از خودش پاتریزیا رگیانی او یک لاس زدن آتشین است و علیرغم تردیدهای اولیه در مورد فتح عاشقانه او، کاملاً پیگیر است. درایور در ابتدا نقش پسر/وارث مورد علاقه امپراتوری را به عنوان یک ماهی سرد بی میل، هم در روابط عاشقانه و هم در تجارت، بازی می کند. بنابراین وقتی پدر به نامزدی سریع خود با این غریبه "طبقه پایین" که ممکن است جوینده طلا باشد یا نباشد اعتراض می کند، اخراج شدن از ثروت خانوادگی کاملاً یک تراژدی نیست. این که آیا او عاشق یک دختر بی دست و پا اما احمقانه خوش تیپ و ثروتمند است و یا اینکه تصور می کند اگر به اندازه کافی صبر کند از او استقبال خواهد شد، این یک پویایی جذاب است.
در بهترین حالت، خانه گوچی می‌خواهد در مورد نبردی بین دو طرف متضاد یک امپراتوری مد باشد، بین یک پدرسالار بزرگ که می‌خواهد برچسب را به همه چیز بزند و پول دربیاورد و دیگری که می‌خواهد کیفیت را بر کمیت اولویت دهد (شاید ساده لوحانه). ) اعتقاد به اینکه مصرف کنندگان محصول را بتشنیز می کنند. میزانی که پاتریزیا آچار میمونی را در جریان دادرسی می‌اندازد، به‌طور قابل‌توجهی که از شوهرش حمایت می‌کند و در عین حال از نظر تجارت خانوادگی نیز درایت بی‌رحمانه‌تری را اتخاذ می‌کند، کمی دسیسه و ارزش سرگرمی ایجاد می‌کند. اما فراتر از تماشای لحظه ای دیدن تلاش گاگا برای بازی شطرنج سه بعدی با همسرش، صراحتاً کل داستان های فرعی کسب و کار چندان زیاد نیستند. مسلماً، در این مورد، حقیقت «کسالت‌آور» (از جمله معاملات تجاری کاملاً استاندارد) احتمالاً مانعی است، همانطور که تصور تمرکز پاتریزیا به‌عنوان یک دست‌کاری چیره دست به‌جای یک تماشاگر تحسین‌شده به سمت ویرانی اجتناب‌ناپذیر است.
سلما هایک در نقش زنی که در اواخر بازی به رفیق گاگا تبدیل می‌شود، نقشی زیبا دارد، زیرا گاگا برای خانواده‌اش کمتر ضروری می‌شود، اما به نظر می‌رسد تغییر شخصیت اصلی درایور در پرده سوم خارج از صفحه نمایش رخ داده است. مطمئناً، می‌توانید استدلال کنید که «این راه پیش می‌رود»، که بدون شک تا حدی موضوع است، اما هرگز نمی‌توان فکر کرد که آیا صحنه‌ای را در طول تماشای اولیه از دست داده‌اید یا خیر. یک سوم پایانی اساساً پایانی است که 45 دقیقه طول می‌کشد، زیرا (به جز یک جلسه تجاری در اواخر بازی) پس از پایان داستان اتفاق می‌افتد. شاید این در مورد تمایل تجاری برای متمرکز کردن بزرگترین ستاره سینمای خود در روایتی باشد که (از نظر کتاب های تاریخی) فقط به طور مماس در مورد او است. با این حال، نتیجه فیلمی است که خود را در چوب شور می‌پیچد تا عمدتاً اجتناب از همان شخصی (مائوریزیو راننده) را که باید در مرکز طوفان باشد، توجیه کند.
چیزهای خوبی در House of Gucci وجود دارد ، به خصوص در ساعت اول که ما بهترین های هر دو دنیا را از نظر کسب و کار و لذت دریافت می کنیم. اما بنزین فیلم نسبتاً زود تمام می شود. شاید داستانی که می گوید (صرف نظر از اینکه چه چیزی واقعیت است و چه چیزی تخیلی) کاملاً سینمایی نباشد. شاید از نیاز به قرار دادن گاگای به اندازه‌ای که او نیاز دارد در مرکز قرار گیرد، حتی زمانی که طرح جالب‌تر «خانواده در جنگ بر سر تجارت» تلخ‌تر از طرح «مثل یک زن تحقیر شده» می‌شود. ” ملودرام بدون مسابقه اسکار و نادر بودن چنین درام های بزرگ مقیاس بزرگسالان در دنیای IP محور، House of Gucci صرفاً یک فیلم بد با لحظات قوی در میان یک گروه عالی خواهد بود. اما در سال 2021، شکست آن مانند تیری در قلب یک صنعت رو به مرگ است، یک تراژدی برای کسانی که می ترسند هر فیلم بزرگ آخرین فیلم بزرگی باشد که تا به حال ساخته شده است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *