تست بتا
تست بتا یک کمدی تاریک مهیج خیره کننده به نویسندگی و کارگردانی جیم کامینگز و پی جی مک کیب است. کامینگز در این فیلم نقش یک عامل استعداد امیدوارکننده را بازی می‌کند که دعوت‌نامه‌ای تکان‌دهنده دریافت می‌کند که نوید یک برخورد جنسی بدون رشته را می‌دهد، اما پاسخ او به این دعوت، زندگی او را از کنترل خارج می‌کند. من نشستم تا با کامینگز و مک کیب برای فیلم مصاحبه کنم که در VOD موجود است.
جف یوینگ: تست بتا . هر دوی شما نوشتید، کارگردانی کردید، در آن نقش آفرینی کردید – واضح است که این کار عشقی است. بنابراین پروژه چگونه شروع شد و چه چیزی الهام بخش آن بود؟
جیم کامینگز: ما ایده سرویس نامه را داشتیم، جایی که من به آن فکر می کردم… اگر نامه ای از طرف یک تحسین کننده دریافت کنید که شما را به این برخورد جنسی ناشناس و بدون رشته دعوت کند، چه می کنید؟ این واقعاً دیوانه کننده است، مانند یک قسمت Twilight Zone، و ایده جالبی بود. و به پی جی زنگ زدم و گفتم: "آیا کاری را که انجام می دهی انجام می دهی؟" و او می گفت، "من هیچ کاری را بلافاصله انجام نمی دهم".
پی جی مک کیب: بیرونش کن، من را می ترساند. همسرم منو میکشه
جی سی: آره، پس من… "آره، باشه، احتمالاً حق با شماست" و بعد ما به صحبت کردن در مورد آن ادامه دادیم. این به نوعی پیدایش پروژه بود، اما سپس به این ایده که من و پی جی برای ساختن این فیلم‌های بزرگ‌تر مانند The Wolf of Snow Hollow ، این فیلم‌های بزرگ استودیویی که در حال انجام آن بودیم، اشاره کرد و من در حال ساختن آن هستم. طرفی که این فیلم های کوچکتر و مستقل را می سازد. ما به تازگی در مورد WeFunder، این پلتفرم ارزش سهام جمعی شنیدیم و من در حال انجام تحقیقاتی در مورد آن هستم. من فکر می‌کنم این به نوعی آینده فیلم مستقل است.
من سرمایه گذاری و تامین مالی Thunder Road را انجام داده بودم، اولین ویژگی من، از طریق Kickstarter، و سپس از طریق دوستان و خانواده خصوصی که پس از اجرای Kickstarter تماس گرفتند و گفتند: "هی، آیا می توانم سهمی از شرکت بخرم؟" ' ما می‌دانستیم که برای فیلم مستقل کار می‌کند، و پس از آن فقط دو فیلم دیگر در پلتفرم WeFunder وجود داشت. و سپس من فکر می کنم این می تواند چیزی برای ما باشد، ما می توانیم آن را امتحان کنیم. ما به نوعی این کار را به عنوان یک هوی و هوس انجام دادیم، نمی دانستیم که آیا این کار نتیجه می دهد یا نه، و سپس در 12 روز اول 350 دلار جمع آوری کردیم یا چیزی شبیه به آن.
مثل "خوب، باحال، پس این آینده است، اما اکنون می توانیم راحت باشیم." حالا می‌توانیم برای 40 سال آینده هر طور که می‌خواهیم فیلم بسازیم… و بنابراین روی خودمان شرط بندی کردیم و نتیجه داد. این که ما می‌خواستیم علیه ساختار سیستم مالی-استودیویی هالیوود صحبت کنیم، به نوعی همزمان با بیان داستان بود. ما همچنین به این فکر می‌کنیم که اینترنت می‌تواند این شرکت قدرتمند برای ساختن فیلم‌ها و تامین مالی آنها و توزیع آنها باشد… و بنابراین ما هر دو را همزمان انجام دادیم و نتیجه داد.
PJM: این فرآیند به‌عنوان «آزمایش بتا» و همچنین فیلم بود. ما خیلی خوش شانسیم.
جی: من آن را دوست دارم. زمانی که مشغول نوشتن و شکل دادن به آن بودید، تأثیرات سینمایی خاصی روی فیلم داشتید؟
جی سی: آره، من و پی جی همیشه در مورد فیلم‌های ایتالیایی دهه 1970 مثل آثار داریو آرجنتو و Blood and Black Lace و Cat o' Nine Tails صحبت می‌کردیم ، همه فیلم‌های مورد علاقه ما که برونو نیکولای ساخته بود. دیوید فینچر تأثیر زیادی دارد، فیلم های او چقدر دقیق و ساختارمند هستند. محله چینی ها تأثیر زیادی بر فیلم داشت، خرابه آبی ، چشمان کاملا بسته ، 50 سایه خاکستری، همه این فیلم ها که سپس تبدیل به کمدی مسخره ای شد که ما از همه این فیلم های جدی ساختیم.
PJM: این فیلم‌های بسیار سنگین و پرمخاطب را می‌خواستیم ترکیب کنیم و سپس یک چرخش کمدی روی آن قرار دهیم. که بسیار سرگرم کننده بود.
جی: من آن ژانرها را دوست دارم، قطعاً می توانم آن نسب را ببینم. آیا می‌دانستید که در حال شکل دادن به جزئیات داستان بودید که این داستان تبدیل به یک داستان پارانوئیدی فزاینده درباره ناتوانی یک مرد در برخورد با مسائل خود می‌شود؟
جی سی: آره، این چیزی است که ما دوست داریم. همه فیلم‌های من درباره‌ی مردی در لبه‌ی مرز هستند که به اوج این فروپاشی عصبی و عصبانیت عمومی می‌رسند. ما می‌دانستیم که می‌توانیم این کار را با شرمساری جنسی در آمریکا، پیوریتانیسم انجام دهیم، و تماشاگران برای سواری همراه خواهند بود. ما در مورد آن صحبت کردیم. به نظر می رسد 50 سایه خاکستری است اگر توسط تیم ساوث پارک ساخته شده باشد، درست مثل اینکه موتور فیلم این موتور کارآگاهی پر استرس باشد و سپس یک مشت جوک مسخره برای تماشاگر باشد. ما از پیدایش می دانستیم که چنین خواهد شد.
جیم: وقتی صحبت از حرفه ات شد، جیم، چطور بود که نقش یک پلیس را نداشتی؟
جی سی: خوب، من در این فیلم یک پلیس را جعل می کنم. این شوخی درونی… من پلیس نیستم، و همه در توییتر می گویند، "اوه، جیم دارد یک فیلم جدید می سازد، اما او در فیلم نقش یک پلیس را بازی می کند." مانند دقیقه 45 و من وانمود می کنم که پلیس هستم. می‌دانستم که این باعث خنده سینمافیل‌ها، طرفداران کارهای قبلی ما می‌شود…. نمی‌دانم، احساس می‌کنم هنوز این خراش آگرو نوع A-تستوسترون را بازی می‌کنم. انتقال به دنیای شرکت برای من بسیار طبیعی بود. و این یک لباس فرم متفاوت است، اما هنوز هم یکنواخت است.
جی: یکی از صحنه های مورد علاقه من در فیلم، غوغایی در گاراژ است. من اجرای آن را دوست دارم. آن صحنه چگونه نوشته شد؟
جی سی: ما آن را در 17 روز شلیک کردیم، این یک کاری بود که باید انجام شود. من و پی جی آن مونولوگ را با صدای بلند در آپارتمان رفیق خود بن که همسایه دفاتر تولید ما است نوشتیم. من فقط شروع می کردم به غوغا کردن در مورد همه این چیزها … ما می دانستیم که اوج فیلم این است که او به تمام دروغ هایی که در دقایق قبل دیده اید اعتراف کند و این اتفاق می افتد. این [لحظه] کاتارسیس نهایی برای مخاطب. بنابراین باعث شد که همه آن چیزها را فهرست کنیم، و سپس در مورد طرز فکری مثل… خیلی عالی است که ببینیم این مرد در نهایت نمی تواند دروغ بگوید، زیرا کل فیلم را دروغ گفته است. و سپس مشخصاً، شما برخی از بیت‌ها را با من پر می‌کنید و می‌گویید [چیزهایی مانند] "من از اینترنت متنفرم لعنتی"، "فقط ای کاش اوایل دهه 2000 بود."
تماشاگران را می کشد، مثل این است که… این احمق رقت انگیز منسوخ شده است. این بسیار سرگرم کننده است زیرا … در هیچ نقطه ای از تماشای Entourage یا هر یک از این فیلم های لعنتی بزرگ که هالیوود را تجلیل می کنند، احساس نمی کنید که قدرتمندتر از قدرت های موجود هستید و به عنوان یک مخاطب عالی است که آن را تغییر دهید. پویایی قدرت و حالا مردم به این لعنتی ها می خندند. عالیه.
پی جی ام: و جن گیری او را تماشا کنید، که به نوعی… این فقط اوست که تمام شیاطین دروغگوی خود را تمرین می دهد و در نهایت به صداقتی که در اعماق وجود دارد، می رسد.
جی: در یک گاراژ نیز خوب است، زیرا اوج آن صحنه‌های درگیری معمولاً با جسدی در صندوق عقب ختم می‌شود.
PJM: بله، و این همان چیزی است که ما به آن امیدواریم… آیا او می خواهد چنگ بزند؟ مثل شما فقط می خواهیم فرض کنیم که، می دانید، او در حال سقوط است.
جی سی: آره، ما به نوعی مسخره کرده ایم که در طول فیلم، این شرکا دارند شریک زندگی خود را می کشند و سپس او با قیچی آنجاست… و آنها می گویند، "اوه، او به قتل می رسد."
پی جی ام: آره، امیدوار بودیم تماشاگران اینطور باشند، "خب، او اینجا به طرز وحشیانه ای به قتل می رسد، بدیهی است که به این روانی نگاه کنید."
JC: بله، فقط این کار را [از قبل] انجام دهید.
جی: من آن را دوست دارم. فیلم همچنین این انتقاد را به تسلط «داده‌های بزرگ» و تهدیدهایی دارد که تحمیل می‌کند، بنابراین باید از شما بپرسم: اگر این نوع دعوت‌نامه‌ها منتشر می‌شد، فکر می‌کنید مردم چه می‌کنند؟
جی سی: تعجب خواهید کرد که چند نفر مثل جردن و کارولین هستند. من فکر می کنم خنده دار است وقتی به اروپا می رویم و فیلم را نمایش می دهیم، مردم می گویند، "اوه، او فقط یک معشوقه دارد… این چیز مهمی نیست." من فکر می‌کنم در آمریکا ما هنوز خیلی پیراسته هستیم، اعتراف به انسانیت شما کمی شبیه نامه قرمز است و بنابراین فکر می‌کنم واقعاً کارساز باشد. به همین دلیل می خواستیم فیلم را بسازیم. لحظه ای در فیلم وجود دارد، زمانی که جانی پی پال می ایستد و با من روبرو می شود، و در پس زمینه نما این برش مقوایی از الگوریتم اصلی که او ساخته است، وجود دارد. کار می کرد. این در واقع الگوریتمی است که دوست ما (که یک برنامه نویس است) ساخته است، و حدود نیم ثانیه در تمرکز است… ما این کار را به عنوان یک تخم مرغ عید پاک انجام دادیم، بنابراین اگر کسی می خواست این چیز را بسازد، می توانست.
PJM: بله، کلیدها روی مقوا درست پشت سر او هستند. و در نهایت می توانید این سرویس را بسازید که می تواند داده ها را جمع آوری کند.
جی: این شگفت انگیز است! خوب، تبریک می گویم، شما تمدن را به پایان رساندید. [می خندد] آخرین سوال… صحنه مورد علاقه شما برای ساخت چه صحنه ای بود؟
جی سی: فکر می کنم این افتتاحیه برای ماست چون جلوی دوربین نیستیم. این برای ما بزرگ بود، زیرا هر دوی ما باید در واقع کارگردانی کنیم و نیمی از آن روی کارگردانی و همچنین بازیگری، و گریم کردن، و حفظ خطوط و چیزهای مهم تمرکز نکنیم.
PJM: و بهترین برداشت خود را از دیوید فینچر انجام دهیم، این تنها کاری است که ما می خواهیم انجام دهیم.
جی سی: و وقتی سر صحنه فیلمبرداری هستیم خیلی شیدایی است، مثلاً "اوه خدای من، داریم متوجه می شویم." این به نظر عالی می آید. خیلی خوب است …. خیلی خوب است! اما پس از آن، تنها ساختن فیلم به زبان سوئدی، بسیار عجیب و غریب به نظر می رسد مانند یک تجربه سینمای بین المللی. فقط هیجان انگیز بود، سر صحنه بودن بسیار سرگرم کننده و پر جنب و جوش بود. ما می گوییم، "اوه، این در سراسر جهان به خوبی انجام خواهد شد." این یک راه واقعاً عجیب برای باز کردن یک فیلم است، و شما می توانید آن را احساس کنید… شور و نشاطی در صحنه فیلمبرداری وجود دارد که همه می توانند آن را احساس کنند وقتی شما در حال ساختن چیزی دوپ هستید.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.