«به نظر می رسد حشرات در همه محله ها، بازارها و مغازه ها وجود دارند و از هیچ کس دریغ نمی کنند. آنها یک نیروی قلدر در پیاده روها هستند، در داخل و خارج از فروشگاه ها، ماشین ها و خانه ها پرواز می کنند، و در هر سطح موجود، از سبزیجات گرفته تا مردم، مستقر می شوند. اینها سخنان صبا امتیاز، خبرنگار نیویورک تایمز بود که وضعیت هجوم مگس ها در سال 2019 در کراچی را توصیف کرد.
آنچه را که شهروندان از همه اقشار در مهمترین شهر پاکستان تحمل کردند، هنگام خواندن رمان کراچی معاون سمیرا شاکل: زندگی و مرگ در شهر مورد مناقشه به ذهنشان خطور کرد. همانطور که عنوان این کتاب بسیار جالب مشخص است، زندگی در کراچی آسان نیست. اکثر آمریکایی ها بدون در نظر گرفتن سطح درآمد، نمی توانند از عهده آن برآیند. این یادآوری است که «فقر» معنای جدیدی به نسبی می‌آورد.
در این شهر پراکنده و در عین حال پر از جمعیت 20 میلیونی، زندگی کاملاً خطرناک است. این حتی زمانی که مردم از نظر تئوری تهدید نمی شوند نیز صادق است. شاکل یک هنجار ترافیکی را توصیف می‌کند که در آن موتورسیکلت‌هایی که «گاهی اوقات تا پنج عضو خانواده را حمل می‌کنند» به همراه اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌هایی که مردان «به بالا و کناره‌ها» می‌چسبند، «بین خودروها داخل و خارج می‌شوند». با این حال این افراد دقیقاً به این دلیل که در حال حرکت هستند نسبتاً امن هستند.
این امر صرفاً به این دلیل مهم است که بی‌حرکت بودن در حین حرکت ایمن نیست. شیکل، در طی یک سفر اولیه به کراچی برای مقاصد گزارش دهی (او در لندن مستقر است)، به خاطر می آورد که عمه مرفه خود به او گفته بود: «اگر مردی سوار بر موتور در کنار شیشه ماشین شما توقف کرد و با اسلحه چشمک زد، نپرسید. سوالات، فقط پول نقد و تلفن خود را تحویل دهید." همچنین به او گفته شد که به طور منظم مسیرهای سفر خود را تغییر دهد تا احتمال ربوده شدن را کاهش دهد. در مورد محله‌های خطرناک، از آنها رانندگی نکنید و مطمئناً در آنها توقف نکنید، «حتی اگر کسی با شما تصادف کند».
Shackle پرتره ای جذاب از کراچی را از نگاه یک راننده آمبولانس، یک معلم، یک سازمان دهنده جامعه/قرض دادن، یک گزارشگر تلویزیونی در راه بالا، یک مادر، همراه با جنایتکاران وابسته به طبقات سیاسی که اداره می کنند خلق می کند. شهر ناکارآمد در اینجا دیدگاه این است که پرتره شاکل باید برای آمریکایی‌هایی که فکر می‌کنند «رها شده‌اند» و همچنین کارشناسان با موقعیت خوبی (از لحاظ اقتصادی و جغرافیایی) که برای آمریکایی‌هایی که گفته می‌شود «جا مانده‌اند» خوانده می‌شوند. آن‌ها نمی‌دانند که آمریکایی‌های «اخراجی» چقدر خوب آن را دارند. و این فقط به این دلیل نیست که کراچی بسیار بلند و ناامن است. استانداردهای زندگی به طرز غم انگیزی بدوی است.
از توضیحات مفصل Shackle، کراچی شهری است که در آن مردان در واقع برای جمع‌آوری زباله‌های انسانی خانه به خانه به کار می‌روند، با توجه به اینکه مردم تا چه حد معمول هستند که لوله‌کشی داخلی نداشته باشند، این شهری است که در آن مردم «جری قوطی» می‌گیرند. به منابع آب متمرکز و غالباً مجرمانه برای تأمین آن، و در آنجا برق یک چیز "شاید" است. مشکل برق حتی در نقاط خوب شهر (جایی که اقوام شاکل از آنجا هستند) مانند کلیفتون صادق است.
راه رفتن زنان در خیابان های کراچی برای آنها این است که به طور معمول سوت ها و اظهار نظرهای زننده را تحمل کنند، اما این در صورتی است که آنها خوش شانس باشند. نق زدن یکی دیگر از هنجارهای ظالمانه است که آنها باید به آن عادت کنند. برخی ممکن است بپرسند که چرا پلیس از زنان محافظت نمی کند. سوال خوبی است. به گفته Shackle، "30000 نفر از آنها برای خدمت به این شهر بیش از 20 میلیون نفری وجود دارد." در آن مرحله واقعاً مهم نیست.
واقعیت این است که شخصیت های جنایتکار عمدتاً کراچی را اداره می کنند. آنها روی بیلبوردها هستند. آن‌ها در عمارت‌هایی زندگی می‌کنند که از طریق تجارت مواد مخدر (در میان سایر جریان‌های درآمدی) پرداخت می‌شود، در حالی که خانواده معمولی – و خوش شانس – می‌توانند به معنای واقعی کلمه ادعای فضایی در چهار دیواری داشته باشند. مانند خانواده های بزرگ و چند فرزندی که در داخل یک اتاق زندگی می کنند. برای روشن بودن، این نابرابری اقتصادی گانگستری/شهروندی به معنای ضربه زدن به نابرابری نیست. تصور کنید که نابرابری ثروت نتیجه این است که ثروتمندان اغلب تجملات قبلی را برای افراد معمولی به تولید انبوه می‌رسانند. کراچی به سادگی نابرابری کافی ندارد. هند نیز که نیمی از ساکنان آن فاقد لوله کشی داخلی هستند، به گونه ای که زنان آن با هر قدم زدن در جستجوی حریم خصوصی برای تسکین خود در معرض تجاوز جنسی قرار می گیرند.
با این حال، خواندن در معاونت کراچی قابل توجه است که چگونه رحمان دکایت، "پادشاه" گانگستر لیاری، که جنایت‌آمیزترین منطقه کراچی است، امنیت بی نظیر بوتو را "هماهنگ" می‌کرد. بوتو که در سال 2008 ترور شد، عضو یکی از برجسته ترین خانواده های سیاسی پاکستان است. درباره کار دکایت (که در نهایت به قتل رسید) برای بوتو، این حقیقت پنهانی نبود. عکس هایی از این دو با هم بود. شاکل با توصیف اینکه چه ارتباطی برای یک سیاستمدار آمریکایی باعث مرگ شغلی می شود، از چشم زیله گزارشگر جنایی می نویسد که «دیگر از نحوه گره خوردن جنایت و سیاست در کراچی شوکه نشد. هر جنایتکار خیابانی یک وابستگی سیاسی داشت. هر حزب سیاسی اثر انگشت خود را در چندین شرکت جنایی داشت." در این مورد، پیوندهای قدرتمند بین جرم و جنایت و سیاست به هیچ وجه برای توجیه طبقات سیاسی ایالات متحده مطرح نمی شود. آسیبی که آنها وارد می کنند بسیار واقعی است. در عین حال عجب! وقتی از سیاستمداران خود و ویژگی‌های بداخلاق آنها شکایت می‌کنیم، مطمئناً این کار را از موقعیتی ممتاز انجام می‌دهیم. آنچه پاکستانی ها برای سیاستمداران ما خواهند داد و مشکلاتی که ایجاد می کنند.
در عوض، و از آنجایی که قدرت تا حد زیادی در دست سیاستمداران و شرکای آنها در جنایت (به معنای واقعی و مجازی) است، تعداد بسیار زیادی از شهروندان کراچی مجبور به انتخاب هستند. آنها این کار را با ناامیدی انجام می دهند. بیش از تعداد معدودی جرم و جنایت یا مشارکت در آن را انتخاب می کنند. از سنین خیلی کم. همانطور که Shackle اشاره می کند، بچه ها می توانند "500 روپیه در روز با نگه داشتن ساعت یا تحویل بسته ها" درآمد داشته باشند. زندگی عالی نیست، اما والدین اغلب به دلیل ناامیدی اقتصادی که زندگی را برای اکثریت قریب به اتفاق تعریف می‌کند، «شرکت‌کنندگان مشتاق» هستند. پروین، معلمی که در Vice نمایش داده می‌شود ، از حضور شخصیت‌های جنایتکار در جامعه وحشت دارد.
زمانی که نصیر که با گذشت زمان به دوست خوب خانواده‌اش تبدیل می‌شود، برای او دردناک‌تر می‌شود و با جایگزین شهرنشین دکایت به عنوان گانگستر لیاری، عزیر بلوچ، استخدام می‌شود. پروین وقتی نصیر سخت‌گیر و بسیار عضلانی را می‌شناخت، زمانی که می‌خواست در «مدرسه خیابانی» جایی که او در آن تدریس می‌کرد، به تدریس بپردازد، اما با توجه به فقدان تحصیلاتش، این کار را انجام نداد. با وجود این، او تنزل مقام خود را به خوبی پذیرفت که به عنوان یک موقعیت سرایداری تر خوانده می شود.
داستان از این جهت خوشحال می شود که بوکسور حرفه ای ناباب در نصیر برای مدتی از همکار پروین به خانه اسکورت او تبدیل می شود. او به همه می گوید که آزار دادن پروین یا اعضای خانواده اش همان آزار دادن اوست. آمریکایی در نظر شما خود را در حال تصور پایان خوشی می بیند که در آن دوستان صمیمی پروین و نصیر با هم به پایان می رسند، اما اینجا کراچی است. لطفاً کتاب Shackle را بخوانید تا دریابید که اوضاع چگونه به پایان می رسد، اما همانطور که قبلاً ذکر شد، نصیر در نهایت مانند بسیاری از افراد در کراچی انجام می دهد: او در اقتصاد جنایی شهر استخدام می شود.
همه اینها سؤالی را ایجاد می کند که طرح آن برای افراد آزادیخواه تر جالب است. همانطور که Shackle در سراسر کراچی بسیار آشکار است، جرم و جنایت و سیاست در کراچی مبهم است. در این مورد، لطفاً با تظاهر به وجود شباهت، به آمریکای مرفه یا پاکستانی های رنج دیده توهین نکنیم. با این کار، تعداد بسیار زیادی از آمریکایی‌های گمراه چپ و راست، نتیجه ونزوئلا را برای ایالات متحده پیش‌بینی کردند، اگر دونالد ترامپ (چپ) یا هیلاری کلینتون (راست) به عنوان رئیس‌جمهور در سال 2016 انتخاب شوند. هر دو طرف به طور کامل به ایالات متحده توهین کردند تا وانمود کنند که هر یک می تواند چنین کشور شگفت انگیزی را خراب کند. اختلال عملکرد ما نسبت به آنچه دیگران تحمل می کنند آسمانی به نظر می رسد.
در این صورت، از برجسته بودن شخصیت های جنایتکار در کراچی چه باید کرد؟ آیا این یک نتیجه بازاری است یا اقتصادی؟ جالب است که از آزادیخواهان بپرسیم که آیا گانگسترها به یک معنا پاسخ بازار به شهری هستند که چنین ویران شده است. آیا گانگسترها حداقل تا حدی نظم و شکلی را به معنای مجازی به ارمغان می آورند که در غیر این صورت وجود نداشت و سیاستمداران قطعاً قادر به ارائه آن نیستند؟ هر پاسخی که باشد، جنایت در کراچی ارائه می دهد. متأسفانه این کار را می کند.
که ما را به جنت می رساند. او اولین زن در خانواده اش برای تکمیل درجه 10 است. تحصیل برای زنان کراچی عمدتاً غیر آغازین است. از این حیث، داستان جنت یکی از خوشایندهای کتاب شاکل است. زندگی جنت اگرچه به عنوان یک ایالت محروم خوانده می شود، اما زندگی نسبتاً خوبی دارد. با این حال، همه چیز نسبی است. در ایالات متحده، یک هفتم همکاران آموزش و پرورش -grade 10 با عدم مغز، جاه طلبی، یا هر دو. از تحرک رو به پایین پس از آن، نامزدی برای افرادی مانند جنت «توسط والدین تصمیم می گیرد، اغلب زمانی که بچه ها» بسیار کوچک هستند. جنت با غلام، ده یا دوازده سال بزرگتر از او ادغام می شود (شکل اشاره می کند که سن در کراچی ویژگی مبهمی دارد)، اما معلوم می شود که فرد خوبی است. او او را تشویق می کند که مدرسه را تا کلاس دهم به پایان برساند ، به علاوه او در نهایت شغلی در دولت پیدا می کند . این یک معامله بزرگ در کراچی است. به قول شاکل، این "رویای نهایی" برای فردی مانند غلام است که از شرایط محدودی می آید. در میان چیزهای دیگر، اشتغال، دستمزد بهتر و "اشتغال دائمی و مطمئن" را ارائه می دهد. آنها همیشه در دولت غذا می خورند. همیشه . حتی در کراچی.
در مورد مردم عادی شهر، همه اینها ناامیدانه به نظر می رسد. به ویژه از نگاه صفدر، راننده آمبولانسی که "دانش دانشنامه ای" از خیابان های کراچی دارد. اگرچه رانندگی آمبولانس به‌ویژه هزینه بالایی ندارد، اگرچه بسیار خطرناک است، صفدر کار دشوار و بیمار آور (بله، به معنای واقعی کلمه) را به عنوان «درآمد کردن راهم به بهشت» می‌داند. علاوه بر این، شخصیت او متناسب با کار است. صفدر دائما در حال حرکت است، انرژی او بی پایان است، و این برای یک راننده آمبولانس در شهری ضروری است که Shackle گزارش می دهد که می تواند بیش از 3000 قتل را تنها در سال 2013 ادعا کند. ظاهراً این عدد کراچی را در صدر فهرستی قرار داده است که هیچ شهری دوست ندارد در صدر آن باشد.
ارادت صفدر به شغلش نیز زاییده تجربه است. صفدر در حالی که در فضای زندگی هفت به یک اتاق بزرگ می‌شد، از سنین پایین شاهد بیماری‌های برادرش عادل و چالش‌های بازگشت به محل زندگی‌شان از انتظارات بی‌پایان در بیمارستان‌ها بود. فلج اطفال پای چپ عادل را آتروفی کرده بود، به طوری که او به طور معمول با «مفصل زانو که در فلج قفل شده بود» در عذاب بود. لطفاً یک لحظه و شاید بیشتر به این موضوع فکر کنید. به خصوص اگر از قرنطینه‌های مربوط به ویروس کرونا حمایت می‌کنید، و از آن غم‌انگیزتر، بیمارستان‌هایی که در سرتاسر جهان برای مقابله با ویروسی آماده می‌شوند که از نظر مرگ و میر و بیماری جدی بیشتر با افراد بسیار مسن و در حال حاضر بسیار بیمار مرتبط است. مهم است که فقط به این دلیل فکر کنید که در بخش‌های فقیر جهان، تمرکز بر ویروسی که هرگز بخش بزرگ و بیش از 99 درصد آن را تهدید نمی‌کرد، در میان سایر چالش‌های بهداشتی بر واکسیناسیون علیه فلج اطفال اولویت داشت. این یک یادآوری است که تاریخ معقول وحشت سیاسی و متخصص بیش از کروناویروس به عنوان بزرگترین فاجعه حقوق بشر از قرن 21 بیل.
به صفدر برگردیم، دوران عادل در بیمارستان‌ها او را به کارهای خوبی که می‌توانست به عنوان راننده آمبولانس انجام دهد بیدار کرد. و همه اینها به یکی از شرایط خوشحال کننده کتاب منتهی می شود: در نهایت عادل می بیند که وضعیت سلامتی او رو به بهبود است، فقط برای اینکه صفدر بفهمد که برادرش که «از قبل به دلیل ناتوانی اش بسیار آسیب دیده است، نباید مجبور به تحمل این مشکل شود. مسئولیت مراقبت از خانواده را نیز بر عهده دارد.» ترجمه شده، درآمد او متعلق به خودش خواهد بود. در نهایت عادل کسب و کار خود را راه اندازی می کند. این یک پیروزی در شهری پر از باخت است.
در واقع، حتی موفقیت ها نیز زاییده چیزهای وحشتناک هستند. Zille فوق یک گزارشگر جنایی تلویزیونی در شهری است که با جنایت تعریف شده است. شهرت فزاینده زیله نتیجه جنگ جنایتکارانه بی پایان، تروریسم و گزارش هر دو است. زندگی در کراچی بسیار نامشخص است. و همچنین بسیار ارزان است.
قبلاً به افرادی اشاره شد که پنج سوار بر موتور سوار می شدند، کارگرانی که در رفت و آمد از اتوبوس آویزان شده بودند تا به محل کار برسند، و سپس صحنه ای در بیمارستان پس از یک حمله تروریستی وجود دارد که در آن «مردم از درد زوزه می کشند، اندام های پاره شده، لباس های پاره شده و گوشت پاره شده اند». پاره شد…» «مردم مجبور شدند تخت‌های مشترکی داشته باشند. برخی روی زمین بودند.» در آن مرحله ارزش بازگشت به عادل را دارد. او از دو سالگی «تحمل گرمای زیاد، سردرد، لرز، استفراغ، پوستی را داشت که آنقدر حساس بود که وقتی او را لمس می‌کردند فریاد می‌کشید». عادل در شهر و کشوری که عمدتاً از بیمارستان یا مراقبت های پزشکی بی بهره بود، «در رختخواب می پیچید و از ناراحتی زمزمه می کرد». تصور کنید آمبولانس‌هایی که برادرش رانندگی می‌کند، واحدهای پزشکی سیار نیستند، زیرا «فقط مجهز به برانکارد، مخزن اکسیژن و گاهی اوقات بانداژ هستند». این همان چیزی است که فقر در مفهوم مراقبت پزشکی ایجاد می کند. مهم است که این را به خاطر بسپارید زیرا با شیوع ویروس در سال 2020، سیاستمداران انقباض اقتصادی را به عنوان استراتژی کاهش ویروس خود انتخاب کردند. مورخان شگفت زده خواهند شد.
در مورد سیاستمداران کنونی، بهتر است که معاون ضروری سمیرا شاکل در کراچی را بخوانند. آنها باید ببینند که در جایی که فقر و ناکارآمدی نیروهای مسلط هستند، وقتی «بهترین» کار جنایی یا دولتی است، زندگی و سلامت چقدر ارزان می شود. زندگی در چنین مکان هایی وحشتناک است، به همین دلیل است که کتاب شاکل بسیار مهم است. نگاهی به درون شهری که نامش هرگز در بحث بزرگان مطرح نمی شود، ناامیدی کراچی یادآوری می کند به دنیای توسعه یافته که همه ما چقدر خوب داریم و از چه چیزهایی باید اجتناب کنیم تا عظمت خیره کننده خود را حفظ کنیم. تمام سطوح درآمد) استانداردهای زندگی.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *