سوپریا پاتاک و پاوان مالهوترا در یک عکس از نمایش وب سونی لیو، "Tabbar".
آجیتپال سینگ، فیلمساز هندی، خیلی قبل از اولین حضورش در سینمای عامه پسند هندی، با Tabbar که امسال به صورت آنلاین منتشر شد، جای خود را در مدارهای بین المللی فیلم گذاشت. فیلم‌های کوتاه او رامت گامات و آتش در کوه‌ها در جشنواره‌های مختلف فیلم از جمله جشنواره فیلم ساندنس سفر کرده‌اند. او اکنون با آخرین پیشنهاد خود – اولین سریال اینترنتی خود، تاببار – وارد بازار سینمای عامه پسند شده است.
Tabbar در SonyLiv پخش می شود و پاوان مالهوترا، سوپریا پاتاک و رانویر شوری در نقش های اصلی حضور دارند. در این مصاحبه، سینگ به اشتراک می‌گذارد که چگونه معنویت و فلسفه راه خود را به فیلم خانوادگی درام-جنایی-هیجان‌انگیز باز کردند و چگونه سفر فیلمسازی او با گذشت زمان شکل گرفت.
این نمایش که در پنجاب هند اتفاق می‌افتد، خانواده‌ای از طبقه متوسط را نشان می‌دهد که در میان موقعیت‌های ترسناک گرفتار شده‌اند. فراتر از پیچ و خم های یک تریلر، تاببار بر برخی پرسش های وجودی نیز تأکید می کند و حال و هوای روحی مردی از طبقه متوسط سالخورده را به تصویر می کشد که خانواده را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهد. "Tabbar" یک کلمه پنجابی برای خانواده است.
هر قسمت از نمایش با دوبیتی فلسفی از نویسنده معروف پنجابی بابا فرید آغاز می شود. این فیلمساز می‌گوید: «قربانی را قبلاً در سریال‌هایمان داشتیم. بازخورد از تولیدکنندگان، سونی، دریافت شد که آن را دوست داشتند. آنها همچنین از ما خواستند که در خطوط مشابه، کار بیشتری انجام دهیم.» او به طرز خوشایندی شگفت زده شد، زیرا از تطبیق روایت خود با جنبه های معنوی لذت می برد.
آجیتپال سینگ کارگردان «Tabbar».
«این آهنگ از بابا فرید، توریا توریا جا فریدا، آهنگی است که وقتی به بمبئی آمدم آن را زیاد گوش کردم. اساساً این آهنگ می گوید "به راه رفتن ادامه بده، ممکن است با کسی ملاقات کنی". اکنون ممکن است معنای خود را به دست آورید – چه به دنبال معشوق/ معشوق یا خدا باشید. این آهنگ اساساً درباره این است که چگونه در این دنیا رنج می‌بریم. همه ما رنج می کشیم، هیچ کس نیست که رنج نکشد. رنج راهی است که اگر می خواهی حقیقت را پیدا کنی در آن قدم می گذاری. سینگ می‌گوید بودا رنج زیادی کشید، گوروناناک رنج زیادی کشید.
او می‌گوید که همه شخصیت‌هایش در Tabbar رنج می‌برند – درست از اومکار (پاوان مالهوترا)، سارگون (سوپریا پاتاک)، تا حتی آجیت سودی (رانویر شوری). همه ما می دانیم که با پذیرش حقیقت، می توانیم به رنج پایان دهیم. مشکل این است که اکثر ما نمی توانیم حقیقتی را که همیشه در مقابل من است بپذیریم. ما می‌دانستیم که نمایش فقط یک فیلم جنایی-هیجان‌انگیز نیست و می‌خواستیم راهی (برای تماشاگران) برای تماشای آن فراهم کنیم. بنابراین فکر کردیم که هر قسمت را با یک دوبیتی باز کنیم. شما می دانید که دارید چیزی را تماشا می کنید که فراتر از یک فیلم جنایی-هیجانی است.»
سینگ با توجه به دوران کودکی خود می گوید که همیشه دانش آموز خوبی نبوده است. او در ادامه توضیح می دهد که چرا اینطور بوده است. وقتی همه به من به عنوان یک پسر سیک در کلاسی در گجرات نگاه می کردند، من دانش آموز خوبی نبودم. این زمانی بود که سیک‌ها دشمن محسوب می‌شدند (بلافاصله پس از ترور ایندیرا گاندی، نخست‌وزیر سابق هند در سال 1984. محافظان سیک او را سرنگون کرده بودند و شورش‌های ضد سیک هزاران نفر را در سراسر کشور کشته بودند). تا آن زمان شاگرد خوبی نبودم. سپس والدینم مدرسه مرا عوض کردند و موهایم را نیز بریدند (سیک ها با عمامه هایشان شناسایی شدند). سپس تخریب مسجد بابری (سال 1371) اتفاق افتاد و شخص دیگری دشمن کشور شد. من دیگر دشمن نبودم و در درس خواندن خیلی خوب شروع کردم.»
«قرار بود مانند هر فرد طبقه متوسط دیگری مهندس شوم، اما اتفاقاً در سفر با قطار، رمان پرم چاند (نویسنده محبوب هندی با رمان‌های معروفی مانند Godaan، Nirmala، Gaban و Kaphan) را خریدم. در کلاس یازدهم من به آن علاقه مند شده بودم، و زمانی که فارغ التحصیلی را تمام کردم، می دانستم که می خواهم داستان بگویم.» سینگ روی مهارت‌های داستان‌سرایی‌اش کار کرد و تا زمانی که زبان سینما را فهمید، با محدودیت‌های درک شده زبان مبارزه کرد. تنها پس از آن بود که سرانجام کار روی فیلم را آغاز کرد.
سینگ قبل از اینکه وارد قالب داستانی شود، روی بیش از 15 فیلم مستند کار کرده است. اوایل امسال، اولین فیلم بلند او، آتش در کوه‌ها ) اولین نمایش جهانی خود را در جشنواره فیلم ساندنس داشت و فیلم کوتاه او ( رمت گامات ) در موبی به نمایش درآمد.
(مکالمه برای وضوح ویرایش و فشرده شده است.)

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.