اشتیاق تاک ناکامورا به فضا از کودکی آغاز شد و به نقش های مهندسی کلیدی در هوافضا تبدیل شد.
مانند اکثر مهندسان، من دوست دارم بر چالش ها غلبه کنم. اما فرصت حل چالش‌های بزرگ هر روز به دست نمی‌آید، بنابراین وقتی چنین شد، من معتقدم که نباید دریغ کنید – ابتدا فرصت را غنیمت بشمارید و سپس راه‌حل را پیدا کنید.
در طول دوران حرفه‌ای من، از مهندسی سیستم‌های محرکه موشکی گرفته تا کار بر روی پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر، دریافته‌ام که برای مقابله با چالش‌های بزرگ به دو چیز نیاز دارید: تخیل و همکاری.
من در تسوکوبا، ژاپن، حدود یک ساعت خارج از توکیو بزرگ شدم. من در مدرسه ابتدایی به باشگاه نجوم پیوستم و یک شب پدرم مرا به کوهی در همان نزدیکی برد تا بتوانیم دنباله دار هالی را که از آسمان می گذرد تماشا کنیم. من مجذوب شدم. فضا این جهان مرزی پرماجرا بود، دور از زندگی روزمره من.
ما فقط به ماه نرفتیم – مهندسان فهمیدند چگونه ما را به آنجا برسانند و برگردند.
در دبیرستان، علاقه من به ستارگان و سیارات باعث شد تا فیزیک کیهان را مطالعه کنم. فهمیدم که در غواصی عمیق در موضوعات تئوری عالی نیستم ، اما علاقه مند به ساختن چیزهایی بودم که واقعاً بر جهان تأثیر بگذارد. از علاقه ای که به فضا داشتم، می دانستم که مهندسی در مرکز اکتشافات فضایی قرار دارد. ما فقط به ماه نرفتیم – مهندسان فهمیدند چگونه ما را به آنجا برسانند و برگردند.
بنابراین وقتی به دانشگاه رفتم، در رشته مهندسی تحصیل کردم. تغییر فوکوس اکنون تغییر مهم‌تری نسبت به آنچه در آن زمان به نظر می‌رسید به نظر می‌رسد. در ذهنم، من به سادگی آنچه را که می‌خواستم انجام دهم را با توانایی‌هایم مرتبط می‌کردم. این همان چیزی است که امروز به همکاران جوان می گویم: این ارتباط را پیدا کنید.
ناکامورا پس از تغییر از فیزیک به مهندسی در دانشگاه، به MHI پیوست تا روی سیستم‌های موشکی کار کند.
در سال اول تصمیم گرفتم در هوافضا تخصص داشته باشم و در مقطع کارشناسی ارشد، با کار در تجزیه و تحلیل ماموریت، متوجه شدم که می‌خواهم در سطح سیستم باشم به جای تمرکز بر یک جزء. این درک من را به صنایع سنگین میتسوبیشی سوق داد، جایی که می‌توانم روی طیف کاملی از سیستم‌های هوافضا کار کنم – اینکه چگونه همه اجزا و زیرسیستم‌ها با هم برای انجام مأموریت کار می‌کنند.
من شروع به طراحی سیستم های پیشران موشک پیچیده ای کردم که پیشران های ذخیره شده را در دماها و فشارهای معین تحت شرایط محیطی در حال تغییر سریع در طول پرواز به موتور منتقل می کنند. اگرچه من به عنوان رابط مهندسی و بعداً به عنوان مدیر در پرتاب های متعددی در محل پرتاب شرکت کردم، اما فقط توانستم یک زوج را با چشمان خود ببینم. من معمولاً در یک اتاق کنترل زیرزمینی حبس می شدم و به جای خود موشک به داده ها نگاه می کردم.
این کار بسیار مهم است – مهندسان آنجا هستند تا اگر اتفاق بدی بیفتد همه چیز را خاموش کنند – بنابراین شما این تجمل را ندارید که از پنجره به موشک واقعی نگاه کنید. این فرصت‌ها برای احساس ارتعاش سوختن موتور موشک در شمال ژاپن به عنوان بخشی از آزمایش نیروی محرکه به دست آمد، و دیدن و احساس سیستمی که ما روی اثبات خود کار کردیم، هیجان‌انگیز بود.
مهمترین دارایی تخیل است: تصور اینکه چگونه هر تصمیمی که می گیرید ممکن است بر بخش های مختلف سیستم تأثیر بگذارد.
در نهایت، من درگیر طراحی موشک در مراحل اولیه شدم و مجبور شدم دیدگاه خود را گسترش دهم و بفهمم که چگونه هر زیرسیستم در تصویر بزرگتر قرار می گیرد. این چیزی است که در مورد مهندسی سیستم بسیار جذاب است: شما باید بتوانید برای هر بخش از ماموریت از سیستم مورد نیاز به الزامات زیرسیستم به الزامات تجهیزات و دوباره برگردید. شما باید اثرات کاری را که انجام می دهید بر روی تمام قسمت های دیگر سیستم درک کنید. مهمترین دارایی در آن کار تخیل است: تصور اینکه چگونه هر تصمیمی که می گیرید ممکن است بر بخش های مختلف سیستم تأثیر بگذارد.
ناکامورا، که عکاسی برای او یک خروجی خلاقانه است، می‌گوید تغذیه تخیل ضروری است. او این عکس را در پارک ملی White Sands در نیومکزیکو گرفته است.
پس از تجربه تمام چرخه زندگی یک موشک در حرفه‌ام، شروع به جستجوی سیستم‌های جدید برای مدیریت و چالش‌های جدید برای حل کردم. زمانی که MHI چند سال پیش تمرکز خود را به سمت سرمایه گذاری در فناوری های کربن زدایی معطوف کرد، من از این فرصت استفاده کردم.
انتقال انرژی یک چالش سیستمی است: یک ماموریت برای به انجام رساندن وجود دارد و مسیرهای مختلفی برای انجام آن وجود دارد. شما به تخیل نیاز دارید تا راه حلی ابداع کنید که بتواند ماموریت را در حالی که تمام معیارهای دیگر شما از جمله مقرون به صرفه بودن و تاثیرات زیست محیطی را برآورده می کند، انجام دهد. نقش فعلی من شامل انجام مدل‌سازی مالی و بررسی مناسب برای فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدید در پروژه‌های خورشیدی، و همچنین نظارت بر عملیات روزانه مزارع بادی و خورشیدی است که MHIA در اختیار دارد. ماموریت – چالش بزرگی که در تلاش برای کمک به غلبه بر آن هستیم – مقابله با تغییرات آب و هوا از طریق حمایت از تلاش‌های محلی برای کربن‌زدایی است.
در نهایت، مهندسی سیستم در مورد مدیریت روابط انسانی است. راه‌های زیادی برای مشارکت و فرصت‌های بی‌شماری برای تعامل با افراد و نهادهایی که کار مشابهی انجام می‌دهند وجود دارد. اگر با هم کار کنیم و درک کنیم که هر تیم چه کاری انجام می دهد و هدف و انگیزه آن تیم چیست، ما به بهترین وجه قادر به انجام ماموریت خواهیم بود.
برای ناکامورا (سمت چپ)، که در پرتاب اخیر مزرعه خورشیدی آینده روشن در کارولینای شمالی به تصویر کشیده شده است، مهندسی سیستم ها موضوع مشترک در حرفه ای است که در حوزه هوافضا و انرژی های تجدید پذیر است.
این یک سفر طولانی و جذاب بوده است، از باشگاه نجوم گرفته تا پرتاب موشک تا روش های مهندسی برای پشتیبانی از بزرگترین و مهم ترین سیستمی که داریم: سیاره ما.
در کل راه، بارها و بارها ارزش تخیل و همکاری را دیده‌ام. آنها با هم هماهنگ می شوند – برای انجام بخش بزرگی از کار به تخیل خود نیاز دارید، اما برای به دست آوردن این تخیل، ابتدا باید با همکاران خود همکاری کنید تا افق خود را گسترش دهید. فقط در سیلو حرفه ای خود نمانید – در زمینه های دیگر کنجکاوی داشته باشید و با افرادی که در آنجا کار می کنند همکاری کنید. به این ترتیب تخیل شما گسترش می یابد تا شما را قادر به دیدن یک تصویر بزرگ و مقابله با چالش های بزرگ کند.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.