تورم هر طور که بسنجید در حال افزایش است.
رهبران کسب و کار دو نگرانی در مورد تورم دارند: قیمت ها و هزینه های فروش خاص خود و روند عمومی تورم. روند کلی اطلاعات مهمی در استراتژی کسب و کار است و همچنین به مدیران کمک می کند تا مسیری را که قیمت های خاص آنها در حال حرکت است را درک کنند.
راهنمای منابع داده برای معیارهای تورم خاص شرکت در زیر نشان داده شده است. ابتدا توضیحی در مورد معیارهای رایج تورم و نحوه استفاده رهبران تجاری از آنها ارائه خواهد شد.
شاخص قیمت مصرف کننده بیشترین توجه و همچنین بیشترین انتقاد را به خود جلب می کند. تا زمانی که خیلی جدی گرفته نشود مفید است. بسیاری از مردم این باور را در گفتگوهای معمولی بیان می کنند که تورم واقعی از افزایش CPI بیشتر است. کمی حقیقت با برخی از اشتباهات آمیخته شده است. حقیقت این است که CPI از "سبد خرید" معمولی مصرف کنندگان شهری ناشی می شود. این سبد نه تنها شامل خواربار، بلکه همه انواع کالاها و خدمات است. در جزئیات CPI شهریه کالج، هزینه مسکن و سفر و همچنین بنزین و غذا را خواهید دید. اما نسبت های این سبد نشان دهنده هزینه های همه نیست. برخی از مردم بیشتر برای سفر و کمتر برای تلویزیون کابلی هزینه می کنند. گیاهخواران گوشت زیادی نمی خرند حتی اگر بخشی از CPI باشد. مخارج خود هیچ کس به احتمال زیاد با نسبت سبد CPI مطابقت ندارد.
با این حال CPI در واقع نشان دهنده میانگین است. مردم تمایل دارند روی برچسب های قیمتی که مرتباً می بینند، مانند بنزین یا شیر تمرکز کنند. هزاران قیمت دیگری که می پردازند بسیار کمتر مورد توجه قرار می گیرند.
اقتصاددانان بر این باورند که بر خلاف آنچه بسیاری از مردم فکر می کنند، CPI تمایل دارد تورم را بیش از حد اعلام کند. موضوع اصلی نگرانی اقتصاددانان وزنی است که به اجزای مختلف داده می شود و اینکه مردم چگونه به تغییرات قیمت واکنش نشان می دهند. در اینجا یک مثال است. فرض کنید قیمت گوشت گاو و مرغ نسبتاً ثابت بوده است، اما پس از آن اتفاقی در پروانه‌ها می‌افتد که قیمت گوشت گاو را افزایش می‌دهد، بدون اینکه بر قیمت مرغ تأثیر بگذارد. مصرف کنندگان با مصرف کمتر گوشت گاو و جایگزینی مرغ و سایر گوشت ها به قیمت های بالاتر گوشت گاو پاسخ خواهند داد. پس از این تغییر رفتاری، گوشت گاو در شاخص کلی چه وزنی باید داشته باشد؟
CPI وزن ها را به مدت دو سال ثابت نگه می دارد، سپس آنها را به روز می کند. یکی دیگر از معیارهای مهم، شاخص قیمت هزینه های مصرف شخصی، وزن ها را به طور مداوم تنظیم می کند. اقتصاددانان این رویکرد را ترجیح می دهند که نرخ تورم کمتری را نشان می دهد.
قیمت بنزین برخلاف شاخص قیمت مصرف کننده بالا و پایین می شود.
هر دوی این معیارهای تورم با و بدون غذا و انرژی محاسبه می شوند. حذف غذا و انرژی در برخی شاخص ها اشتباه به نظر می رسد، زیرا همه ما غذا و انرژی می خریم. با این حال، منطق حذف این است که آنها با قیمت های دیگر متفاوت هستند. قیمت بنزین با قیمت نفت افزایش و کاهش می یابد، اما CPI تقریباً همیشه افزایش می یابد. بنابراین گاز همیشه نشان دهنده فشار تورمی در اقتصاد نیست. به طور مشابه، یک سال بد برای محصولات می تواند قیمت مواد غذایی را بالا ببرد، اما بعید است که ادامه یابد.
معیاری که ما به آن نگاه می کنیم برای روند در طول زمان خیلی مهم نیست. همانطور که این مقاله نوشته می شود، همه شاخص های تورم بسیار سریعتر از چند سال پیش در حال افزایش هستند. همه آنها یک داستان را می گویند. فدرال رزرو بر شاخص قیمت هزینه های مصرف شخصی به استثنای غذا و انرژی تمرکز می کند، بنابراین برای رهبران کسب و کار خوب است که تماشا کنند، اما CPI شتاب مشابهی را نشان می دهد، اما به میانگین بالاتری خنثی می شود. داده های تاریخی در پایگاه داده FRED موجود است.
کسب و کارها همچنین باید تورم را در قیمت فروش و هزینه های خود رصد کنند. اجزای جزئی شاخص قیمت مصرف کننده از اداره آمار کار در دسترس است، همانطور که اجزای دقیق شاخص قیمت تولید کننده نیز موجود است. برخی از انجمن‌ها و شرکت‌های صنعتی داده‌های ویژه‌ای را برای تخصص خود ارائه می‌کنند.
هزینه های نیروی کار نیز برای اکثر مشاغل مهم است. تورم کلی نیروی کار بهتر است با شاخص هزینه اشتغال اندازه گیری شود. گزارش گسترده تر میانگین درآمد ساعتی است، اما این معیار با ترکیب نیروی کار تغییر می کند. به عنوان مثال، در مرحله قرنطینه بیماری همه گیر، بسیاری از کارمندان با دستمزد کمتر شغل خود را از دست دادند. پس از آن میانگین فقط کارکنان با دستمزد بالاتر را منعکس می‌کند، که نشان‌دهنده شتاب دستمزد است که اتفاق نمی‌افتد. شاخص هزینه اشتغال با بررسی تغییرات دستمزد برای همان شغل از این مشکل جلوگیری می کند. ECI همچنین مزایا را اندازه گیری می کند که می تواند بیشتر یا کمتر از دستمزدها افزایش یابد.
اقتصاددانان ترجیح می دهند اقتصاد تورم پایین و ثابتی داشته باشد. یکی از دلایل تورم بالا و متغیر است که مدیران کسب و کار را ملزم به صرف زمان و توجه ارزشمند بر روی تورم می کند. این در حال حاضر ضروری است، اما برای برخی از مهم‌ترین کارگران اقتصاد کاهش بهره‌وری است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.