چیزهای عجیب و غریب
بالاخره روز بزرگ فرا رسید! پس از یک وقفه سه ساله – و یک بیماری همه گیر جهانی – گروه هاوکینز، ایندیانا بالاخره دوباره گرد هم می آیند. Stranger Things 4 امروز با هفت قسمت اول این فصل روی نتفلیکس قرار می گیرد.
دو قسمت پایانی سریال در ماه جولای به نتفلیکس می‌رسد. این فصل ماقبل آخر Stranger Things است و زمینه را برای مسابقه نهایی در فصل 5 آماده می کند.

از آنجایی که از آخرین باری که با Eleven، مایک، هاپر و بقیه گروه Stranger قرار داشتیم، سه سال می‌گذرد، بهتر است آنچه را که قبلاً آمده بود مرور کنیم تا مجبور نباشید به عقب برگردید و کل سه فصل اول را تماشا کنید. دوباره اگر نمی خواهید
در زیر خلاصه می‌کنم، اما اگر ترجیح می‌دهید فقط یک ویدیوی یازده دقیقه‌ای (طول مناسبی را بگویم) تماشا کنید، در اینجا یک نسخه ویدیویی وجود دارد.
در فصل اول ما با گروه: Eleven، یک بیمار کودک فراری با قدرت های روانی آشنا می شویم که از آزمایشگاه دولتی ایالات متحده و برنامه شستشوی مغزی مخفی پروژه MKUltra فرار کرده است.
او با مایک ویلر، داستین هندرسون و لوکاس سینکلر 12 ساله همکاری می کند. این سه نفر در جستجوی دوست گمشده خود، ویل بایرز، هستند که توسط دموگورگون به وارونه برده شد، اگرچه هنوز هیچ کس این را نمی داند.
همچنین مادرش جویس و رئیس پلیس جیم هاپر در جستجوی ویل هستند. بعداً، خواهر بزرگ مایک، نانسی و برادر بزرگ ویل، جاناتان، در جستجوی دوست گمشده نانسی، باربارا، که او نیز توسط این موجود گرفته شده بود، به شکار ملحق خواهند شد، که وقتی دکتر مارتین برنر با فرستادن او روی یازده در آزمایشگاه آزمایش کرد، از بعد دیگری رها شد. به یک اتاق محرومیت حسی که در آن او توانست از قدرت خود برای تماس با وارونه استفاده کند.
گروهی از بچه‌ها، نوجوانان و بزرگسالان – به همراه دوست پسر نانسی، استیو – به آرامی اسرار اطراف آزمایشگاه و بعد جایگزین را کشف می‌کنند و متوجه می‌شوند که ویل سعی کرده از طریق خط تلفن و چراغ‌های خانه‌شان با جویس تماس بگیرد.
آن‌ها نقشه‌ای برای پرت کردن حواس هیولا می‌کشند و به آزمایشگاه می‌روند تا وارد دروازه به سمت وارونه شوند و در نهایت ویل را آزاد کرده و Demogorgon را شکست دهند. بارب خیلی خوش شانس نیست همچنین یک دسته کامل از مأموران دولتی که یازده با اختیارات خود از آنها خارج می شود، نیستند.
در پایان، Eleven دموگورگون را از بین می‌برد و ناپدید می‌شود، هرچند بعداً متوجه می‌شویم که او در نزدیکی کابین هاپر مخفی شده است، جایی که او وافل‌های Eggs را رها می‌کند. ویل، در نهایت آزاد، هنوز از علف های هرز خارج نشده است. او دید عجیبی دارد و سپس موجودی شبیه حلزون را به سمت بالا پرتاب می کند، اما این چیزها را از همه پنهان می کند.
پسر ها
فصل دوم Stranger Things شخصیت های جدیدی را به بازیگران معرفی می کند. جویس دوست پسری به نام باب نیوبی دارد و دختر جدیدی با موهای آتشین در مدرسه به نام مکس وجود دارد که لوکاس فوراً عاشق او می شود. متأسفانه، برادر بزرگتر مکس، بیلی هارگرو، بسیار بزرگتر و ترسناک تر است و وعده می دهد که چیزی جز دردسر نخواهد داشت.
داستین موجود کوچک عجیبی را در سطل زباله خود پیدا می کند و نام آن را D'artagnan یا به اختصار دارت می گذارد. وقتی پسرها را نشان می‌دهد، همه آنها بلافاصله متقاعد می‌شوند که این از وارونه است – به خصوص پس از اینکه ویل دید عجیب دیگری دارد. دید ویل بدتر می‌شود و او شروع به دیدن موجودی غول‌پیکر می‌کند که ما در نهایت با نام Mind Flayer شناخته می‌شویم.
وقتی باب ویل را تشویق می‌کند تا با Mind Flayer مقابله کند، همه چیز به طرفی پیش می‌رود. اراده تسخیر می شود و شروع به رفتار عجیب می کند.
یکی دیگر از بازیگران جدید، موری باومن، نظریه‌پرداز توطئه و چشم خصوصی است که والدین بارب او را استخدام می‌کنند تا بارب را که فکر نمی‌کنند مرده است، ردیابی کنند.
این فصل در حوالی هالووین اتفاق می‌افتد و راز جدیدی باعث می‌شود هاپر در حال پرسه زدن باشد: مزارع کدو تنبل به طرز غیرقابل توضیحی در حال پوسیدن هستند. تحقیقات او را به مسیری تاریک هدایت می کند، به عنوان نشانه هایی که نشان می دهد همان تراوش عجیبی که او از وارونه با آن مواجه شد در خاک است.
دارت به رشد خود ادامه می دهد و در نهایت به موجودی وارونه شبیه سگ تبدیل می شود و تنها یکی از بسیاری از آنها می شود که قهرمانان ما را وحشت زده می کنند. وضعیت ویل بدتر می شود و او چیزی بیش از یک عروسک خیمه شب بازی برای Mind Flayer می شود. در نهایت آنها متوجه می شوند که می توانند با ویل واقعی از طریق کد مورس ارتباط برقرار کنند و او به آنها دستور می دهد که دروازه را ببندند (همه اینها کمی شبیه به بازخوانی نقاط طرح فصل 1 است، اما هر چه باشد).
اکشن زیادی از اینجا به بعد با موجوداتی که گروه های مختلفی از شخصیت ها را از طریق تونل های زیر تکه های کدو تنبل، از طریق آزمایشگاه و غیره دنبال می کنند، وجود دارد. باب درست در مقابل جویس به طرز غم انگیزی کشته می شود.
در نهایت، آنها می توانند با گرم کردن بیش از حد ویل در کابین هاپر، Mind Flayer را از وی پاک کنند، در حالی که برخی از بچه ها دسته موجودات را فریب می دهند. بیلی همچنان شخص بدی است و با استیو (که اکنون یک شخص خوب است) درگیر می شود، اگرچه آنها موفق می شوند او را متوقف کنند و به نقشه خود برای بستن دروازه و جلوگیری از ورود Mind Flayer به دنیای آنها ادامه دهند.
آنها در این کار موفق می شوند و نانسی می تواند از کار تحقیقاتی خود برای افشای آزمایشگاه و تعطیلی آن استفاده کند، اما Mind Flayer هنوز زنده است و ما می دانیم که این نوع کار پایان کار نیست. دروازه یک بار دیگر باز خواهد شد – توسط کسی. بچه‌ها در این مرحله بزرگ می‌شوند و لوکاس و مکس در مدرسه می‌بوسند. مایک و یازده هم همینطور. نشانه هایی از چیزهای آینده
PS یک قسمت کامل به Eleven اختصاص داده شده است که بچه‌های دیگری مثل او را که نوعی گروه شبه ابرقهرمانی-ولگرد تشکیل داده‌اند که یک قسمت بطری عجیب و غریب در یک فصل بسیار خوب است (البته نه به خوبی دو فصل دیگر) اختصاص دارد. ). این می توانست به طور کامل قطع شود، کاملا صادقانه.
دختران
وارد روس‌ها شوید – توسعه‌ای که امروزه اهمیت بسیار بیشتری نسبت به سال 2019 دارد. شوروی یک پایگاه زیرزمینی عظیم و غیرقابل قبول در زیر هاوکینز ساخته است که بچه‌ها از طریق قدرت‌های تحقیقاتی خود کشف می‌کنند. به نظر می رسد اتحاد جماهیر شوروی می خواهد از وارونه برای ایجاد سلاح های کشتار جمعی استفاده کند. بخش اعظم این آزمایشگاه در زیر مرکز خرید فانتزی استارکورت، مجموعه بزرگ دیگر فصل 3 قرار دارد.
این بار، ویل تسخیر نشده است، اما بیلی تسخیر شده است – و بیلی کشتی بسیار خطرناک تری برای وارونه است. او شروع به آوردن مردم از اطراف شهر به موجودی می‌کند که بعداً جذب هیولایی غول‌پیکر و پیوندی می‌شوند – دوباره Mind Flayer، اما این بار توسط جسد موش‌ها و سپس انسان‌ها گوشت ساخته شده است.
بخش عمده ای از فصل 3 بر روی صورت مکیدن مایک و یازده تمرکز دارد و هاپر به طور فزاینده ای در مورد آن عصبانی می شود. هاپر در طول بیشتر این فصل عصبانی است، که در مواقعی مفید است – مثلاً وقتی با عوامل روسی می‌جنگد – و در مواقعی کمتر مفید است، مانند زمانی که او کار بدی را انجام می‌دهد.
اعتراف می کنم، متوجه شدم که بیشتر این فصل با ویل طرف هستم. همه بچه های دیگر وسواس زیادی به بوسیدن و جاسوسی روی یکدیگر دارند و به سرعت پیر می شود. ویل می خواهد D&D بازی کند. او قبلاً دو بار از جهنم گذشته و برگشته است، اما تنها کاری که دوستانش می‌خواهند انجام دهند این است که او را رها کنند و خرخر کنند.
در هر صورت، ما یک بار دیگر گروه را به گروه‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنیم، تیم‌های معمولی در بیشتر موارد با هم متحد می‌شوند، اما برخی اتحادهای جدید در برخی دیگر شکل می‌گیرد. هاپر و جویس حفاری خود را انجام می دهند و در نهایت از دست یک بد روسی به نام گریگوری فرار می کنند. (هوپر همچنین مجبور است مرتباً با شهردار افتضاح شهر لری کلاین مبارزه کند).
آنها گروگانی به نام الکسی را از یک آزمایشگاه مخفی می گیرند و به موری می برند، زیرا موری تنها مردی است که روسی صحبت می کند. الکسی معلوم می شود که مرد شیرینی است و تمام این تعاملات بسیار خنده دار است تا زمانی که الکسی توسط روس ها کشته شود. (الکسی اساساً باب فصل 3 است).
در همین حال، بچه‌ها در مورد برنامه‌های Mind Flayer بیشتر یاد می‌گیرند و متوجه می‌شوند که افراد بیشتری از شهر «پوسته‌شده» شده‌اند – به همین نام تسخیر شده‌اند و اکنون اساساً عروسک‌های زامبی بی‌ذهن هستند.
داستین تنها کسی است که در گروه نیست. او با استیو و رابین که به باند جدید اضافه شده و همچنین خواهر کوچکتر لوکاس، اریکا، معاشرت می‌کند. این چهار نفر به پایگاه زیرزمینی روسیه نفوذ کرده‌اند و اغلب به سختی در مورد اسرار آن یاد می‌گیرند، که بعداً می‌توانند آن را به جویس، هاپر و موری منتقل کنند، زمانی که آنها به پایگاه نفوذ می‌کنند تا ماشینی را که دروازه را باز نگه می‌دارد نابود کنند. . در طول این ماموریت، هاپر "می میرد" اما در واقع به نوعی از دروازه و به زندان روسیه منتقل می شود.
Mind Flayer در طول نمایشگاه بزرگ شهرستان به بچه ها حمله می کند و Eleven زخمی می شود. آن‌ها به مرکز خرید بازمی‌گردند، جایی که یک مسابقه حماسی شامل آتش‌بازی‌های زیادی رخ می‌دهد، و در آن بیلی – با وجود مالکیتش – می‌تواند خود را قربانی کند تا دیگران را نجات دهد، عملی برای رستگاری که به شدت به آن نیاز داشت. در حالی که Eleven و خدمه‌اش می‌توانند Mind Flayer را شکست دهند، Eleven در نهایت قدرت خود را از دست می‌دهد و یک سلاح مخفی را که می‌توانند در برابر Upside Down استفاده کنند، خنثی می‌کند.
یک فلش فوروارد وجود دارد و ما بایرز را می بینیم که وسایل خود را جمع می کنند تا حرکت کنند و Eleven را با خود می برند. زمانی که Eleven نامه‌ای را می‌خواند که هاپر در اوایل همان سال در مورد رابطه، والدین و عدم اطمینان آنها به او نوشته بود، که همگی توسط هاپر بیان شده بود، لحظه‌ای بسیار غمگین می‌شویم. سپس با اشک خداحافظی، و اگر از آن دسته ای هستید که در فیلم ها گریه می کنید، مطمئناً به یک جعبه دستمال کاغذی نیاز خواهید داشت. من فکر می‌کردم در واقع یک پایان سریال عالی خواهد بود.
اما هاپر واقعا نمرده است و سریال هنوز دو فصل باقی مانده است. به امید بهتر شدن و نه بدتر شدن.
می‌دانم که از چند بیت بزرگ در اینجا رد شدم، اما مجبور شدم به عقب برگردم و واقعاً خلاصه‌های خود را یادداشت کنم، زیرا آنها برای یک پست بسیار طولانی و بسیار مفصل بودند. و اکنون زمان تماشای فصل 4 است!
من 4 ساعت قبل در این وبلاگ Stranger Things را مرور خواهم کرد، بنابراین حتماً برای به‌روزرسانی‌ها دنبال کنید . شما همچنین می توانید من را در توییتر یا فیس بوک دنبال کنید.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.