نقد و بررسی فصل چهارم Stranger Things
Stranger Things 4 با یک هشدار شروع می شود.
نتفلیکس این هشدار را پس از تیراندازی دسته جمعی اخیر در مدرسه ابتدایی در تگزاس اضافه کرد، و هنگامی که هشت یا نه دقیقه اول پخش فصل 4 را تماشا کردید، قطعاً می توانید دلیل آن را متوجه شوید.

اسپویل ها دنبال می شوند.
افتتاحیه اولین پخش فصل 4 بسیار ناراحت کننده است. ما به سال 1979 برمی گردیم و دکتر مارتین برنر (متیو مودین) در حالی که مراسم روزانه خود را انجام می دهد و سپس سر کار می رود. آزمایشگاه شلوغ است. بچه‌هایی که لباس‌های مجلسی با تعداد خالکوبی‌های کوچک دارند، دور هم می‌نشینند و بازی می‌کنند یا در جلسات انفرادی به دانشمندان می‌پیوندند تا روی توانایی‌های روانی خود کار کنند.
برنر تن را با خود به یکی از این اتاق‌ها می‌برد و قبل از اینکه از او بخواهد دانشمند دیگری را با ذهنش پیدا کند، با چند شکل و تصویر شروع می‌کند. ده می تواند و سپس ناگهان همه چیز خراب می شود. ده شروع به ترسیدن می کند و بعد صدای جیغ می شنویم. او می گوید: «آنها مرده اند.
در اتاق باز می شود و برنر را به زمین می زند. وقتی از خواب بیدار شد، ده مرده است. او بدن پسر را به سینه‌اش می‌چسبد، به وضوح تکان می‌خورد و پریشان است، سپس راه خود را از میان خرابه‌های سیگاری که آزمایشگاه است طی می‌کند. ما فکر می کنیم شاید دروازه ای در گذشته باز شده باشد، که موجودی قبلاً یک بار از آن عبور کرده است. اما این نمی تواند باشد. زخم‌های کودکان مرده و کارگران آزمایشگاه شبیه آن چیزی نیست که دموگورگون ایجاد می‌کند.
برنر به گوشه ای می چرخد و او اینجاست: یازده (میلی بابی براون). "چیکار کردی؟" در حالی که با عصبانیت به عقب خیره می شود از او می پرسد.
این سوال – چه کار کردی؟ یا چه کار کردی؟- به اعتقاد من، برای باقی مانده فصل بسیار مهم است. شرور جدید، که فقط به طور خلاصه در قسمت اول می بینیم، به نظر می رسد راه خود را از وارونه از طریق احساس شرم و گناه مردم، و/یا از طریق اسرار آنها پیدا می کند (من فقط در چهار قسمت هستم که این را تایپ می کنم. بنابراین من همه پاسخ ها را ندارم و این تا حد زیادی حدس و گمان است).
ابدی
هیولای جدید – Vecna – اولین قربانی خود، کریسی (گریس ون دین) را از طریق مادرش شکار می کند. کریسی دیدهای وحشتناکی از مادرش دارد که تبدیل به یک هیولا هیولا می شود که او را تعقیب می کند. او علائم دیگری نیز دارد: خونریزی بینی، استفراغ، سردرد. در یک نقطه او یک ساعت پدربزرگ را در جنگل می بیند.
آخرین دید بدترین است. کریسی به همراه ادی مانسون (جوزف کوین) "فریک" تازه معرفی شده D&D – یک شخصیت جدید فوق العاده – به پارک تریلر خود روبروی محل زندگی مکس (سدی سینک) رفته است. او می خواهد داروهای قوی بخرد تا از این تصورات نگران کننده فرار کند.
ولی الان خیلی دیر است.
وقتی ادی در اتاقش برای کتامین جستجو می کند، چشمان کریسی خیره می شود. او ناگهان در خانه خودش است و مادرش بر سر او فریاد می زند. او به سمت پدرش می دود، اما او مرده است و چشم ها و دهانش دوخته شده است (مورد دیگری که باید با دقت به آن توجه کرد، زیرا به فصل پیش می رویم). سپس موجودی ظاهر می شود و به آرامی در خانه قدم می زند. به سمت او می آید و انگشتان بلند و طناب دارش را روی صورتش می گذارد.
او با صدایی عمیق و وحشتناک می‌گوید: «وقت آن رسیده که به رنج طولانی خود پایان دهید.
در دنیای واقعی، ادی در تلاش است تا کریسی را از آن بیرون بکشد. "بیدار شو، کریسی!" فریاد می زند و در صورتش تکان می دهد و شانه هایش را تکان می دهد.
سپس از روی زمین بلند می شود، تا سقف شناور می شود و در آنجا شناور می شود. لحظه ای بعد استخوان هایش شروع به شکستن می کند. پاها و دست‌های او در جهت اشتباه می‌چسبند. چشمانش با صدایی بیمارگونه به عقب کشیده شده و به داخل جمجمه اش می رود.
ادی فریاد می زند.
همانطور که از این توضیحات می توانید متوجه شوید، ترسناک در Stranger Things 4 تا حدی کاهش یافته است. این بار ترس‌ها بسیار قوی هستند و کشتارها گرافیکی و وحشتناک هستند. قاتل نیز به جای یک شکارچی وحشی – مانند Demogorgon – یا یک شیطان قدرتمند اما بی صدا – مانند Mind Flayer، حساس است. البته Mind Flayer توانست از طریق بیلی صحبت کند، اما از بسیاری جهات جدا ماند.
این بار، Upside Down شخصی تر از همیشه به نظر می رسد. قاتل قربانیان خود را با دقت انتخاب می کند، شرم و اسرار آنها را تشریح می کند و سپس دفاع از آنها را خسته می کند. او بی‌رحمانه آنها را تعقیب می‌کند و شکار او به شکلی عمیقاً شخصی و به طرز ظالمانه‌ای به خود می‌گیرد. حداقل تا اینجای کار، این ترسناک ترین چیزهای عجیب و غریب از زمان گیر افتادن ویل در دیوارهای خانه اش در فصل 1 بوده است.
و از آنجایی که ما فصل را با لحظه‌ای شروع کرده‌ایم که Eleven آن را بسیار مخفی نگه داشته است، شاید حتی از خودش پنهان داشته باشد، منطقی است که او در مواقعی در دید هیولا قرار خواهد گرفت. چه قربانیان دیگری با این مرگ وحشیانه و وحشتناک روبرو می شوند؟
ادی کلوپ هلفایر را اداره می کند
این اپیزود "باشگاه آتش جهنم" نام دارد که نام گروه Eddie's Dungeons & Dragons است. هر دو مایک (فین ولفهارد) و داستین (گیتن ماتارازو) به اعضای جوان گروه تبدیل شده‌اند، و می‌توانید ببینید که چرا آنها می‌خواهند.
ادی یک بدجنس کاریزماتیک است. او اساساً بندر کلوپ صبحانه است، کم و بیش، یک فرد خارجی، اما کسی که توسط جوک ها و قلدرها انتخاب نمی شود، زیرا او در نوع خود نترس و سرسخت است. او همچنین یک کمپین جهنمی D&D را اجرا می کند که حول محور جادوگر قدرتمند مرده یا لیچ Vecna متمرکز شده است.
مانند کمپین‌های قبلی، هیولای Stranger Things 4 همان هیولای کمپینی است که بچه‌ها بازی می‌کنند. ابتدا Demogorgon، سپس Mind Flayer، اکنون یک طلسم قدرتمند به نام Vecna.
لوکاس (کالب مک لافلین) یک بار دیگر مرد عجیبی است. او به تیم بسکتبال ملحق شده است که آن را تبدیل به بازی قهرمانی زیر نظر کاپیتان جوک کاریزماتیک آن جیسون کارور (میسون دای) کرده است که اتفاقاً دوست پسر کریسی است. بازی قهرمانی و جلسه پایانی این کمپین عظیم D&D در همان شب برگزار می شود، به این معنی که لوکاس باید بین این دو انتخاب کند.
قابل درک است که او بازی بسکتبال را انتخاب می کند، اما به دلایل اشتباه. معمولاً شما در این بازی بازی می‌کردید، زیرا مدرسه فقط به آن نیاز داشت. اگر می‌خواهید در تیم بسکتبال حضور داشته باشید، واقعاً انتخابی ندارید که از بازی قهرمانی (یا هر بازی که در فهرست آن هستید) صرفنظر کنید یا از تیم خارج شوید. اما لوکاس می خواهد بازی کند تا با بچه های باحال وارد شود تا دیگر مجبور نباشد بازنده باشد.
لوکاس
این استدلال بدی است و بیشتر از کمی توهین آمیز برای مایک و داستین است، اما او اشتباه نمی کند که باید در بازی بازی کند. وقتی داستین به ادی می گوید، او از این موضوع خوشحال نیست و پسرها را می فرستد تا یک جانشین پیدا کنند.
آنها به خواهر کوچک لوکاس، اریکا (پریا فرگوسن) می پردازند که به نظر می رسد انتخاب عالی و کاملاً حشره ای است. ادی تا زمانی که آمار و توانایی های شخصیت خود را به صدا درآورد و درک روشنی از بازی نشان ندهد، شک دارد (اگرچه در تجربه من معمولاً شخصیت تثبیت شده خود را وارد کمپین متفاوتی نمی‌کنید زیرا ممکن است سطح مناسبی نداشته باشند و غیره). اما هر چه باشد).
بازی بزرگ و کمپین بزرگ همزمان اتفاق می‌افتند و با نزدیک شدن به اوج حماسی، نمایش بین این دو به عقب و جلو می‌پرد. یک امتیاز پایین تر، لوکاس ریباند را از ضربه از دست رفته جیسون دریافت کرد و در حالی که تیک تاک شمارش معکوس تا صفر می کند، ضربه ای از خودش می زند. پس از یک لحظه دردناک، توپ به داخل می رود و ببرها بازی قهرمانی را در زمین خود برنده می شوند.
در همین حال، با وجود اینکه شخصیت‌های داستین و اریکا هنوز زنده هستند، به جای فرار، برای کشتن نهایی وارد عمل می‌شوند. داستین آن را می خورد، اما اریکا یک عدد 20 می زند – یک موفقیت مهم در D&D – و لیچ پست را به هم می زند. در اتاق D&D و در سالن بدنسازی، جمعیت وحشی می شود. اوج پیروزمندانه قسمت اول فصل و تماشای آن بسیار سرگرم کننده است.
همچنین آغاز پایان است. بعداً در همان شب، کریسی با ادی به تریلر خود می رود و خوب، شما می دانید که این کار چگونه به پایان می رسد.
مکس که بعد از گوش دادن به بازی در رادیو به سگ کوچولوی نازش رسیدگی می کند، ادی و کریسی را می بیند که وارد تریلر می شوند. او تنها "شاهد" آنچه بعد است است.
دو شخصیت دیگر به بازی بزرگ می‌روند: استیو (جو کیری) و رابین (مایا هاوک) که بهترین دوستان شده‌اند و اکنون در یک فروشگاه ویدیویی محلی با هم کار می‌کنند (لعنتی دلم برای مکان‌های اجاره‌ای ویدیو تنگ شده است!) هم می‌روند. استیو فارغ التحصیل شده است، اما رابین در گروه موسیقی مدرسه است و آنها در مورد علاقه جدید او، که او نگران است که در راه به آنجا بیاید، صحبت می کنند. فشار دادن داستین – سوزی (گابریلا پیزولو) – همچنان یک مورد است، اگرچه رابطه آنها به طرز شگفت انگیزی از راه دور باقی مانده است.
صحبت از مسافت طولانی است. . .
یازده به ارائه کلاس غم انگیز خود پرداخت.
در کالیفرنیا، جویس (وینونا رایدر) با پسرانش جاناتان (چارلی هیتون) و ویل (نوآ شانپ) و یازده، که اکنون جین هاپر نام دارد، وارد زندگی جدیدی شده است. به نظر می رسد که همه از این جابجایی بهترین استفاده را کرده اند، و Eleven در نامه ای که شنیده ایم او برای مایک روایت می کند، تمام لذتی را که دارد با جزئیات کامل شرح می دهد.
چارلی یک BFF جدید ساخته است، آرگیل (ادواردو فرانکو) سنگ‌باز خنده‌دار و هر دوی آن‌ها «گیاهان دودی» که چارلی نمی‌خواهد Eleven درباره‌اش به جویس بگوید.
اما تصویر شادی که Eleven برای مایک ترسیم می کند دروغ است. در بهشت مشکلی وجود دارد و به نام آنجلا (الودی گریس اورکین)، سرکرده گروهی از قلدرها که Eleven را با تروریسم دختر پستی که فقط دخترانی مانند آنجلا می توانند جمع آوری کنند، نامیده می شود – اگرچه تعداد زیادی از دوستان پسر او به آن ملحق می شوند. در مورد قلدری
این موضوع به اندازه جنایات Vecna نگران کننده است، شاید به این دلیل که بسیار انسانی تر است. آنجلا دختری محبوب و زیباست که هدفی را روی پشت یازده قرار داده و او را چه در کلاس و چه خارج از آن بی امان مورد آزار و اذیت قرار می دهد.
تعطیلات بهاری در راه است و مایک به زودی برای دیدار ویل و یازده می رود و این به معنای واقعی کلمه تنها نور درخشان در زندگی او است، امید به نوعی آسایش هنگامی که او می رسد. اراده، خجالتی و خجالتی که هست، نمی تواند کاری کند که جلوی قلدرها را بگیرد. در همین حال، چارلی با این واقعیت دست و پنجه نرم می‌کند که دوست دختر خود، نانسی (ناتالی دایر) برای ملاقات نمی‌آید – چیزی که او نیز از آنجایی که او برای دیدن او نمی‌آید، سؤال می‌کند. مشکل در بهشت
نانسی روزنامه دبیرستان را اداره می کند و دست راستش فرد (لوگان رایلی برونر) او را در مورد نیامدن چارلی اذیت می کند، به خصوص که این زوج قصد دارند با هم به دانشگاه بروند.
به زودی، همه این داستان ها شروع به همگرایی خواهند کرد، همانطور که همیشه در Stranger Things انجام می دهند.
ادی
در مجموع، این یک فصل باشکوه اولین نمایش Stranger Things بود. ما شرور جدیدی داریم که وحشتناک است و شر Upside Down او کاملاً جدید و متفاوت از فصل های گذشته است که باعث می شود داستان احساس تازه و ترسناک و مرموز کند.
معرفی شخصیت‌های جدید بزرگی مانند ادی – که اکنون مظنون شماره 1 مرگ کریسی هستند – و پویایی‌های جدید مانند تیم بسکتبال در مقابل باشگاه جهنم جان تازه‌ای به همه این شخصیت‌ها می‌بخشد.
و ما هنوز راز ناپدید شدن و اسارت هاپر در روسیه را برای کشف داریم. یازده قدرت خود را از دست داده است، چیزی که – پس از صحنه آغازین – ممکن است چیز بدی نباشد، به جز کل مشکل قاتل لیچ. او تنها کسی است که احتمالاً می تواند با چنین تهدیدی مقابله کند، اما اکنون حتی نمی تواند در مقابل یک قلدر بایستد.
یازده به طرق مختلف پناه گرفته است. او هرگز مجبور به مقابله با قلدرها بدون آمادگی خود نشده است. او کاملاً شبیه هیچ بچه دیگری نیست و هرگز مجبور نبوده در تمام زندگی با آن نوع وحشت اجتماعی روبرو شود. او از بسیاری جهات با وحشت‌های بسیار بدتری روبرو بوده است، اما مواجهه با این دستکش اجتماعی جدید سخت‌تر و دیدن آن بسیار غم‌انگیز است، به خصوص اگر در گذشته مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اید یا دوستان یا خانواده‌ای داشته باشید که مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.
تا کنون، من هر دقیقه از Stranger Things 4 را دوست دارم. در این هفته هر روز خلاصه‌هایی را در اینجا در این وبلاگ پست می‌کنم، بنابراین اگر می‌خواهید بیشتر بخوانید، من را دنبال کنید. بعدی، نفرین Vecna. گوش به زنگ باشید.
نظر شما در مورد پخش فصل چهارم Stranger Things چیست؟ در توییتر یا فیس بوک به من اطلاع دهید.
در صورت تمایل، می توانید برای خبرنامه شیطانی من در Substack ثبت نام کنید و در کانال YouTube من مشترک شوید .

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.