جروم پاول، رئیس فدرال رزرو ایالات متحده، ممکن است بیشتر از آن چیزی که سرمایه‌گذاران قدردانی می‌کنند، مورد توجه قرار گیرد.
در حالی که جروم پاول، رئیس فدرال رزرو به این فکر می‌کند که چقدر برای افزایش نرخ بهره در اختیار دارد، واقعیت‌ها در توکیو نشان می‌دهند که پاسخ این سوال زیاد نیست.
در ماه مارس، تیم پاول برای اولین بار در سه سال گذشته به ترمز پولی رسید. این حرکت 25 واحدی در زمانی رخ داد که تورم سریع‌ترین افزایش را از اوایل دهه 1980 به خود اختصاص داد. این انتظارات را تقویت کرد که از آنجایی که از آن منشأ گرفته است، سخت‌گیری‌های بیشتری وجود دارد.
با این حال، وضعیت اسفناک بانک مرکزی ژاپن نشان می دهد که چرا فدرال رزرو پاول ممکن است بیش از آن چیزی که سرمایه گذاران قدردانی می کنند، تحت فشار باشد.
مسلماً فدرال رزرو و BOJ در حال حاضر مقایسه ایده آلی نیستند. اما BOJ پیشگام تله شن پولی بود که دیدگاه بانکداران مرکزی از واشنگتن تا فرانکفورت و سیدنی را مخدوش کرد. و این واقعیت که BOJ در حالت صفر گیر کرده است – و در حالت تسهیل کمی – تا حدی توضیح می دهد که چرا بانک مرکزی پاول با فوریتی که به نظر می رسد تورم 8.3 درصدی تقاضای آن را دارد، سخت تر نمی شود.
موضوع رایج راه هایی است که در آن اقتصادهای غول پیکر به پول رایگان تقریباً نامحدود عادت کرده اند که نمی توانند بدون آن ادامه دهند. این معادل بانک مرکزی استحقاق عمومی شده است.
سم زدایی چیزی است که ژاپن هرگز نفهمیده است چگونه انجام دهد. تاریخچه سریع این است که BOJ برای اولین بار در سال 2000 نرخ بهره را به صفر رساند، اقدامی بی سابقه توسط اقتصاد گروه هفت. در سال 2001، ماسارو هیامی، فرماندار وقت BOJ، QE مدرن را اختراع کرد.
مشکل اینجاست که BOJ نمی تواند راه خروجی پیدا کند. سال به سال موتور پولی را در دنده 5 نگه می دارد. کل اقتصاد 5 تریلیون دلاری ژاپن معتاد شد. مقامات دولتی، مدیران شرکت‌ها، خانواده‌ها و سرمایه‌گذاران این موضوع را مسلم می‌دانستند که BOJ چاپخانه‌های ین را برای مدت نامعلومی روی «بالا» خواهد گذاشت.
در واقع یک لحظه کوتاه در حدود سال 2006 بود که BOJ تلاش کرد ملت را از سس پولی دور کند. حتی موفق شد چند افزایش جزئی نرخ را انجام دهد.
خریداران ژاپنی در منطقه اوئنو توکیو.
این کار نکرد. اعتراض عمومی شدید بود و پیامدهای اقتصادی برای اعتماد کسب و کار و پویایی سرمایه گذاری حتی بدتر بود. تا سال 2008، BOJ هزینه های استقراض را به صفر رساند. سپس دوباره QE. به یک معنا، امپراتوری مالی به آن ضربه زد. درخواست ها برای ضربه های پولی اضافی توسط یک بانک مرکزی توانمند پاسخ داده شد. و این مایه تاسف است.
دو دهه رفاه بیش از حد پولی، اساساً منجر به مرگ روحیات حیوانی شد که سیاستگذاران ژاپنی سعی در احیای آن داشتند. انگیزه‌های مقامات دولتی و مدیران عامل شرکت‌ها برای ایجاد اختلال، بازسازی، نوآوری یا ریسک کردن از بین رفت.
چرا استراتژی‌های جدید غیرمحبوب یا پرخطر پیاده‌سازی می‌شود در حالی که استفاده از هدایای نقدینگی BOJ آسان‌تر است؟ طعنه آمیز این است که در سال 2012، زمانی که شینزو آبه، نخست وزیر وقت، قدرت را به دست گرفت و متعهد به اصلاح اقتصاد شد، او نیز از چاپخانه های BOJ عقب نشینی کرد.
آبه هاروهیکو کورودا را استخدام کرد تا ابزار محرک بالاتری پیدا کند و یک بار برای همیشه به کاهش قیمت پایان دهد. فرماندار کورودا با شدت بیشتری نسبت به قبل به گاز برخورد کرد و این مسئولیت را از دوش شرکت ژاپن گرفت تا روح نوآورانه خود را زنده کند یا بهره وری را افزایش دهد. ژاپن به جای افزایش بازی اقتصادی خود در این 9 سال گذشته، دوز استروئیدها را افزایش داد. این اساساً آینده را برای چین از دست داد.
پاول، کم تقابل ترین رهبر فدرال رزرو در دهه های اخیر، وارد شوید. او در برابر رئیس جمهور سابق دونالد ترامپ تعظیم کرد و نرخ ها را به صفر رساند. سپس در سال 2021، تحت ریاست جمهوری جو بایدن، پاول از پیشی گرفتن از منحنی تورم با یکی دو افزایش نرخ خودداری کرد.
مثلاً در سپتامبر 2021، این امکان وجود داشت که افزایش تورم گذرا باشد و مربوط به آشفتگی زنجیره تامین باشد که می‌گذرد. اما بانک مرکزی یک بازی اعتماد است. تنها چیزی که برای هدایت ادراکات سرمایه گذار لازم است، گام های کوچک اما عمدی برای مهار سفته بازی است. اکنون مسلماً خیلی دیر شده است زیرا جنگ روسیه در اوکراین افزایش قیمت ها را به یک بحران پنج هشدار تبدیل کرده است.
احتمال وجود دارد که فدرال رزرو به زودی دوباره نرخ بهره را افزایش دهد. با این حال، پس از آن، انتظار دوره‌های طولانی «تماشای و انتظار» را داشته باشید، زیرا تیم پاول تلاش می‌کند تورم فزاینده را به عنوان بهترین سناریو در نظر بگیرد – سناریو دیگر یک رکود عمیق ناشی از انقباض پولی تهاجمی است.
هیچ یک از رهبران فدرال رزرو نمی خواهد به خاطر رکود سرزنش شود. و با توجه به پیامدهای ناشی از کووید-19، تورم، مشکلات زنجیره تامین، تنش‌های ژئوپلیتیکی، ارزش‌گذاری غیرمنطقی بالای سهام و افزایش ارزش دلار، خطرات به طور فزاینده‌ای زیاد است. هزینه های یک اشتباه سیاستی به همان اندازه است که قبلا بوده است. به راحتی می تواند سهام ایالات متحده را حتی شدیدتر کاهش دهد.
مطمئناً، اقتصاددانان وقتی استدلال می‌کنند که تورم امروز کمتر به پول آسان مربوط می‌شود تا عدم تطابق تقاضا/عرضه و هنگفت مالی، نکته‌ای دارند. کمبود سرمایه گذاری در فناوری برای افزایش بهره وری ایالات متحده به سختی کمکی می کند. اما بخش عمده ای از بانک مرکزی روانی است. در حال حاضر، اعتماد کمی وجود دارد که پاول بداند شغلش به چه چیزی نیاز دارد. مهمتر از آن، اطمینان کمی وجود دارد که او شجاعت اتخاذ تصمیمات نامطلوب را داشته باشد.
ژاپن به ما یادآوری می‌کند که کاهش نرخ‌ها به سطوح پایین بی‌نهایت آسان‌تر از بازگرداندن به حالت عادی است. این به طور خلاصه توضیح می‌دهد که چرا صحبت از چرخه انقباض مانند سال 1994 توسط بانک فدرال پاول بسیار اغراق آمیز است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.