بومیان دیجیتال جای خود را به بومیان هوش مصنوعی خواهند داد، که جامعه و استفاده از هوش مصنوعی برای آنها … [+] به وضوح تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
شما بدون شک در مورد عبارتی که به عنوان بومی دیجیتال شناخته می شود، شنیده اید.
بیشتر همه دارند.
من شرط می بندم که شما در مورد یک عبارت جذاب نسبتاً جدید نشنیده اید که به آن بومی های هوش مصنوعی گفته می شود. بهتر است به این آخرین عبارت عادت کنید، زیرا به تدریج و به طور اجتناب ناپذیری جا می افتد. می بینید، ما در حال رقصیدن از روزهای قدیم بومیان دیجیتال هستیم و با فرا رسیدن دوران بومیان هوش مصنوعی به سرعت بالا می رویم. همه اینها تأثیرات مهمی در رابطه با اخلاق هوش مصنوعی و ظهور هوش مصنوعی اخلاقی دارد، موضوعی که ستون من به طور گسترده به آن پرداخته است و همچنان ادامه دارد، مانند پیوند اینجا و لینک اینجا ، فقط برای نام بردن چند.
قبل از اینکه نگاهی دقیق به بومی‌های هوش مصنوعی و آنچه که عبارت‌ها مستلزم آن است بیندازیم، باید مطمئن شویم که بومی‌های دیجیتال به‌طور مناسب روی میز قرار گرفته‌اند.
به‌اصطلاح بومی دیجیتال چیست؟
ایده کلی این است که اینها افرادی هستند که از بدو تولد در عصری از سیستم‌های دیجیتالی مانند محاسبات گسترده، تلفن‌های همراه روزمره، لپ‌تاپ‌های قدرتمند و تبلت‌های الکترونیکی، شبکه‌های گسترده از طریق اینترنت و در مجموع غوطه‌ور شدن در رسانه‌های دیجیتال بزرگ شده‌اند. آنها به طور ذاتی یا بومی در دنیای دیجیتال وجود دارند. از نظر آنها، دیجیتال به این شکل است. دیجیتالی یک جنبه عمومی فرضی است و آنها شخصا نمی توانند خود و دنیای اطراف خود را به شکل دیگری ببینند.
آنها بومی دیجیتال هستند.
پیشینیان آنها به همان اندازه مجهز نبودند. شما ممکن است این را به بزرگ شدن زمانی تشبیه کنید که هواپیما به یک شکل پذیرفته شده پرواز تبدیل شد. آنهایی که قبل از ظهور قادر بودند مستقیماً روی هواپیما برای یک سفر هوایی راه بروند، به ناچار از واقعیت پرواز شگفت زده شدند. هر بار که بعداً در زندگی موفق به پرواز می‌شدند تا حدودی مات و مبهوت می‌شدند. چه شاهکار شگفت انگیزی برای شرکت در آن. تجربه سفر با هواپیما جادویی و تقریباً غیرقابل تصور به نظر می رسید.
بومی‌های دیجیتال معمولاً در مورد شیوه‌های ارتباط دیجیتالی هوم می‌کنند. مطمئناً، آن‌ها گاهی اوقات وقتی متوجه می‌شوند تفاوت‌های ظریف دیگری از آنچه دیجیتال می‌تواند انجام دهد به طرز خوشایندی شگفت‌زده یا هیجان‌زده می‌شوند، اما در مجموع، این مسائل را با گام‌های معمولی انجام می‌دهند. توانایی استفاده از قابلیت های دیجیتال چیزی است که آنها کاملاً با آن راحت هستند و کاملاً انتظار دارند در صورت امکان انجام شود.
ممکن است متوجه نشوید که گفته می‌شود این عبارت از مقاله‌ای که در سال 2001 منتشر شد و وضعیت کنونی دانش‌آموزانی را که در حول و حوش جدیدترین فناوری‌های پیشرفته رشد می‌کنند، منتشر شده است. بر اساس آن مقاله، نویسنده در مورد این موضوع گفت: «دانشجویان امروزی – K تا کالج – نماینده اولین نسل هایی هستند که با این فناوری جدید بزرگ شدند. آنها تمام زندگی خود را در محاصره و استفاده از رایانه، بازی های ویدیویی، پخش کننده های موسیقی دیجیتال، دوربین های ویدیویی، تلفن های همراه و سایر اسباب بازی ها و ابزارهای عصر دیجیتال گذرانده اند» (مارک پرنسکی، «بومیان دیجیتال، مهاجران دیجیتال » ، افق ).
نویسنده روش هایی را مطرح می کند که از طریق آنها می توان به طور مشخص این نسل را برچسب گذاری کرد. پس از بررسی چندین احتمال، این مقاله می‌گوید: «اما مفیدترین نامی که برای آنها پیدا کرده‌ام، Digital Natives است. دانش‌آموزان امروز ما همگی «گویشوران بومی» زبان دیجیتال رایانه‌ها، بازی‌های ویدیویی و اینترنت هستند» (در مقاله Prensky همانطور که در بالا ذکر شد).
ممکن است در ابتدا فکر کنید که مسح شدن به عنوان یک بومی دیجیتال شاید یک شکل هوشمندانه از عنوان یا نامگذاری عنوان باشد، اما واقعاً تفاوت آشکاری در زندگی روزمره ایجاد نمی کند. بر اساس مقاله مبدأ، یک تفاوت اساسی وجود دارد: «اکنون واضح است که در نتیجه این محیط فراگیر و حجم بسیار زیاد تعامل آنها با آن، دانش آموزان امروزی اطلاعات را اساساً متفاوت از پیشینیان خود می اندیشند و پردازش می کنند. این تفاوت‌ها بسیار فراتر و عمیق‌تر از آن چیزی است که بسیاری از مربیان گمان می‌کنند یا می‌فهمند» (بر اساس مقاله پرنسکی همانطور که ذکر شد).
اصل این است که یک بومی دیجیتال بودن احتمالاً اهمیت زیادی دارد. کسانی که بومی دیجیتال هستند، ظاهراً قادرند جهان اطراف خود را به شیوه ای اساسی تر، به ویژه در استفاده و ارزیابی اطلاعات، فکر و پردازش کنند. گفته می شود که آنها نسبت به کسانی که مربوط به دوران بومی دیجیتال نیستند برتری دارند. یک بومی دیجیتال ذاتاً از ابزارها و حالت های دیجیتالی استفاده می کند، از جمله اینکه فرآیندهای تفکر خود را به طور متناظر تنظیم می کند. ما باید به طور متضاد تصور کنیم که کسانی که قبل از بومیان دیجیتال و در عین حال در بین دنیای دیجیتال هستند، خود را تا حدودی در نحوه کنار آمدن با آن ناامید می‌بینند و نمی‌توانند مانند آن بومیان دیجیتال ذهنیت مشابهی را ایجاد کنند.
علاوه بر این، همه موافق نیستند که بومیان دیجیتال به نحوی از نظر فرآیندهای ذهنی خود در مورد جهان تغییر می کنند. این تصور به اندازه کافی خوشایند به نظر می رسد که ممکن است در نتیجه رشد در میان فناوری دیجیتال، فرآیندهای تفکر انسان را به طور متفاوتی کالیبره کنیم. برخی از محققان استدلال می‌کنند که شخصی که قطعاً بومی دیجیتال نیست ، می‌تواند به همان اندازه ذهن خود را با خود تطبیق دهد، بدون اینکه لزوماً به طور کامل در عصر دیجیتال بزرگ شده باشد. بحث های تندی در این مورد در جریان است.
اینکه آیا یک بومی دیجیتال یک جادوگر دیجیتال بدیهی و با حسن نیت است یا خیر نیز یک سوال باز است. به عبارت دیگر، این فرض اغلب نشان می‌دهد که بومی بودن دیجیتال، مکاتبات کاملاً مطمئنی وجود دارد که فرد در استفاده از فناوری‌های دیجیتال مهارت و مهارت بالایی دارد. این به نظر می رسد کمی پل در این برچسب گذاری بیش از حد. من مطمئن هستم که همه ما با بومیان دیجیتالی مواجه شده ایم که به روش های دیجیتالی دست و پا نمی زنند. اعلام اینکه شخصی بومی دیجیتال است، هوش دیجیتالی او را تضمین نمی کند (به علاوه، باید در نظر داشته باشیم که در همه جای دنیا به احتمال زیاد دسترسی دیجیتال و منابع دیجیتالی به وفور وجود ندارد).
بیایید این اخطارها را در نظر داشته باشیم، همانطور که من به یک موضوع متحد که بومیان هوش مصنوعی را در بر می گیرد، تغییر می کنم.
ابتدا، یک خلاصه کوتاه در مورد بومیان دیجیتال:

من اطمینان دارم که همه ما می توانیم آنها را به عنوان اصول اساسی در حال حاضر بپذیریم.
بومی هوش مصنوعی چیست؟
ایده کلی این است که افرادی که از بدو تولد در دوران هوش مصنوعی مانند استفاده های گسترده از هوش مصنوعی در تلفن های هوشمند خود و در سراسر وب بزرگ شده اند، به طور کلی در هوش مصنوعی غوطه ور هستند و به طور ذاتی در دنیای مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارند. برای آنها، هوش مصنوعی به این شکل است. دانستن و بودن در اطراف هوش مصنوعی یک جنبه طبیعی فرضی است و آنها شخصا نمی توانند خود و دنیای اطراف خود را به شکل دیگری ببینند.
به عنوان یک یادداشت جانبی، ممکن است متوجه شده باشید که من پاراگراف ابتدایی خود را که بومی‌های دیجیتال را تعریف می‌کند، به راحتی بازنویسی کردم تا آن را برای تطبیق با تعاریف بومی هوش مصنوعی تغییر دهم. این حس فراوان دارد. ما از دوران بومی‌های دیجیتال به دوران بومی‌های هوش مصنوعی می‌رویم، که برای آن، بسیاری از بینش‌های مربوط به بومیان دیجیتال را می‌توان به آسانی برای در نظر گرفتن بومیان هوش مصنوعی مجددا تنظیم کرد.
من در اینجا پیشنهاد می کنم که این پنج اصل را در مورد بومیان هوش مصنوعی به عنوان سنگ بنای خود در نظر بگیریم:
1) بومیان هوش مصنوعی نسلی هستند که در دوران هوش مصنوعی بزرگ شده اند
2) گفته می شود که آنها به طور ذاتی سیستم های هوش مصنوعی را در آغوش می گیرند و با آنها راحت هستند
3) ادعاها این است که طرز فکر آنها به طور یکپارچه با دنیای دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی تنظیم شده است.
4) اقدامات و تلاش های آنها تا حدی به دلیل تطبیق پذیری هوش مصنوعی آنها شکل گرفته است
5) هوش مصنوعی بودن در زندگی روزمره آنها بافته شده است
شما ممکن است آن اصول را به عنوان یک بار دیگر از مجموعه ای که در مورد بومیان دیجیتال ابداع شده است، وام گرفته شده تشخیص دهید. بله، کاملاً مناسب به نظر می رسد. ما می‌توانیم هر یک از این‌ها را بررسی کنیم و به طور کلی پیش‌بینی کنیم که احتمالاً برای بومی‌های هوش مصنوعی، مشابه نحوه اعمال آن‌ها برای بومی‌های دیجیتال، قابل استفاده است.
یک نکته سریع دیگر برای اینکه یک بومی هوش مصنوعی باشید نیازی نیست که یک بومی دیجیتال بودن را کنار بگذارید. هیچ چیزی در مورد این دو نوع وجود ندارد که باعث شود یکی از دیگری جلوگیری کند. به طور خلاصه، شما می توانید یک بومی دیجیتال و همچنین یک بومی هوش مصنوعی باشید. شانس این است که شما تقریباً به طور قطع باید یک بومی دیجیتال باشید تا یک بومی هوش مصنوعی نیز باشید، بخشی از مرور زمان تعریف شده که متحمل می شود.
ما باید این پیامدهای مفید را به این بحث اضافه کنیم:

آخرین مورد در لیست گلوله‌ای بسیار جلب توجه می‌کند.
بحث بر سر این است که آیا ما در حال حاضر در یک دوره بومی هوش مصنوعی هستیم یا شاید هنوز به آنجا نرسیده ایم. کودکانی که در سال‌های اخیر به دنیا آمده‌اند، به دلیل استفاده گسترده از هوش مصنوعی، گاهی اوقات به عنوان بومی هوش مصنوعی اشاره می‌کنند. ما سیری و الکسا را به‌عنوان شاخص‌های فرضی دریافت کرده‌ایم که نشان می‌دهند اکنون واقعاً در عصر هوش مصنوعی هستیم و بچه‌ها کاملاً به هوش مصنوعی در اطرافشان عادت کرده‌اند.
اگرچه ممکن است استدلال های زیادی در مورد رسم چنین خطی در شن و ماسه بیابید. برخی به شدت اظهار می کنند که ما هنوز در دوره هوش مصنوعی نیستیم. قبل از اینکه بتوانیم با رضایت اعلام کنیم که هوش مصنوعی وارد شده است، باید هوش مصنوعی بیشتری داشته باشیم. علاوه بر این اعتراض، برخی استدلال می‌کنند که می‌توانیم هوش مصنوعی را به آغاز آن در دهه‌های 1950 و 1960 ردیابی کنیم، در این صورت، نسل‌های آن سال‌ها نیز می‌توانند به عنوان بومی هوش مصنوعی برچسب‌گذاری شوند.
باعث می شود سر شما بچرخد.
شاید منطقی به نظر برسد که بگوییم ما بومی‌های هوش مصنوعی را به‌عنوان آغازین روزهای اولیه محاسبات به حساب نمی‌آوریم. به جرأت می‌توانم بگویم، امیدواریم بیشتر آنها موافق باشند که ما باید به تاریخ‌های مدرن‌تری نگاه کنیم. زمان شروع احتمالی ممکن است جدیدترین نسل یا شاید یکی دو نسل آینده باشد. ممکن است تا یک دهه دیگر نتوانیم خط شروع را ترسیم کنیم.
با کنار گذاشتن مرزهای بومی بودن هوش مصنوعی، می‌توانیم به این فکر کنیم که پیامدها و پیامدهای بومی‌های هوش مصنوعی چیست یا خواهند بود. لطفاً با این تعمق همراه باشید و به خاطر بحث بحث و جدل های شدید در مورد زمان بندی بومیان هوش مصنوعی را کنار بگذارید.
بومیان هوش مصنوعی چه ویژگی ها یا قابلیت هایی دارند؟
من یک لیست برای شما دارم که می توانیم به طور خلاصه در اینجا بررسی کنیم:

قبل از پرداختن به گوشت و سیب زمینی بیشتر در مورد ملاحظات وحشی و پشمالو در زمینه بومیان هوش مصنوعی، اجازه دهید برخی از اصول اضافی را در مورد موضوعات عمیقاً یکپارچه ایجاد کنیم. ما باید به طور مختصر به اخلاق هوش مصنوعی و به ویژه ظهور یادگیری ماشینی (ML) و یادگیری عمیق (DL) نگاهی کوتاه بیندازیم.
ممکن است به طور مبهم آگاه باشید که یکی از بلندترین صداها این روزها در زمینه هوش مصنوعی و حتی خارج از حوزه هوش مصنوعی، فریاد زدن برای ظاهری بیشتر از هوش مصنوعی اخلاقی است. بیایید نگاهی به معنای ارجاع به اخلاق هوش مصنوعی و هوش مصنوعی اخلاقی بیندازیم. علاوه بر این، وقتی از یادگیری ماشینی و یادگیری عمیق صحبت می‌کنم، منظورم را بررسی خواهیم کرد.
یک بخش یا بخش خاصی از اخلاق هوش مصنوعی که توجه رسانه ها را به خود جلب کرده است شامل هوش مصنوعی است که سوگیری ها و نابرابری های نامناسبی را نشان می دهد. ممکن است بدانید که وقتی آخرین دوره هوش مصنوعی آغاز شد، شور و شوق زیادی نسبت به چیزی که برخی اکنون آن را AI For Good می‌نامند ، وجود داشت. متأسفانه، پس از آن هیجان شدید، ما شاهد AI For Bad بودیم. به عنوان مثال، سیستم‌های مختلف تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی حاوی سوگیری‌های نژادی و سوگیری‌های جنسیتی هستند، که من در پیوند اینجا بحث کرده‌ام.
تلاش ها برای مقابله با هوش مصنوعی For Bad به طور فعال در حال انجام است. علاوه بر پیگیری‌های حقوقی پر سر و صدا برای مهار تخلف، فشار اساسی برای پذیرش اخلاق هوش مصنوعی برای اصلاح شرارت‌های هوش مصنوعی نیز وجود دارد. تصور این است که ما باید اصول کلیدی هوش مصنوعی اخلاقی را برای توسعه و میدان‌دهی هوش مصنوعی بپذیریم و تأیید کنیم تا هوش مصنوعی برای بد را تضعیف کنیم و به طور همزمان هوش مصنوعی مطلوب برای خوب را بشارت دهیم و تبلیغ کنیم.
در یک مفهوم مرتبط، من طرفدار تلاش برای استفاده از هوش مصنوعی به عنوان بخشی از راه حل مشکلات هوش مصنوعی هستم، و با این شیوه تفکر با آتش مبارزه می کنم. به عنوان مثال، ممکن است اجزای هوش مصنوعی اخلاقی را در یک سیستم هوش مصنوعی قرار دهیم که بر نحوه انجام کارها توسط بقیه هوش مصنوعی نظارت می‌کند و بنابراین به طور بالقوه در زمان واقعی هرگونه تلاش تبعیض آمیز را جلب می‌کند، بحث من را در پیوند اینجا ببینید . ما همچنین می‌توانیم یک سیستم هوش مصنوعی جداگانه داشته باشیم که به عنوان نوعی مانیتور اخلاق AI عمل می‌کند. سیستم هوش مصنوعی به عنوان یک ناظر برای ردیابی و تشخیص اینکه چه زمانی هوش مصنوعی دیگر به ورطه غیراخلاقی می رود عمل می کند (تحلیل من از چنین قابلیت هایی را در لینک اینجا ببینید ).
در یک لحظه، من برخی از اصول کلی زیربنای اخلاق هوش مصنوعی را با شما به اشتراک خواهم گذاشت. تعداد زیادی از این نوع لیست ها اینجا و آنجا شناور هستند. می توان گفت که هنوز فهرست منحصر به فردی از جذابیت و توافق جهانی وجود ندارد. این خبر تاسف بار است. خبر خوب این است که حداقل لیست‌های اخلاقی هوش مصنوعی وجود دارد که کاملاً مشابه هستند. در مجموع، این نشان می‌دهد که با نوعی همگرایی مستدل، راه خود را به سوی یک اشتراک کلی از آنچه اخلاق هوش مصنوعی شامل می‌شود، پیدا می‌کنیم.
ابتدا، اجازه دهید به طور مختصر برخی از قوانین کلی اخلاقی هوش مصنوعی را پوشش دهیم تا نشان دهیم چه چیزی باید برای هر کسی که در حال ساخت، ساخت و یا استفاده از هوش مصنوعی است، اهمیت حیاتی داشته باشد.
به عنوان مثال، همانطور که واتیکان در دعوت رم برای اخلاق هوش مصنوعی بیان کرد و همانطور که در پیوند اینجا به طور کامل توضیح داده ام، اینها شش اصل اصلی اخلاق هوش مصنوعی شناسایی شده آنها هستند:

همانطور که توسط وزارت دفاع ایالات متحده (DoD) در اصول اخلاقی خود برای استفاده از هوش مصنوعی بیان شده است و همانطور که من به طور کامل در لینک اینجا توضیح داده ام، این شش اصل اخلاقی هوش مصنوعی است:

من همچنین در مورد تجزیه و تحلیل‌های جمعی مختلف از اصول اخلاق هوش مصنوعی بحث کرده‌ام، از جمله پوشش مجموعه‌ای ابداع شده توسط محققان که ماهیت بسیاری از اصول اخلاقی هوش مصنوعی ملی و بین‌المللی را در مقاله‌ای تحت عنوان «چشم‌انداز جهانی دستورالعمل‌های اخلاق هوش مصنوعی» (منتشر شده) بررسی و فشرده کرده است. در Nature )، و پوشش من در پیوند اینجا کاوش می کند، که منجر به این فهرست کلیدی می شود:

همانطور که ممکن است مستقیماً حدس بزنید، تلاش برای مشخص کردن جزئیات زیربنای این اصول می تواند بسیار سخت باشد. حتی بیشتر از این، تلاش برای تبدیل این اصول گسترده به چیزی کاملاً ملموس و با جزئیات کافی برای استفاده در هنگام ساخت سیستم‌های هوش مصنوعی نیز سخت است. به طور کلی می توان در مورد اینکه اصول اخلاقی هوش مصنوعی چیست و چگونه باید به طور کلی آنها را رعایت کرد، دست تکان داد، در حالی که وضعیت بسیار پیچیده تر در کدنویسی هوش مصنوعی است که باید لاستیک واقعی باشد که با جاده مطابقت می کند.
اصول اخلاق هوش مصنوعی باید توسط توسعه دهندگان هوش مصنوعی، همراه با آنهایی که تلاش های توسعه هوش مصنوعی را مدیریت می کنند، و حتی آنهایی که در نهایت سیستم های هوش مصنوعی را انجام می دهند، مورد استفاده قرار گیرد. همه ذینفعان در طول چرخه عمر توسعه و استفاده هوش مصنوعی در محدوده رعایت هنجارهای تثبیت شده هوش مصنوعی اخلاقی در نظر گرفته می شوند. این نکته مهمی است زیرا فرض معمول این است که «فقط کدنویس‌ها» یا کسانی که هوش مصنوعی را برنامه‌ریزی می‌کنند، منوط به رعایت مفاهیم اخلاقی هوش مصنوعی هستند. همانطور که قبلاً گفته شد، برای ابداع و به کارگیری هوش مصنوعی به یک دهکده نیاز است، و برای آن کل دهکده باید به اصول اخلاقی هوش مصنوعی مسلط باشد و از آن پیروی کند.
بیایید همچنین مطمئن شویم که در مورد ماهیت هوش مصنوعی امروزی همسو هستیم.
امروزه هیچ هوش مصنوعی وجود ندارد که حساس باشد. ما این را نداریم ما نمی دانیم که آیا هوش مصنوعی ممکن خواهد بود یا خیر. هیچ کس نمی تواند به درستی پیش بینی کند که آیا ما به هوش مصنوعی دست خواهیم یافت یا خیر، یا اینکه آیا هوش مصنوعی به نحوی معجزه آسا خود به خود در شکلی از ابرنواخترهای شناختی محاسباتی پدید می آید (که معمولاً به عنوان تکینگی شناخته می شود، پوشش من را در لینک اینجا ببینید ).
نوع هوش مصنوعی که من روی آن تمرکز می کنم شامل هوش مصنوعی غیر حساسی است که امروز داریم. اگر بخواهیم در مورد هوش مصنوعی هوشیار حدس بزنیم، این بحث می تواند در جهتی کاملاً متفاوت پیش رود. ظاهراً یک هوش مصنوعی با کیفیت انسانی خواهد بود. شما باید در نظر داشته باشید که هوش مصنوعی حسی معادل شناختی یک انسان است. علاوه بر این، از آنجایی که برخی حدس می‌زنند که ممکن است هوش مصنوعی فوق‌هوشمندی داشته باشیم، می‌توان تصور کرد که چنین هوش مصنوعی می‌تواند در نهایت از انسان‌ها باهوش‌تر باشد (برای کاوش من در مورد هوش مصنوعی فوق‌هوشمند به عنوان یک امکان، پوشش را در اینجا ببینید ).
بیایید همه چیز را بیشتر روی زمین نگه داریم و هوش مصنوعی محاسباتی غیر حساس امروزی را در نظر بگیریم.
درک کنید که هوش مصنوعی امروزی قادر به «فکر کردن» به هیچ شکلی با تفکر انسان نیست. وقتی با الکسا یا سیری در تعامل هستید، ظرفیت‌های مکالمه ممکن است شبیه ظرفیت‌های انسانی به نظر برسد، اما واقعیت این است که محاسباتی است و فاقد شناخت انسانی است. آخرین دوره هوش مصنوعی از یادگیری ماشینی (ML) و یادگیری عمیق (DL) استفاده گسترده ای کرده است که از تطابق الگوهای محاسباتی استفاده می کنند. این منجر به سیستم‌های هوش مصنوعی شده است که ظاهری شبیه به تمایلات انسان دارند. در همین حال، هیچ هوش مصنوعی امروزی وجود ندارد که شباهتی به عقل سلیم داشته باشد و هیچ یک از شگفتی‌های شناختی تفکر قوی انسانی را نداشته باشد.
ML/DL نوعی تطبیق الگوی محاسباتی است. روش معمول این است که شما داده ها را در مورد یک کار تصمیم گیری جمع آوری می کنید. داده ها را به مدل های کامپیوتری ML/DL وارد می کنید. آن مدل ها به دنبال یافتن الگوهای ریاضی هستند. پس از یافتن چنین الگوهایی، در صورت یافتن، سیستم هوش مصنوعی در هنگام مواجهه با داده های جدید از آن الگوها استفاده خواهد کرد. پس از ارائه داده های جدید، الگوهای مبتنی بر داده های "قدیمی" یا تاریخی برای ارائه یک تصمیم فعلی استفاده می شوند.
من فکر می کنم می توانید حدس بزنید که این به کجا می رود. اگر انسان‌هایی که الگوی تصمیم‌گیری‌ها را اتخاذ کرده‌اند، سوگیری‌های نامطلوب را در خود جای داده‌اند، احتمال این وجود دارد که داده‌ها این را به روش‌های ظریف اما قابل توجهی منعکس کنند. تطبیق الگوی محاسباتی یادگیری ماشینی یا یادگیری عمیق به سادگی سعی می‌کند تا داده‌ها را مطابق با ریاضی تقلید کند. هیچ شباهتی از عقل سلیم یا سایر جنبه های حساس مدل سازی ساخته شده با هوش مصنوعی به خودی خود وجود ندارد.
علاوه بر این، توسعه دهندگان هوش مصنوعی نیز ممکن است متوجه نباشند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. ریاضیات محرمانه در ML/DL ممکن است کشف سوگیری های پنهان در حال حاضر را دشوار کند. شما به حق امیدوارید و انتظار دارید که توسعه دهندگان هوش مصنوعی سوگیری های بالقوه مدفون را آزمایش کنند، اگرچه این پیچیده تر از آن چیزی است که به نظر می رسد. شانس کاملی وجود دارد که حتی با انجام آزمایش‌های نسبتاً گسترده، سوگیری‌هایی همچنان در مدل‌های تطبیق الگوی ML/DL وجود داشته باشد.
می‌توانید تا حدودی از ضرب‌المثل معروف یا بدنام زباله‌های درون زباله‌ها استفاده کنید. مسئله این است که این بیشتر شبیه تعصباتی است که به صورت موذیانه به عنوان سوگیری های غوطه ور در هوش مصنوعی القا می شوند. الگوریتم تصمیم‌گیری (ADM) هوش مصنوعی به طور اصولی مملو از نابرابری‌ها می‌شود.
خوب نیست.
اکنون به مبحث بومی های هوش مصنوعی برمی گردیم.
به یاد داشته باشید که قبلاً لیست مفیدی از نکات برجسته در مورد بومیان هوش مصنوعی ارائه کردم:

ما می‌توانیم به طور خلاصه هر یک از جنبه‌های اصلی را که احتمالاً بومیان هوش مصنوعی در آن‌ها مسلط هستند، بررسی کنیم. آن‌ها باید در حین رشد تا حدودی در مورد هوش مصنوعی در کارهای مدرسه‌شان یاد بگیرند. دروس در سراسر برنامه درسی بر عناصر مختلف هوش مصنوعی تأثیر می گذارد. برای روشن شدن، این بدان معنا نیست که آنها لزوماً برای یک دوره کامل توجه مستقیماً روی هوش مصنوعی متمرکز شده اند. ایده این است که از آنجایی که هوش مصنوعی در همه زمینه‌های تلاش‌های علمی مانند هوش مصنوعی در ادبیات، هوش مصنوعی در علوم، هوش مصنوعی در ریاضیات و غیره ظاهر می‌شود، آنها عموماً در معرض اصول هوش مصنوعی دائمی و متناوب خواهند بود.
علاوه بر این، بومیان هوش مصنوعی در ظاهر یا چهره ای دیگر توسط هوش مصنوعی احاطه خواهند شد. آنها با افرادی مانند الکسا و سیری تعامل خواهند داشت. آن‌ها از برنامه‌هایی در گوشی‌های هوشمند خود استفاده خواهند کرد که دارای هوش مصنوعی هستند. آنها در شرکت هایی که از هوش مصنوعی در تحویل کالاها و خدمات خود استفاده می کنند، کار خواهند کرد. در حالی که نسل‌های قبل از فراگیر شدن این هوش مصنوعی ممکن است از این استفاده از هوش مصنوعی متعجب یا شگفت زده شوند، بومیان هوش مصنوعی این موضوع را با کمال میل می‌کنند.
ما اکنون آماده هستیم تا به هر یک از نکات برجسته کلیدی در مورد بومیان هوش مصنوعی بپردازیم.
دارای سواد اولیه هوش مصنوعی در مورد اینکه هوش مصنوعی چیست و چگونه هوش مصنوعی کار می کند
بومیان هوش مصنوعی با اصول اولیه هوش مصنوعی آشنا هستند. آنها می دانند که هوش مصنوعی شامل قابلیت های مختلف مبتنی بر رایانه است. در طول بازه زمانی چند ساله استفاده از هوش مصنوعی، آنها با اسمز از پردازش زبان طبیعی (NLP) و محدودیت‌های آن آگاه شدند. آنها به آنچه یادگیری ماشین و یادگیری عمیق از آن تشکیل شده است عادت کردند. آنها در مورد اصول هوش مصنوعی مانند تطبیق الگوی محاسباتی و تکنیک های جستجوی محاسباتی آگاه هستند. آنها همچنین می‌دانند که ما هنوز نمی‌توانیم به طور فعال استدلال عقل سلیم را در هوش مصنوعی تا سطح ظرفیت‌های انسانی انجام دهیم، بحث من در این مورد را در پیوند اینجا ببینید .
اینها عناصر اساسی سواد هوش مصنوعی در مورد تکنیک ها و فناوری های هوش مصنوعی هستند. اگرچه این تنها قلمرو هوش مصنوعی نیست که بومیان هوش مصنوعی با آن آشنا خواهند شد. آنها همچنین به نحوه تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر جامعه توجه خواهند داشت. درک جنبه های "نرم" هوش مصنوعی به همان اندازه برای آنها حیاتی خواهد بود که جنبه "سخت" شامل فناوری های هوش مصنوعی است. این شامل آگاهی از اصول اخلاق هوش مصنوعی است که قبلاً در اینجا بیان شد.
به راحتی می تواند هوش مصنوعی را ابهام کند
امروزه بسیاری از ادعاهای نادرست در مورد آنچه که هوش مصنوعی می تواند انجام دهد مطرح می شود. در برخی مواقع، سرفصل‌ها به گوش می‌رسد که هوش مصنوعی می‌تواند فکر کند یا اینکه ما در آستانه ابر هوش مصنوعی هستیم. بومیان هوش مصنوعی عاشق این بالون نمی شوند. آنها چنین ادعاهای وحشیانه و بی دلیل را مسخره و مسخره خواهند کرد.
این درک در مورد هوش مصنوعی به بومیان هوش مصنوعی اجازه می دهد تا هوش مصنوعی را ابهام کنند. مشخص نیست که آیا این قابلیت به ابربولی در مورد هوش مصنوعی پایان می دهد یا خیر. احتمال این وجود دارد که همچنان تلاش‌هایی برای شوکه‌کردن و ترس از اغراق در مورد هوش مصنوعی با شرم‌آمیزترین وجهی وجود داشته باشد.
به ویژه در برابر تبلیغات هوش مصنوعی مستعد نیست
مشابه توانایی بومیان هوش مصنوعی در ابهام زدایی از هوش مصنوعی، آنها بسیار کمتر در معرض تبلیغات هوش مصنوعی خواهند بود. در حالی که دیگران ممکن است به اظهارات نادرست در مورد هوش مصنوعی کشیده شوند، بومیان هوش مصنوعی چشم محتاطانه ای خواهند داشت.
این باعث نمی شود که آنها از ادعاهای بزرگ هوش مصنوعی مصون نباشند. آنها به درک کافی از هوش مصنوعی مجهز هستند تا وقتی نوبت به هیستری هوش مصنوعی می رسد، گندم را از کاه جدا کنند، اما با این وجود همیشه این شانس وجود دارد که حتی پشم را روی چشمانشان بکشند.
از مزایا و معایب هوش مصنوعی آگاه است
یکی از اجزای حیاتی بومی‌های هوش مصنوعی، ظرفیت تقریباً ذاتی آنها (از سال‌های نوپا آموخته شده) برای ارزیابی اینکه چه زمانی هوش مصنوعی مفید است و چه زمانی ممکن است استفاده نامطلوب از آن استفاده شود، خواهد بود. آنها استفاده از برنامه های هوش مصنوعی را در طول سال های تحصیلی خود انتخاب می کنند.
هنگامی که آنها وارد نیروی کار شوند، به طور قوی می توانند به شرکت هایی که هوش مصنوعی را اتخاذ می کنند کمک کنند. آنها بینش هوشیارانه و مفیدی را در مورد اینکه هوش مصنوعی کجا می‌تواند درست پیش برود و کجا ممکن است اشتباه باشد، به ارمغان می‌آورد. این به شدت استفاده از هوش مصنوعی را در تجارت تقویت می کند و پذیرش هوش مصنوعی را بیشتر گسترش می دهد.
استفاده از هوش مصنوعی را می پذیرد، اما با نگاهی محتاط و متین
برخی از کارشناسان نمی‌دانند که آیا بومیان هوش مصنوعی مدافعان آشکار هوش مصنوعی خواهند بود یا ممکن است مخالفان هوش مصنوعی باشند، پوشش من از فعالیت‌های هوش مصنوعی را در لینک اینجا ببینید . پاسخ کمی پیچیده تر است. به طور کلی، بومیان هوش مصنوعی به دنبال پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی هستند، اگرچه این کار را به روشی متعادل و محتاطانه انجام می دهند. به سختی می توان گفت که آیا آنها به طور قاطع از هوش مصنوعی حمایت می کنند یا نارضایتی می کنند.
البته، مطمئناً می توانید انتظار داشته باشید که بخشی از بومیان هوش مصنوعی به یک جهت یا جهت دیگر بچرخند. آنهایی که اصولاً در مورد هوش مصنوعی بی طرف هستند احتمالاً تکیه گاه خواهند بود. در همین حال، مطمئناً می توانید پیش بینی کنید که برخی از طرفداران صریح هوش مصنوعی و برخی دیگر به همان اندازه از مخالفان قوی هوش مصنوعی خواهند بود.
بومیان هوش مصنوعی و ظهور سیستم های خودمختار
در این مقطع از این بحث سنگین، شرط می بندم که شما خواهان نمونه های گویا هستید که ممکن است این موضوع را به نمایش بگذارد. مجموعه‌ای از نمونه‌های خاص و مطمئناً محبوب وجود دارد که به دلم می‌نشیند. ببینید، به عنوان یک متخصص در زمینه هوش مصنوعی از جمله پیامدهای اخلاقی و قانونی، اغلب از من خواسته می‌شود که نمونه‌های واقع‌بینانه‌ای را که معضلات اخلاقی هوش مصنوعی را نشان می‌دهند شناسایی کنم تا بتوان ماهیت تا حدودی نظری موضوع را راحت‌تر درک کرد. یکی از جذاب‌ترین زمینه‌هایی که این معضل اخلاقی هوش مصنوعی را به وضوح نشان می‌دهد، ظهور خودروهای خودران واقعی مبتنی بر هوش مصنوعی است. این به عنوان یک مورد استفاده مفید یا نمونه ای برای بحث و گفتگوی فراوان در مورد موضوع خواهد بود.
پس در اینجا یک سوال قابل توجه وجود دارد که ارزش تامل دارد: آیا ظهور خودروهای خودران واقعی مبتنی بر هوش مصنوعی چیزی را در مورد بومیان هوش مصنوعی روشن می کند، و اگر چنین است، این چه چیزی را به نمایش می گذارد؟
یک لحظه به من اجازه دهید تا پرسش را باز کنم.
اول، توجه داشته باشید که هیچ راننده انسانی در یک ماشین خودران واقعی دخیل نیست. به خاطر داشته باشید که خودروهای خودران واقعی از طریق سیستم رانندگی هوش مصنوعی هدایت می شوند. نه نیازی به راننده انسان پشت فرمان وجود دارد و نه پیش بینی ای برای رانندگی وسیله نقلیه توسط انسان وجود دارد. برای پوشش گسترده و مداوم من در مورد وسایل نقلیه خودران (AVs) و به ویژه خودروهای خودران، لینک اینجا را ببینید.
مایلم بیشتر توضیح دهم که منظور از خودروهای خودران واقعی چیست.
درک سطوح اتومبیل های خودران
به عنوان یک توضیح، خودروهای خودران واقعی خودروهایی هستند که هوش مصنوعی خودرو را به طور کامل رانندگی می کند و هیچ کمک انسانی در طول کار رانندگی وجود ندارد.
این وسایل نقلیه بدون راننده سطح 4 و سطح 5 در نظر گرفته می شوند (توضیحات من را در این لینک اینجا ببینید )، در حالی که خودرویی که نیاز به یک راننده انسانی برای مشارکت در رانندگی دارد، معمولاً در سطح 2 یا سطح 3 در نظر گرفته می شود. به اشتراک گذاری وظیفه رانندگی به عنوان نیمه مستقل توصیف می شود و معمولاً شامل انواع افزودنی های خودکار است که به عنوان ADAS (سیستم های کمک راننده پیشرفته) نامیده می شود.
هنوز یک خودروی خودران واقعی در سطح 5 وجود ندارد و ما هنوز حتی نمی دانیم که آیا رسیدن به این امر امکان پذیر است یا نه چقدر طول می کشد تا به آنجا برسیم.
در همین حال، تلاش‌های سطح 4 به تدریج تلاش می‌کنند تا با انجام آزمایش‌های جاده‌ای عمومی بسیار محدود و انتخابی، کشش را به دست آورند، اگرچه در مورد اینکه آیا این آزمایش باید فی نفسه مجاز باشد (همه ما در یک آزمایش خوکچه هندی زندگی یا مرگ هستیم) اختلاف نظر وجود دارد. برخی مدعی هستند که در بزرگراه ها و معابر ما اتفاق می افتد، پوشش من را در این لینک اینجا ببینید ).
از آنجایی که خودروهای نیمه خودران به یک راننده انسانی نیاز دارند، استفاده از این نوع خودروها تفاوت قابل توجهی با رانندگی با وسایل نقلیه معمولی نخواهد داشت، بنابراین به خودی خود چیز جدیدی برای پرداختن به آنها در این موضوع وجود ندارد (البته، همانطور که خواهید دید در یک لحظه، نکات بعدی به طور کلی قابل اجرا هستند).
برای خودروهای نیمه خودران، مهم است که عموم مردم باید در مورد یک جنبه آزاردهنده که اخیراً به وجود آمده است، هشدار داده شود، یعنی علیرغم آن دسته از رانندگان انسانی که مدام ویدیوهایی از خوابیدن خود بر روی فرمان خودروهای سطح 2 یا 3 منتشر می کنند. ، همه ما باید از گمراه شدن در این باور که راننده می تواند در حین رانندگی با خودروی نیمه خودران توجه او را از کار رانندگی دور کند اجتناب کنیم.
شما مسئول اقدامات رانندگی وسیله نقلیه هستید، صرف نظر از اینکه چه مقدار اتوماسیون ممکن است در سطح 2 یا سطح 3 پرتاب شود.
ماشین های خودران و بومیان هوش مصنوعی
برای وسایل نقلیه خودران واقعی سطح 4 و سطح 5، راننده انسانی در کار رانندگی درگیر نخواهد بود.
همه سرنشینان مسافر خواهند بود.
هوش مصنوعی رانندگی را انجام می دهد.
یکی از جنبه هایی که باید فوراً مورد بحث قرار گیرد مستلزم این واقعیت است که هوش مصنوعی درگیر در سیستم های رانندگی هوش مصنوعی امروزی حساس نیست. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی در مجموع مجموعه ای از برنامه نویسی و الگوریتم های مبتنی بر رایانه است و مطمئناً نمی تواند به همان شیوه ای که انسان ها می توانند استدلال کند.
چرا این تاکید بیشتر در مورد حساس نبودن هوش مصنوعی است؟
زیرا می‌خواهم تأکید کنم که هنگام بحث درباره نقش سیستم رانندگی هوش مصنوعی، ویژگی‌های انسانی را به هوش مصنوعی نسبت نمی‌دهم. لطفا توجه داشته باشید که این روزها یک گرایش مداوم و خطرناک برای انسان سازی هوش مصنوعی وجود دارد. در اصل، با وجود این واقعیت غیرقابل انکار و غیرقابل بحث که هنوز چنین هوش مصنوعی وجود ندارد، مردم احساساتی شبیه به انسان را به هوش مصنوعی امروزی نسبت می دهند.
با این شفاف سازی، می توانید تصور کنید که سیستم رانندگی هوش مصنوعی به طور بومی به نوعی در مورد جنبه های رانندگی "دانست". رانندگی و هر چیزی که مستلزم آن است باید به عنوان بخشی از سخت افزار و نرم افزار ماشین خودران برنامه ریزی شود.
بیایید به جنبه های بی شماری که در مورد این موضوع بازی می کنند شیرجه بزنیم.
اول، مهم است که بدانیم همه خودروهای خودران با هوش مصنوعی یکسان نیستند. هر خودروساز و شرکت فناوری خودران رویکرد خود را برای ابداع خودروهای خودران در پیش گرفته است. به این ترتیب، اظهار نظر گسترده در مورد اینکه سیستم های رانندگی هوش مصنوعی چه کاری انجام خواهند داد یا انجام نمی دهند، دشوار است.
علاوه بر این، هر زمان که گفته می شود یک سیستم رانندگی هوش مصنوعی کار خاصی را انجام نمی دهد، می تواند بعداً توسط توسعه دهندگانی که در واقع کامپیوتر را برای انجام آن کار برنامه ریزی می کنند، پیشی گیرد. گام به گام، سیستم های رانندگی هوش مصنوعی به تدریج در حال بهبود و توسعه هستند. محدودیت موجود امروزی ممکن است دیگر در تکرار یا نسخه بعدی سیستم وجود نداشته باشد.
امیدوارم که اخطارهای زیادی را برای زیربنای آنچه می خواهم بیان کنم فراهم کند.
بیایید ظهور بومی‌های هوش مصنوعی را با ظهور وسایل نقلیه خودران و خودروهای خودران با اشاره به تمایل بی‌پایان بومیان هوش مصنوعی برای استفاده از این اشکال جدید حمل‌ونقل خودران، هماهنگ کنیم. تا زمانی که بومیان هوش مصنوعی به یک چیز تبدیل شوند، احتمال اینکه اتومبیل های خودران، کامیون های خودران، موتورسیکلت های خودران و تعداد زیادی از وسایل نقلیه خودران دیگر به وفور در جاده های عمومی ما وجود داشته باشند، وجود دارد. آن حس ترکیبی طبیعی
آنهایی که قبل از بومیان هوش مصنوعی آمده اند، با تعجب به این نکته خیره می شوند که یک وسیله نقلیه خودمختار هیچ انسانی روی صندلی راننده ندارد. در مقابل، بومیان هوش مصنوعی به این واقعیت که یک انسان در فرمان نیست فکر یا توجه چندانی نمی کنند. این امر به قدری مرسوم و معمولی خواهد بود که ارزش تمرکز ویژه بومیان هوش مصنوعی را ندارد.
در اینجا یک پیچ و تاب است که ممکن است بخواهید در مورد آن فکر کنید.
بومیان هوش مصنوعی در نهایت به سنی خواهند رسید که در آن بچه دار می شوند. این کودکان بدون شک با "والدین" بومی هوش مصنوعی از طریق استفاده از خودروهای خودران سفر خواهند کرد. استفاده از ماشین‌های خودران به حدی خواهد بود که این شخصیت‌های والدین بومی هوش مصنوعی با بچه‌هایشان که به تنهایی از ماشین‌های خودران استفاده می‌کنند، خوب باشند، حتی وقتی یک بزرگسال در آن حضور ندارد.
من در ستون های خود بحث کرده ام که چقدر انتخاب سختی برای کسانی که بومی هوش مصنوعی نیستند به نظر می رسد. به عبارت دیگر، آیا به فرزندتان اجازه می‌دهید با خودروی خودران سفر کند و این کار را بدون بزرگسال در وسیله نقلیه خودران با کودک انجام دهد؟ اولین فکر شما احتمالا این است که نه، شما اجازه نمی دهید این اتفاق بیفتد. دیوانه به نظر می رسد. برای توضیح دقیق من در مورد اینکه چرا این ممکن است هنجار جدید در عصر بومیان هوش مصنوعی در نظر گرفته شود، پیوند اینجا را ببینید .
همه اینها به این معنی نیست که بومیان هوش مصنوعی کورکورانه ظهور خودروهای خودران را خواهند پذیرفت.
بومی‌های هوش مصنوعی از محدودیت‌های سیستم‌های رانندگی هوش مصنوعی آگاه خواهند بود. این باعث می شود که آنها از جنبه های دیگر در مورد اتومبیل های خودران بیش از حد محتاط باشند. آنها همچنین به حق نگران تهاجمات امنیت سایبری وسایل نقلیه خودران خواهند بود. همچنین این آگاهی وجود دارد که یک دولت-ملت یا یک عامل بدخواه دیگر می‌تواند تلاش کند ناوگان خودروهای خودران را در اختیار بگیرد، پوشش من را در پیوند اینجا ببینید .
نتیجه
نسل بومی های دیجیتال به تدریج جای خود را به نسل های بعدی بومی هوش مصنوعی خواهد داد.
اگر فکر نمی‌کنید چیزی به نام بومی‌های دیجیتال وجود دارد، این نشان می‌دهد که احتمالاً دیدگاهی مبهم نسبت به امکان بومی‌های هوش مصنوعی داشته باشید. خوبه. شاید این موضوع در مورد بومی دیجیتال بودن یا بومی هوش مصنوعی بودن صرفاً شیرینی چشم باشد و نه چیزی بیشتر.
همانطور که گفته شد، توجه زیادی و تحقیقات شدیدی به تجزیه و تحلیل و تلاش برای درک افراد بومی دیجیتال اختصاص داده شده است، با این فرض که چیزی وجود دارد که می‌توان یافت. همان نوع تحلیل بدون شک به سمت بومیان هوش مصنوعی تغییر خواهد کرد.
یکی از جنبه هایی که شاید همه ما تقریباً بتوانیم در مورد آن توافق داشته باشیم این است که کسانی که در میان هوش مصنوعی به وفور رشد می کنند، امیدواریم که ظاهری از هوش مصنوعی داشته باشند. ما ممکن است آنها را به عنوان بومی هوش مصنوعی برچسب نزنیم. ممکن است فقط بگوییم که احتمالاً آنها زنده هستند و در دوره ای از هوش مصنوعی وجود دارند که قابلیت و محبوبیت قابل توجهی پیدا کرده است.
آنهایی که به طور کامل در دنیای هوش مصنوعی غوطه ور هستند، تصمیم خواهند گرفت که نوع بشر را به کجا ببرند؟
ژنرال جورج پاتون این اعلان شدید را در مورد رهبری بیان کرد: "من را رهبری کنید، دنبالم کنید یا از سر راه من خارج شوید." ما می‌توانیم به شدت فکر کنیم که آن بومیان هوش مصنوعی به کدام سمت می‌روند. آینده توسط آن افراد بومی هوش مصنوعی تعیین خواهد شد، حتی اگر قرار نباشد با آن نام خاص به آنها اشاره کنیم.
بومی های هوش مصنوعی، با احترام می پرسیم ما را کجا می برید؟

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.