میچ ماستین، ویتنی لوئیس و لنس پاولاس. معنی اسم ها برای شما چیست؟ به احتمال زیاد هیچ چیز، هر چند اگر شما از طرفداران فوتبال کالج هستید احتمالا زنگ را به صدا در می آورند. هر سه نفر از بازیکنان فوتبال کالج سراسر جهان بودند. آنها از انواع "نمی توان از دست داد" بودند. اخیراً بلیچر ریپورت داستانی را در مورد برخی از مشهورترین استخدام‌کنندگانی که هرگز به قولی که به دانشگاه داده‌اند متوجه نشدند، منتشر کرد.
همه موارد فوق به توضیح بدبینی بی حد من در مورد NIL ها و سایر تلاش ها برای جبران خسارت بازیکنان فوتبال و بسکتبال دانشگاهی که گفته می شود مورد استثمار قرار گرفته اند کمک می کند. اگر بدترین رازهای پنهان در همه ورزش ها را نادیده بگیریم (آنها قبلاً دستمزد هنگفتی می گرفتند، البته بی سر و صدا)، اگر کاخ هایی را که در آن تمرین می کنند، تدریس رایگان، متخصصان تغذیه، دسترسی به زاج های غنی که هر دانش آموز دیگری را نادیده می گرفتیم. هر چیزی را می‌دهیم، و اگر نادیده بگیریم که ورزشکاران با وضعیت خوب می‌توانند در هر زمانی مدرک خود را به پایان برسانند (از جمله پس از دوره‌های حرفه‌ای)، نمی‌توانیم این حقیقت اساسی را نادیده بگیریم که وعده‌های بی‌شمار در دوران جوانی اغلب ترجمه نمی‌شود. به سطح دانشگاهی استخدام ورزشکاران برتر معنای جدیدی را به موضوع می بخشد، ارزش بورس تحصیلی آنها بسیار زیاد است، فقط برای بسیاری از آنها که از راه دور به تبلیغات تبلیغاتی دست پیدا نمی کنند. اسامی ذکر شده را ببینید. ورزشکاران کالج استثمار شده اند؟ دیدگاه اینجا این است که اغلب آنها استثمارگر هستند. چیزی برای فکر کردن
این مفهوم از استعدادهای جوان در خواندن کتاب جالب، اما تکراری و تا حدی بی مزه ببر و فیل: جذاب ترین رقابت گلف باب هاریگ بسیار به ذهن متبادر شد. تو میدونی اونا کی هستن. هر دو از سنین پایین به عنوان ستاره مشخص شدند. هاریگ گزارش می‌دهد که وودز سه‌ساله یک 48 بر 9 سوراخ شلیک کرد، که در سیزده سالگی، «او قبلاً در برنامه‌های امروز، صبح بخیر آمریکا، ESPN و هر یک از برنامه‌های خبری عصرانه شبکه‌های بزرگ ظاهر شده بود». و اینکه در سن بیست و یک سالگی او قبلاً زندگی نامه ای درباره او منتشر کرده بود.
صعود وودز در زمین گلف نیروی دریایی نزدیک محل زندگی خانواده در Cypress، کالیفرنیا صورت گرفت، در حالی که فیل میکلسون افسانه خود را در جنوب جنگل در سن دیگو، کالیفرنیا ساخت. میکلسون دوازده تورنمنت AJGA (انجمن گلف نوجوانان آمریکا) را از سال 1985 تا 1988 برنده شد، که هاریگ نشان می‌دهد که "یک رکورد حرفه‌ای است که هنوز پابرجاست و چهار مسابقه بهتر از دو دوره بعدی است: وودز و باب می." در میان این همه برد، او توانست پنج بار نایب قهرمان شود و تنها پنج بار از 10 تیم برتر خارج شد.
همه این نرخ‌ها یادآوری می‌کنند که نه وودز و نه میکلسون دیر شکوفا شده‌اند یا چیزی از این دست، بلکه به عنوان راهی برای شگفت‌انگیز بودن. اینها افراد نادری هستند که به ظاهر هرگز به اوج نرسیدند. در دوران جوانی عالی بودند، به طرز قابل توجهی عالی باقی ماندند.
جایی که جالب‌تر می‌شود این است که به سختی بردن در گلف توجه کنیم. مسلماً دشوارترین ورزش فردی است که می توان به طور مداوم در آن خوب بود یا در آن پیروز شد . در مورد آن فکر کنید. بدون حذف چیزی از دستاوردهای راجر فدرر، رافائل نادال و نواک جوکوویچ، کیفیت قابل پیش بینی در پیروزی های آنها در طول سال ها وجود داشته است. نه در گلف، و نه حتی برای وودز و میکلسون.
هاریگ پیروزی های خود را زودتر ثبت می کند. وودز می تواند 15 قهرمانی را در مقابل 6 میکلسون، و 82 قهرمانی در تورنمنت را در مقابل 45 قهرمانی میکلسون مدعی شود. از نظر برد، بین این دو قهرمانی زیاد است، ناگفته نماند که میکلسون، در حالی که در طول دوران حرفه ای خود 270 هفته در جهان شماره 2 گذرانده است، هرگز به شماره 1 صعود کرد. هاریگ گزارش می دهد که در تمام این مدت وودز "در موقعیت برتر" بود.
با این حال، مقایسه ها به یک معنا بیش از آنچه که در مورد رقابت قابل توجه است، آشکار می کند. نه تنها هر دو در بزرگسالی به پتانسیل جوانی بی‌نظیر خود پی بردند، بلکه شگفت‌انگیزتر از همه این است که هر دوی آنها برای مدت طولانی بسیار خوب بوده‌اند. با توجه به نام‌های مختلف (زوج‌ها، دووال، اسپیث؟) که در طول دهه‌ها به اوج رسیده‌اند، به نظر می‌رسید که آماده تسلط هستند، فکر کردن به آن مهم است، اما نمی‌توانستند موقعیت خود را حفظ کنند. تصور کنید که وودز و میکلسون هر دو در دو سال گذشته موفق به کسب قهرمانی شده‌اند، در حالی که تعداد زیادی از بازیکنان به ظاهر بزرگ از دروازه‌ها بیرون می‌روند (بروکس کوپکا؟) و تا آنجایی که چشم می‌تواند در آینده آنها بزرگ‌ها را ببیند، فقط برای متوقف کردن بردهای بزرگ. . همه اینها راه طولانی برای گفتن این موضوع است که آنچه در مورد موضوعات کتاب هاریگ تأثیرگذارتر است این است که آنها پس از مدتها پس از اولین مرتبط بودن هنوز مرتبط هستند. چه دستاوردی
مسلماً یکی از جذاب‌ترین جنبه‌های رقابت این است که ممکن است یا نوعی خلاف واقع باشد. میکلسون در تور PGA چه تعداد گرایش برنده وودز غایب می شد و وودز چند رشته دیگر داشت؟ ما هرگز نمی توانیم بدانیم، اما به نظر می رسد هاریگ به طور منطقی به این نتیجه می رسد که آنها به یکدیگر نیاز دارند و به یکدیگر نیاز دارند. اگرچه ظاهراً آنها از نظر دوستی سخت نیستند، اما هاریگ در مورد قدردانی میکلسون از وودز می نویسد، و اینکه چگونه "حضور او به طور غیرمستقیم کمک کرد تا حساب بانکی او را پر کند و در عین حال او را مجبور کرد به عنوان یک گلف باز بهتر شود."
بدیهی است که حضور وودز بازی و دستمزد هر بازیکنی را بالا برد (پرتاب مربی، مربی، هیپنوتیزور، متخصص تغذیه، و روانشناس نزدیک به بازی…)، و این باید در مورد میکلسون صادق باشد. حدس در اینجا این است که در غیاب این انیشتین گلف، میکلسون احتمالاً رشته های اصلی کمتری خواهد داشت. واقعاً چقدر خوش شانس است که در بهترین سال‌های یک فرد، کسی تا این حد درخشان برای رقابت با او وجود داشته باشد. دانستن اینکه وودز همیشه کار می‌کرد، باید بازی هر بازیکن دیگری، از جمله ثابت‌ترین رقیبش را بالا می‌برد.
همه اینها مستلزم تحسین بیشتر از آنچه وودز به دست آورده است. باز هم، کیفیت قابل پیش بینی برای رشته های تنیس وجود دارد، اما هرگز با گلف. این که او 15 دوره اصلی را برده است، ماورایی است، و با توجه به آسیب هایی که در طول سال ها خود را نشان داده اند، چیزی بزرگتر از دنیای ماورایی است. آیا میکلسون وودز را به ارتفاعات بیشتری برد؟ حضور او بدیهی است که به او آسیبی نمی رساند، اما همه برای وودز تیراندازی می کردند.
البته، اگر کتاب هاریگ را می‌خرید یا این نقد کتاب هاریگ را می‌خوانید، احتمال دارد که قبلاً از آنچه تاکنون نوشته شده است و احتمالاً خیلی بیشتر بدانید. که ممکن است مشکل ایجاد کند. هاریگ در همان اوایل نشان می دهد که ارل پدر فقید وودز به او دستور داده است که "بیشتر از آنچه لازم است" به رسانه ها ندهد، و این به ظاهر نشان دهنده چالشی است که هاریگ در نوشتن کتاب با آن روبرو بود. اگر وودز تا حدودی غیرقابل درک است، از چه کسی بپرسید؟ به نظر می رسد هاریگ به دنبال حفاری بیش از حد نبوده است، که به دلیل پوشش مداوم او از گلف حرفه ای و خود وودز، انجام این کار دشوار خواهد بود.
این راه درازی برای گفتن این است که هرکسی که به دنبال اطلاعات پرفروش یا پرفروش در مورد رقابت است، بعید است که آن را پیدا کند. هاریگ حتما تلاش می کند. می توان حدس زد که ناشر او را نیز می خواست. هاریگ در مورد اینکه چرا آنها ظاهراً یکدیگر را دوست ندارند، به "ویژگی های شخصیتی" اشاره می کند و به طرز عجیبی می گوید: "البته نژاد وجود داشت." این عجیب است، زیرا وودز بیش از آنچه که بسیاری بخواهند اعتراف کنند، مدت ها قبل از این که از نژاد فراتر رفته بود. این زیبایی یک شایسته سالاری است. رنگ مهم نیست
بیشتر در مورد نژاد، هاریگ ادعا می کند که "فیل هیچ یک از این نگرانی ها را نداشت." که همش بی معنی بود اگر تایگر محبوب‌ترین بازیکن گلف بود و احتمالاً می‌باشد، ورود او به این ورزش دقیقاً به دلیل محبوبیت و تأثیر گسترده‌اش همه افراد دیگر را غنی‌تر کرد، با این حال ما هنوز در مورد رنگ پوست به‌گونه‌ای بحث می‌کنیم که گویی به آن توجه می‌شود؟ ظاهرا تایگر «گاهی از کسانی که در گالری بودند، نظرات تحقیرآمیز شنیده بود، به غیر از نامه‌نویسان و پوسترهای رسانه‌های اجتماعی». اوه، بیا! اگر "نظرات تحقیرآمیز" در مورد نژاد در گالری وجود داشت، آنها چه بودند؟ در مورد نامه نویسان و رسانه های اجتماعی، تصور اینکه تایگر زمان واقعی را در هر یک از آنها سپری کرده است، بسیار سخت است. فرض غیر از این به معنای توهین به نبوغ او به عنوان یک بازیکن است. بزرگی نیاز به کار بی پایان دارد. در آن زمان شایعات مربوط به دوست نداشتن کمی وجود دارد، یا علاقه کمی که گزارش شده است.
جیم نانتز غول مدرن گوینده‌های حرفه‌ای گلف است و تحلیل او از بیزاری ادعایی در میان رقبا به این صورت است: «می‌توانم آن را بدون دوربین تأیید کنم، او [فیل] دقیقاً همین را می‌گوید. من بارها با او صحبت کرده ام. او احترام زیادی برای ببر قائل است. کاملاً احساس می‌کنم [وودز] به او کمک کرد ثروتمند شود. او اولین کسی بود که واقعاً این را گفت.» آیا نانتز نیز ممکن است چیزی را پنهان کند یا چیزی را برای خاطرات نهایی خود ذخیره کند؟ این به اندازه توطئه‌آمیز پرسیده نمی‌شود، آن‌قدر که با توقعات درباره کتاب ذهن هریگ پرسیده می‌شود. انتظار می‌رفت حکایت‌هایی مبنی بر عدم علاقه جدی بین این دو باشد، اما بهترین چیزی که بازبین شما می‌توانست در درون خود بیابد، پس از برنده شدن برنده تور 3 بار، Rich Beem در مسابقات قهرمانی PGA در سال 2002 اتفاق افتاد. بیم با یک ضربه بر وودز غلبه کرد و وودز در رختکن بود. وقتی بیم برنده شد وودز گفت: "این ریچ بیم یک است، فیل میکلسون صفر!" آن را دریافت کنید؟ خوب، پاسخی عجیب به از دست دادن پلی آف با Beem، اما به سختی یک داستان بزرگ؟
این بینش نیست که بگوییم خط بیم احتمالاً به نیاز طولانی مدت ببر به مایکل جردن برای ایجاد دشمنان اشاره می کند. افراد رقابت پذیر این کار را انجام می دهند. و وودز رقابتی است. بدون اینکه بداند ACL به روش های دقیق برای ورزشکاران چه معنایی دارد، هاریگ از قول وودز نقل می کند که "من اساساً از ژوئیه 2007 بدون ACL بازی کردم، بنابراین به نوعی به آن عادت کرده بودم." برای کسانی که نمی‌دانستند یا به خاطر نمی‌آورند، وودز در سال 2008 با پای شکسته برنده مسابقات آزاد آمریکا شد. کسی که رقابتی باشد احتمالاً چیزهای زیادی می گوید. شگفتی این است که در کتاب انواع ریچ بیم چیز بیشتری وجود ندارد.
جالب ترین از زاویه گلف این بود که چرا وودز و میکلسون زوج بدی برای جام رایدر بودند. به نظر می رسید که به توپ گلف رسیده است. بسته به حرفه ای، آنها انواع مختلفی را بر اساس سبک ترجیح می دهند. داستان بزرگی نیست، اما جالب است.
جالب ترین از منظر نوشتاری شاید ویرایش ضعیف بود. این انتشارات سنت مارتین است، یک ناشر نام. و این یک کتاب پرمخاطب است. یکی که در Sports Illustrated ، وال استریت ژورنال ، و مطمئناً همه مجلات گلف مورد توجه قرار گرفته است. با وجود آن، یکی در صفحه می خواند. 32 که «دیری طول نکشید که فیل در حال انباشتن عوام فریبی، حمل غنائم و ساختن نامی برای خود بود.» دو صفحه بعد، منتقد شما خواند که «دیری طول نکشید که فیل در حال انباشتن عوام فریبانه، حمل غنائم و ساختن نامی برای خود بود».
تکرار در هیچ کتابی چیز بدی نیست، اما تکرار در اینجا از نوعی به نظر می رسد که در بالا اشاره شد. حداقل دو بار به خوانندگان هشدار داده می شود که نیک فالدو در سال 1999 بر کسری 6 شوت غلبه کرد و در مسابقات مستر در سال 1999 برنده شد، و اینکه برد 15 تیر تایگر در مسابقات آزاد آمریکا در سال 2000 رکورد قبلی 13 شوت در سال 1862 را به ثبت رساند. تام موریس پدر. همه چیز غم انگیز است. اگرچه تعداد کتاب‌ها بیش از هر زمان دیگری فروخته می‌شود، اما زمان صرف شده برای هر کتاب به ظاهر کاهش می‌یابد.
برای روشن شدن مطالبی که می خوانید، این بررسی یک گلف باز نیست. این یکی نوشته کسی است که علاقه زیادی به ورزش دارد و سپس مجذوب افراد با استعداد در ورزش شده است. به نظر می‌رسید که در مورد سوژه‌ها به‌عنوان فردی چیزهای زیادی وجود ندارد، اما در مورد مسابقات مختلف اطلاعات زیادی وجود دارد. جالب است که این بررسی را توسط یک طرفدار واقعی گلف اجرا کنیم تا ببینیم آیا نقدها یا پاسخ های گرم به شایعات برای کسانی که بیشتر می دانند ترجمه می شود یا خیر.
حدس نهایی در اینجا این است که گلف بازان واقعاً از این کتاب لذت خواهند برد، زیرا در هسته آن درباره گلف است و شاید بیشتر درباره گلف باشد تا رقابت. در مورد رقابت، چیزهای زیادی وجود ندارد که طرفداران از قبل ندانند. که شاید کافی باشد. فراموش نکنیم که سوژه ها بار دیگر از دوران جوانی ستاره شده اند. چقدر قابل توجه است که آنها هنوز ستاره هستند. در اینجا شما آن را دارید، تکرار بیشتر.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.