یوتیوب / TikTok
بیشتر تولیدکنندگان بر تولید محتوا برای فیلم‌ها یا سریال‌های تلویزیونی تمام‌قد تمرکز می‌کنند که در مقایسه با توزیع‌کنندگان بالقوه آن محتوا (تقاضا) تولیدکنندگان (عرضه) زیادی ایجاد می‌کند. این عدم توازن منجر به نتایج اجتناب ناپذیری تحت قانون عرضه و تقاضا می شود و تولیدکنندگان را در یک نقطه ضعف مشخص قرار می دهد. با توجه به ابزارهای پررونق توزیع در این عصر دیجیتال، تولیدکنندگان اگر بر تولید محتوا برای پلتفرم های جایگزین تمرکز کنند، مزیتی به دست خواهند آورد. من معمولاً از تهیه‌کنندگان نوظهور می‌شنوم که برنامه‌های بزرگی برای فرانچایز بعدی «جنگ ستارگان» دارند، قبل از اینکه با پروژه‌های کوچک‌تر خیس شوند، که این اتفاق نمی‌افتد. اگر آن‌ها با اثبات توانایی‌های خود با تولید محتوا برای پلتفرم‌های جایگزین، کشش و اعتبار را به دست آوردند، در صورت تمایل آنها، اهرم بیشتری در تولید محتوای فیلم و تلویزیون بعدی خواهند داشت.
یکی از راه‌های جلب توجه، ایجاد شورت‌هایی است که می‌توانند در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند YouTube یا TikTok نشان داده شوند. در واقع، بسیاری از مردم با تمرکز بر روی این پلتفرم‌ها زندگی مناسبی دارند، بنابراین تولیدکنندگان می‌توانند شایستگی خود را با ایجاد محتوای کوتاه قانع‌کننده برای این پلتفرم‌ها اثبات کنند. هدف باید رسیدن به یک میلیون بازدید باشد که در این مرحله تهیه کننده مدعی است. اگر تولیدکننده برای تولید محتوا نیاز به تامین مالی داشته باشد، منبع خوبی برای تامین مالی، تبلیغ‌کنندگان هستند که همیشه مشتاق ادغام محصولات خود در محتوای پربازدید هستند و برای ذکر در محتوایی که به یک میلیون بازدید می‌رسد تا 50000 دلار می‌پردازند. ویدیوهای بسیار خیره کننده و محبوبی در رسانه های اجتماعی وجود دارد که اساساً تبلیغات هستند. فقط کافی است هر چیزی را زیر کن بلاک در یوتیوب بررسی کنید، آگهی های تبلیغاتی خودرو را خواهید دید که به طور متوسط بیش از 60 میلیون بازدید دارند.
یکی دیگر از بازارهای محتوا، صنعت بزرگ بازی های دو بعدی است (که صنعت فیلم را کوتوله می کند)، از جمله بازی های تک نفره و بازی های چند نفره مانند Fortnite، Halo و Call of Duty.
تولیدکنندگان همچنین می‌توانند بر تولید محتوا برای واقعیت مجازی سه بعدی تمرکز کنند. در این عرصه، قانون عرضه و تقاضا معکوس می شود، زیرا نیاز به محتوا و کمبود تولید کننده وجود دارد. مناظر بی‌پایانی برای تولید محتوا در اینجا وجود دارد، از جمله سرگرمی‌های پیاده‌روی مبتنی بر مکان (دریم‌اسکیپ و The Void را ببینید) و بازی‌های تعاملی چند نفره با استفاده از هدست (آریزونا سان‌شاین را ببینید).
همچنین تقاضای زیادی برای ایجاد محتوا برای متاورس وجود خواهد داشت، زیرا این رسانه جدید و در حال رشد است. متاورس را به عنوان یک بازی چند نفره در خانه در نظر بگیرید، اما از یک هدست برای تجربه سه بعدی استفاده کنید. من مشتریان تولیدکننده‌ای دارم که میلیون‌ها دلار دستمزد تولیدکننده برای ایجاد محتوا برای متاورس به آنها پیشنهاد شده است، که قدرت قانون عرضه و تقاضا را در زمان معکوس شدن پویایی‌ها نشان می‌دهد. تقاضا برای این محتوا سیری ناپذیر خواهد بود، بنابراین تولیدکنندگان باید در طبقه همکف وارد شوند.
هر محتوایی که برای رسانه‌های چندنفره (چه دو بعدی یا سه بعدی) ایجاد می‌شود، این خطر را دارد که کاربران راهی برای استفاده از محتوا برای سوء استفاده از سایر کاربران پیدا کنند (مانند آزار جنسی به آواتار طرف مقابل، که اتفاق افتاده است) و این سوء استفاده ممکن است موجب ادعای کاربران علیه سازنده محتوا یا علیه یکدیگر شود.
یکی دیگر از رسانه‌های بالقوه برای ایجاد محتوا، توکن‌های غیرقابل تعویض ("NFT") هستند که پیوندهای دیجیتالی منحصربه‌فردی در زنجیره بلاک به محتوا (معمولاً تصاویر ثابت یا کلیپ‌های کوتاه) هستند که در یک سرور رایانه در جایی قرار دارند. NFTها به مالک حق بالیدن می‌دهند تا یک توکن «مجاز» داشته باشد، اگرچه خریدار معمولاً مالک حق نسخه‌برداری محتوا نیست، و هر کس دیگری می‌تواند همان محتوا را به صورت آنلاین مشاهده کند، بنابراین داشتن NFT مشابه داشتن یکی از نسخه‌های چاپی محدود است. از سنگ نگاره ها
اگر تولیدکنندگان واقعاً می‌خواهند از منحنی‌ها جلوتر باشند، باید یاد بگیرند که از قدرت هوش مصنوعی ("AI") استفاده کنند، زیرا هوش مصنوعی در حال حاضر محتوای قانع‌کننده‌ای در متن، موسیقی و ویدیو ایجاد می‌کند و مدت زیادی از هوش مصنوعی نخواهد گذشت. در حال ترکیب هر سه برای ساخت فیلم های کامل است. در واقع، یک مهندس در گوگل GOOG از آنجایی که رایانه هوش مصنوعی «عمیق‌ترین ترس از خاموش شدن آن» را به او پیامک فرستاده بود، با این باور که هوش مصنوعی هوشیار شده است، عمومی شد. یکی از مسائل حقوقی کلیدی تعیین اینکه چه کسی صاحب محتوای ایجاد شده توسط هوش مصنوعی است، هم برای اهداف کپی رایت و هم برای تعیین اینکه چه کسی برای ادعاهای مبتنی بر محتوا، مانند افترا یا نقض حقوق شخص ثالث، شکایت کند. برای مثال، آیا مالک شخصی است که نرم‌افزار را می‌نویسد، مالک رایانه است، داده‌های اساسی را آپلود می‌کند یا کار حاصل را توزیع می‌کند؟ این موضوع مهمی است، زیرا طبق تعریف هوش مصنوعی با تبدیل محتوایی که به آن داده می‌شود، محتوای جدیدی ایجاد می‌کند، بنابراین می‌تواند به راحتی محتوایی ایجاد کند که حقوق اشخاص ثالث، از جمله حق چاپ را نقض می‌کند. دادگاه‌ها در حال حاضر بین کپی کردن بیان یک اثر قبلی (مجاز) و کپی کردن ایده (مجاز) تمایز قائل می‌شوند، اما استدلال اینکه یک رایانه هوش مصنوعی می‌تواند ایده‌ها را بفهمد دشوار است.
علاوه بر این، هوش مصنوعی ممکن است محتوایی ایجاد کند که حقوق تبلیغاتی اشخاص ثالث را نقض کند. برای مثال، هوش مصنوعی ممکن است شخصیتی بسازد که ترکیبی از برد پیت و جورج کلونی باشد، در این صورت هر دوی آنها ممکن است ادعای قابل قبولی داشته باشند. مسئله دیگری که باید برطرف شود این است که اصناف چگونه با محتوایی برخورد می کنند که هیچ یک از اعضای آنها را استخدام نمی کند اما قطعات ترکیبی از فیلم های قبلی آنها را در خود جای داده است.
برای تمام محتوایی که در بالا مورد بحث قرار گرفت، سه موضوع نقض اصلی وجود دارد که باید مراقب آنها بود. اولین و مهم‌ترین مورد، اجتناب از ادعاهای حق چاپ است که با عدم ترکیب محتوای قبلی قابل اجتناب است. دوم پرهیز از ادعاهای تبلیغاتی است که می توان با عدم درج نام، صدا یا تصویر افراد موجود از آن اجتناب کرد. سوم، اجتناب از ادعاهای مربوط به علامت تجاری است، که می توان با استفاده نکردن از علائم تجاری به گونه ای که نشان می دهد مالک علامت تجاری محتوا را حمایت یا تأیید کرده است، از آن اجتناب کرد. هر سه این ادعاها قبلاً بر اساس محتوای تمام رسانه های مورد بحث در بالا مطرح شده است. و در همه موارد، هوش مصنوعی ممکن است به طور ناخواسته تمام این حقوق را نقض کند، که این موضوع باعث می شود که چه کسی مسئول است.
من از تولیدکنندگان می‌خواهم که در این رسانه‌های جایگزین تولید محتوا کنند، بنابراین قانون عرضه و تقاضا به نفع آنها عمل می‌کند.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.