اوبی وان کنوبی شیار خود را پس می گیرد.
خوانندگان نقدهای قبلی من از اوبی وان کنوبی می‌دانند که من منتقدی سختگیر از آخرین نمایش لایو اکشن جنگ ستارگان در دیزنی پلاس بوده‌ام.
فکر می کنم با توقعات زیادی وارد این سریال شدم و هر قسمت بعدی احساس ناامیدی بیشتری در من ایجاد کرد.
مشکلات تا این لحظه بسیار زیاد بوده است. از انتخاب بازیگران گرفته تا جلوه‌های ویژه ارزان تا تدوین و کارگردانی که در همه جا احساس می‌شود عجله‌ای به نظر می‌رسد، اوبی وان به عنوان یک تلاش نیمه تمام دیده می‌شود که می‌توانست زمان بیشتری را هم در بخش فیلمنامه و هم در پس‌تولید مصرف کند.
روایت سریال اغلب داستان‌های قدیمی‌تر جنگ ستارگان را به تصویر می‌کشد – از نجات لیا از یک امید جدید تا برخی از سکانس‌های The Last Jedi . حتی لیا نیز از بسیاری جهات مانند یک بیبی یودا احساس می کرد. و اولین رویارویی بین دارث ویدر و قهرمان اصلی ما حداقل خیلی بد بود.
دیگر مسائل اساسی این سریال عبارتند از:

اوبی وان کنوبی
این به راحتی بهترین اپیزود شش قسمتی بود، اگرچه فکر نمی‌کنم برای توجیه وجود سریال کافی باشد. شما نمی توانید یک نمایش لایو اکشن از جنگ ستارگان ارائه دهید که فقط یک ششم خوب است در حالی که بقیه در بهترین حالت متوسط هستند.
همانطور که گفته شد، این یک قسمت بیشتر بسیار سرگرم کننده بود. نکته قابل توجه، البته، بازی برگشت ویدر و اوبی وان بود. در حالی که اوبی وان توانایی خود را در شمشیر نوری نشان می دهد، دارث ویدر می گوید: «من می بینم که قدرت شما بازگشته است. اما نقطه ضعف شما همچنان پابرجاست!
و بله، هیچ خط واقعا فوق العاده به یاد ماندنی در این مبارزه وجود ندارد. آماده بودم که ویدر بگوید: "ببین اوبی وان، اکنون چه کسی برتری دارد!" وقتی او را به گودال کوبید و او را با آوار پوشانید، اما این کمی روی دماغش بود.
کل مبارزه این بار بسیار عالی بود. اوبی وان دفن شده است اما رویاهای لوک و لیا او را احیا می کند و او راه خود را بیرون می زند و قدرت های نیرو را نشان می دهد که قبلاً هرگز نشان نداده است، ناوگانی از تخته سنگ ها را بلند می کند تا بر سر ویدر ببارد قبل از اینکه دانش آموز سابقش را کاملاً نابود کند و ترک کند. او برای نفس کشیدن خس خس می کرد، کلاه خود شکست و دستگاهش سرخ شد.
گفتگوی بعدی بین آناکین و اوبی وان نیز بسیار خوب است. ویدر در حالی که چشم زردش در چهره تابیده اش می درخشد، می گوید: «تو آناکین اسکای واکر را نکشتی، من این کار را کردم.»
با این حال، من دو حرف را قبول دارم:

در جای دیگر نمایش، وضوح خط داستانی Reva را دریافت می کنیم. تفتیش عقاید رسوا شده به تاتوئین می رود تا لوک را پیدا کند. ما به سرعت متوجه می شویم که او در واقع آنجاست تا او را به عنوان دومین نقشه انتقام جویی بکشد، زیرا او نمی تواند ویدر را بگیرد. او حدس زده است که لوک بچه ویدر است و حتی با وجود اینکه خود ویدر این را نمی داند، حدس می زنم او فکر می کند که کشتن یک پسر کوچک در پایان روز به عنوان انتقام کافی خواهد بود.
اوون و برو دفاع خوبی انجام دادند – بهتر از حمله استورم تروپرها نه سال بعد – اما در نهایت لوک باید به صحرا بگریزد جایی که ریوا او را ردیابی می کند و او را بیهوش می کند. با این حال، او قادر به انجام این کار نیست، زیرا این کار او را بیش از حد به یاد کشتن دوستانش توسط آناکین می اندازد. آره، شوخی نکن ریوا. چه لعنتی
این داستان ضعیف‌تر این دو است. من فکر می‌کنم استخوان‌های یک داستان انتقام‌جویی جالب در طول فصل وجود داشت، اما هیچ‌وقت واقعاً به روشی بسیار قانع‌کننده جمع نشد. من همچنین دوست ندارم که لوک و لیا هم اکنون این تجربیات بزرگ، هیجان انگیز و آسیب زا را داشته باشند. لیا قرار بود یک شاهزاده خانم پناه گرفته باشد. لوک همیشه رویای هیجان بیشتری را در سر می پروراند که گویی شبیه او به جای تعقیب و گریز توسط تفتیش عقاید شمشیر نوری به کار گرفته شده بود.
ما همچنین در فینال فصل چندین فیلم کوتاه دریافت کردیم. پالپاتین ظاهر می شود تا ویدر را به خاطر احساسات آشکارش نسبت به استاد قدیمی اش تنبیه کند و اساساً به او می گوید که از وسواس در مورد اوبی وان دست بردارد. در همین حال، اوبی وان نه تنها با لوک کلاسیک "Hello There" ملاقات می کند، بلکه در نهایت می تواند با روح نیرو استاد خود، استاد کوی-گون جین (با بازی لیام نیسون) صحبت کند.
ارگاناس ها
تعقیب و گریز فضایی حلقه ضعیف دیگر فصل پایانی بود. این، دوباره، من را خیلی به یاد تعقیب و گریز آهسته آهسته در The Last Jedi انداخت و به نظرم خیلی احمقانه است که Vader's Star Destroyer را در تعقیب ناموفق یک کشتی ترابری که حتی یک کشتی سریع یا هیجان انگیز مانند هزاره فالکون نیست، ببینم. همچنین در تمام صحنه‌های لیا بیش از هر چیزی از دست لعیا رنجیده می‌شوم.
یا شاید من هنوز برای خریدن مشکل دارم که این کودک کوچک آنقدر صریح، عاقل و باهوش است. او قرار است 10 ساله باشد، اما به نظر من 8 تاپ است. من به طور کلی از کل اتهام "مری سو" که اغلب به شخصیت های زن وارد می شود متنفرم، اما تیم نویسندگی اوبی وان دقیقاً این کار را با لیا جوان انجام داده است. در این قسمت او با دروید خود به بچه‌های بیچاره دلداری می‌دهد، زیرا حدس می‌زنم زندگی سخت و خطر آن‌ها مانند زندگی متنعم او در قصر آلدران، آنها را آماده نکرده است. آه
بنابراین این یک اپیزود کامل نبود، اما بهترین کار را انجام داد که می‌توانست این داستان‌ها را جمع‌بندی کند و پایان رضایت‌بخشی را برای قهرمان عنوانمان به ما بدهد. زمانی که تیتراژ پخش می‌شود، او وارد ماجراجویی جدیدی می‌شود و به این ایده اعتماد می‌کند که فصل دوم واقعاً می‌تواند اتفاق بیفتد. اگر چنین شود، آنها باید اسکای واکرها را از همه نوع -کودکان و اربابان سیث تاریک- کنار بگذارند و روی اوبی وان و دیگر بخش‌های کهکشان تمرکز کنند. من مخالف حضور دارث مول یا دیگر شخصیت‌های جنگ‌های کلون نیستم.

نظر شما در مورد قسمت آخر Obi-Wan Kenobi و فصل به طور کلی چیست؟ در توییتر یا فیس بوک به من اطلاع دهید.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.