مهار تخریب خاک برای امنیت غذایی و پایداری اکولوژیکی دریای کارائیب حیاتی است – اما شیوه‌های مدیریت زمین ناپایدار، همراه با فشارهای تغییرات آب و هوایی همچنان بر سلامت خاک تأثیر می‌گذارد و چشم‌انداز منطقه را برای آینده ای امن غذایی تهدید می‌کند.
بر اساس گزارش سال 2018 از کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با بیابان زایی (UNCCD) 30 درصد از زمین های تخریب شده در کشورهای در حال توسعه جزیره های کوچک (SIDS) در سراسر جهان و بیش از 14 درصد از دو میلیارد هکتار زمین های تخریب شده در جهان را می توان در منطقه کارائیب
علت اصلی تخریب خاک در مناطق خشک، نیمه خشک، نیمه مرطوب و خشک آمریکای لاتین و منطقه کارائیب، بیابان زایی است، فرآیندی که طی آن زمین های حاصلخیز به بیابان تبدیل می شوند، معمولاً به دلیل خشکسالی، جنگل زدایی یا کشاورزی نامناسب، که 35 درصد از مساحت منطقه کارائیب را تحت تأثیر قرار می دهد. (موسسه بین آمریکایی برای همکاری در زمینه کشاورزی (IICA)، 2020)
خاک به معنای واقعی کلمه ریشه تولید مواد غذایی است و طبق گفته سازمان خواربار و کشاورزی (FAO)، تخریب خاک یکی از دلایل اصلی کاهش بهره وری کشاورزی است.
تأثیر اعمال انسان و تغییرات آب و هوایی بر سلامت خاک تأثیر مستقیمی بر زمین‌های قابل کشت، عملکرد و بهره‌وری خاک‌های کشاورزی دارد.
این تصویر که در سال 2004 گرفته شده است، یک گاو را در استان کاماگی در کوبا نشان می دهد که دچار سوء تغذیه است. خشکسالی شدید که بخش شرقی جزیره را تحت تأثیر قرار داده است، خسارات زیادی در کشاورزی، دامداری و سایر فعالیت های اقتصادی ایجاد کرده است.
کارائیب یکی از آسیب پذیرترین مناطق جهان در برابر تغییرات آب و هوایی است. تغییرات در الگوهای بارندگی و دما، افزایش سطح دریا، خشکسالی، طوفان و سیل، همگی در بدتر شدن کیفیت خاک نقش دارند، به ویژه 20 سانتی متر خاک سطحی که برای ترسیب کربن، فرآیند جذب و ذخیره کربن اتمسفر حیاتی است. دی اکسید
اثرات تغییرات آب و هوایی، مانند طوفان ها و خشکسالی ها، تخریب زمین را تشدید می کند و یک چالش بزرگ برای سلامت پایدار خاک کارائیب و در نتیجه امنیت غذایی ایجاد می کند.
بارندگی و باد بیش از حد در طول طوفان، پوشش گیاهی طبیعی را از بین می‌برد، باعث فرسایش و سیل و رانش زمین می‌شود و لایه‌های گرانبهای خاک سطحی را به دریا می‌کشاند.
برای دوره 30 ساله 1991-2020، نسبت به 30 سال قبل، طوفان های نامگذاری شده 44 درصد، طوفان ها 20 درصد و طوفان های بزرگ 60 درصد افزایش داشته است. این افزایش آب و هوای شدید به تغییرات آب و هوایی نسبت داده شده است.
در مورد طوفان ماریا در سال 2017، دومینیکا تقریباً 25 کیلو هکتار از پوشش درختان مرتبط با طوفان را از دست داد (63 درصد آن جنگل اولیه مرطوب بود) که در نتیجه حدود 14 متریک تن CO2 در جو منتشر شد. بخش کشاورزی به دلیل آسیب خاک و از بین رفتن کامل محصولات و همچنین تخریب قابل توجه درختان مولد و مرگ دام ها ویران شد. (دیده بان جهانی جنگل)
در منطقه، خشکسالی همچنین بر سلامت خاک تأثیر گذاشته و توانایی آن در جذب کربن را کاهش داده، بر عملکرد کشاورزی تأثیر می گذارد و در نتیجه باعث کاهش محتوای غذایی در محصولات می شود.
در سال 2014، بدترین خشکسالی جامائیکا در سه دهه اخیر جوامع کشاورزی را ویران کرد و به کاهش 30 درصدی تولید محصولات کشاورزی منجر شد. در آغاز قرن، خشکسالی های تجربه شده در گویان منجر به کاهش 37 درصدی تولید برنج شد و در هائیتی، بین سال های 2015 تا 2017، امنیت غذایی حدود 1 میلیون نفر به دلیل شرایط خشکسالی طولانی مدت تشدید شد.
از آنجایی که دریای کارائیب در حال توسعه سریع است، این اثرات تغییرات آب و هوایی با فعالیت های ناپایدار انسانی ترکیب شده است.
در منطقه، شیوه های کشاورزی ناپایدار، که شامل خاک ورزی، حذف ریشه عمیق، بریده شدن و سوختن و استفاده بی رویه از مواد شیمیایی مضر است، به تخریب و تخلیه 75 درصد از ذخایر کربن طبیعی و تنوع زیستی از خاک های کشاورزی منطقه کمک کرده است. (IICA، 2020)
49 درصد از اراضی منطقه در معرض فرسایش آبی و 56 درصد تحت تأثیر تخریب شیمیایی (شوری یا اسیدی) خاک به دلیل اعمال نامناسب کشاورزی قرار دارند.
به عنوان مثال، در مورد گرانادا، استفاده بیش از حد از مواد شیمیایی کشاورزی، مانند علف کش ها، آفت کش ها و کودهای معدنی در مناطق زراعی، منجر به اسیدی شدن بیش از 860 هکتار از زمین ها شده است. (گزارش بی طرفی تخریب زمین گرانادا، 2015)
توسعه بی رویه و شهرنشینی، تقریباً از قضا، به تخلیه خاک و کاهش امنیت غذایی و آب کمک کرده است. جاده سازی ضعیف، سکونتگاه های با برنامه ریزی ضعیف در مناطق مستعد رانش زمین و توسعه سازه های مسکونی و گردشگری بزرگ نه تنها بر کیفیت خاک و در دسترس بودن زمین های قابل کشت تأثیر گذاشته است، بلکه بر کیفیت منابع آبی منطقه نیز تأثیر گذاشته است.
برای مثال، در باربادوس، بین سال‌های 2001 تا 2020، این کشور 397 هکتار یا کاهش 7.6 درصدی پوشش درختی را از دست داد که معادل 148 کیلو تن انتشار CO2 است. جای تعجب نیست که یک چهارم از این کاهش پوشش درختی در محله های سنت جیمز و سنت پیتر واقع شده است، واقع در ساحل پلاتینیوم جزیره، جایی که بیشتر فعالیت های گردشگری در آن انجام می شود. (World Forest Watch, 2021)
در سایر نقاط منطقه، استخراج معادن یکی دیگر از علل مرتبط با توسعه جنگل زدایی و بیابان زایی بوده است. تنها در هائیتی، 97 درصد از کل جنگل‌ها از نظر چوب یا زغال چوب پاکسازی شده‌اند و 4200 هکتار از خاک هر ساله به دلیل رواناب تسریع شده فرسایش می‌یابد که منجر به از بین رفتن خاک سطحی حاصلخیز و از بین رفتن تنوع زیستی می‌شود.
شیوه‌های مدیریت ناپایدار زمین هائیتی منجر به فرسایش غیرقابل برگشت حداقل 6 درصد از زمین‌های آن شده است و کمتر از 20 درصد از زمین‌های زیر کشت برای کشاورزی مناسب است. (تاسیسات جهانی محیط زیست، 2018)
منظره‌ای برهنه‌شده در هائیتی که در طوفان آیک توسط سیل‌ها غرق شد. این نشان دهنده … [+] فرسایش و آسیب به چشم انداز، و تأثیر متقابل بین جنگل زدایی به دلیل استخراج معادن و آب و هوای شدید مربوط به تغییرات آب و هوایی است.
به طور مشابه، در جامائیکا، استخراج فشرده بوکسیت، منبع اصلی معدنی کشور، منجر به فرسایش خاک در مناطق آسیب دیده شده است.
بر اساس مطالعه ای که توسط Jamaica Environment Trust (2020) انجام شده است، خاک های بوکسیتی مقادیر قابل توجهی آب را حفظ می کنند، که امکان رشد درختان و جنگل های بزرگ را فراهم می کند، اما زمانی که خاک برای استخراج معدن برداشته می شود، حاصلخیزی خاک از بین می رود و اثرات غیرقابل برگشت به نظر می رسد. و با احیا قابل ترمیم نیست.
نویسندگان این مطالعه می‌گویند: «اکثر چاله‌های معدنی احیا شده استاندارد بازیابی بهره‌وری کشاورزی را برآورده نکرده‌اند.
بر اساس برآوردهای برنامه محیط زیست سازمان ملل در سال 2006، در ایالات کوچک جزیره ای در حال توسعه آمریکای لاتین و منطقه کارائیب، تخریب زمین سالانه 4800 میلیون دلار هزینه دارد که تقریباً 125 میلیون نفر را تحت تأثیر قرار می دهد.
از منظر امنیت غذایی، خاک های کم عمق و فرسایش یافته به اندازه کافی عمیق یا سالم نیستند که بتوانند محصولات بومی منطقه را حفظ کنند. گیاهان ریشه ای، حبوبات و محصولات نقدی به خاکی با عمق بیش از 30 سانتی متر نیاز دارند. مراتع خشک نیز دسترسی به خوراک دام را کاهش می دهد.
اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDGs) بی طرفی تخریب زمین را تا سال 2030 به عنوان هدف تحت شاخص 15.3.1 تعیین می کند.
اقدام برای جلوگیری، کاهش و معکوس کردن تخریب خاک های منطقه می تواند امنیت غذا و آب را بهبود بخشد و به سازگاری و کاهش تغییرات آب و هوایی کمک کند.
جواب؟ مدیریت پایدار و احیاکننده زمین.
مديريت پايدار زمين توسط اجلاس 1992 سازمان ملل متحد در ريو زمين اين گونه تعريف شد: «استفاده از منابع زمين، از جمله خاك، آب، حيوانات و گياهان، براي توليد كالاها براي رفع نيازهاي انساني در حال تغيير، در عين حصول اطمينان از پتانسيل توليدي بلندمدت این منابع و حفظ عملکردهای زیست محیطی آنها.
این اصول در بازسازی یک معدن شن و ماسه تخلیه شده در واکرز ساوانا در سنت اندرو، باربادوس، به یک جنگل غذایی مولد و متنوع، تحت مدیریت موسسه تحقیقاتی و طراحی احیا کننده واکرز یا WIRRED مشهود بوده است که به این موضوع اختصاص دارد. مطالعه، توسعه و اجرای استراتژی های احیا کننده.
در سایر نقاط منطقه، کشورهای عضو سازمان کشورهای کارائیب شرقی (OECS) قرار است از رویکردهای یکپارچه چشم انداز و سرمایه گذاری های سرمایه گذاری شده توسط اتحادیه اروپا (EU) در مدیریت پایدار زمین در پروژه OECS (ILM) بهره ببرند. بهینه سازی سهم زمین در کشاورزی، امنیت غذایی، کاهش تغییرات آب و هوا و سازگاری، و حفظ اکوسیستم ها و خدمات ضروری که ارائه می کنند.
با توجه به ابتکار اقتصاد تخریب زمین (ELD)، در سطح جهانی، «به‌کارگیری مدیریت پایدار زمین می‌تواند تا 1.4 تریلیون افزایش تولید محصول را به همراه داشته باشد. ذخیره سازی کربن مقرون به صرفه، که به موجب آن ذخایر کربن در زمین و خاک افزایش می یابد، می تواند تا 480 میلیارد ارزش ایجاد کند و امنیت غذا و آب را افزایش دهد. اقدامات مدیریت زمین پایدار (SLM) انعطاف پذیری مردم و اکوسیستم ها را در برابر نوسانات قیمت مواد غذایی یا شوک های اقلیمی با پیامدهای اقتصادی قابل توجهی مانند خشکسالی و سیل افزایش می دهد. بنابراین حمایت از SLM می تواند کمک قابل توجهی به سازگاری و کاهش تغییرات آب و هوا و در نهایت به هدف کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا (UNFCCC) برای حفظ افزایش میانگین دمای جهانی زیر 2 درجه سانتی گراد باشد. (2015)
با توجه به اینکه تولید 1 تا 2 سانتی متر از یک لایه سطحی متشکل از مواد معدنی، مواد آلی، میکروارگانیسم ها، آب و هوا 100 سال طول می کشد، خاک باید به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر در نظر گرفته شود – و با توجه به اهمیت استراتژیک آن برای رشد اقتصادی، محیط زیست. بهداشت، امنیت غذایی و توسعه انسانی، اقدامات زمینی که باعث بازسازی و ارتقای سلامت خاک می شود، باید غیرقابل مذاکره باشد.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.