نویسنده، مجری پادکست و کارشناس فرهنگی جس وینر، عکس مایکل بکر
تصور کنید داستان غالب خود را بازنویسی کنید.
این یکی از ماموریت‌هایی است که جس وینر، کارشناس فرهنگی، نویسنده پرفروش و مشاور برند، با پادکست جدید خود، داستان‌های غالب ، که در ماه اکتبر در Shondaland Audio (در شبکه پادکست iHeart) عرضه شد، به عهده می‌گیرد.
پادکست، داستان‌های مسلط ، مجموعه‌ای از مکالمه است که به بازیابی و بازنویسی داستان‌هایی که درباره بدن، زیبایی، خلاقیت، و هویت‌مان گفته‌اند، و آن‌هایی که بر مونولوگ درونی‌مان غالب هستند، کمک می‌کند، و در نتیجه، اقدامات ما
این نمایش از مأموریت شخصی و حرفه‌ای وینر برای کمک به مردم برای به چالش کشیدن صداهای بیرونی و درونی که آنها را از زندگی کردن به زندگی مورد نظر و سزاوارشان بازمی‌دارد، سرچشمه می‌گیرد. از طریق مکالمات شوخ، عمیق و کنجکاو با مهمانان مشهور – از جمله تهیه کننده تلویزیونی، فیلمنامه نویس و نویسنده برنده جایزه شاندا رایمز ( در قسمتی که چهارشنبه، 8 دسامبر پخش شد ) – واینر قصد دارد این داستان های غالب را باز کند، به چالش بکشد و تغییر دهد و مخاطب را تشویق کند. اعضا همین کار را انجام دهند.
به بیان آن در اصطلاح Shondaland (در اصل، جهان متقاعد کننده ای که نویسنده پرکار تلویزیون ایجاد کرد)، واینر را می توان یک «گلادیاتور» در نظر گرفت، اصطلاحی که در رسوایی معروف شد (وینر به عنوان یک مشاور قابل اعتماد و شریک استراتژیک به عنوان سلاح مخفی یک برند در نظر گرفته می شود. در لحظات تغییر فرهنگ برای شرکت هایی مانند Unilever، Mattel و Disney.)
واینر شغلی به عنوان یک مشاور وکیل دادگستری (همانطور که Fast Company از او نام می برد، که او را یکی از "خلاق ترین افراد" نامیده است) برای مارک هایی مانند دیزنی، نایک، ماتل و یونیلور ساخته است که مصمم به تغییر این موضوع هستند. فیلمنامه‌ای در مورد تعصب جنسیتی و «هنجارهای» زیبایی فرهنگی از پیش تعیین‌شده – و تغییر نحوه ایجاد روایتی پیرامون جنسیت توسط این برندهای جهانی.
به طور خاص، واینر به شرکت‌ها توصیه می‌کند که چگونه محصولاتی بسازند که هم به زنان و هم دختران کمک کند و هم به آنها قدرت بدهد. او از طریق شرکت مشاوره چند میلیون دلاری خود، Talk to Jess، با Mattel برای ایجاد عروسک های باربی جامع تر (بخش جدایی ناپذیر تکامل باربی) و با Dove به عنوان بخشی از کمپین "زیبایی واقعی" کار کرده است.
به زبان ساده: واینر و تیمش به شرکت‌های Fortune 500 کمک می‌کنند تا فراگیرتر و روان‌تر شوند. او را می توان یک «مترجم» در این حوزه در نظر گرفت: «من یک مترجم فرهنگ و گرایش برای مشتریانی هستم که با آنها کار می کنم. من می توانم وارد شوم و آنچه را که در حال رخ دادن است از نظر تجاری تعریف کنم و ترجمه کنم – بتوانم افراد را مطالعه کنم، مردم را انسانی کنم و پیرامون آن مسائل ارتباط برقرار کنم. فکر نمی‌کنم متوجه شده باشم که این یک دارایی تجاری خواهد بود، اما به معنای واقعی کلمه ستون فقرات حرفه‌ای من بوده است.»
بخش مهمی از فلسفه و فرمول واینر در مورد نحوه تفکر او ناشی از روزهای تحصیل بداهه نوازی او در کالج است. وینر یک گروه تئاتر را در طول دوران تحصیل خود در ایالت پن تأسیس کرد.
باز کردن قفل اینجاست: همه چیز با "بله، و…" شروع می شود.
واینر می گوید: «اصل «بله، و» چیزی است که من به عنوان یک بازیگر تئاتر با آن بازی کردم، اما در واقع یک تکنیک تجاری باورنکردنی است.
"پیشینه من در تئاتر و نمایشنامه نویسی به عنوان یک استراتژیست تجاری و مشاور برند به خوبی به من کمک کرد. واینر ادامه می‌دهد که اساس کار من با شرکت‌ها بر اساس اصل بهبودی «بله، و…» است که مفهوم افزودنی است. "پس اگر من و تو داشتیم صحنه ای را انجام می دادیم و من وارد شدم و گفتم: "آسمان بنفش است." و تو گفتی "نه، اینطور نیست"، صحنه تمام می شود. جایی برای رفتن نیست شما فقط همه چیز را نفی کردید. اما اگر وارد شوم و بگویم "آسمان بنفش است." و شما می گویید "بله، و باران می بارد". صحنه ادامه می یابد و گسترش می یابد و رشد می کند. وقتی برای کار با دیزنی یا متل یا هرکس دیگری وارد می شوم، همین کار را انجام می دهم. اگر وارد شوم و به هر کاری که آنها انجام داده اند "نه" بگویم، گفتگو تمام می شود. اما اگر وارد شوم و بگویم: "بله، دختران عاشق چیزهای صورتی و درخشان هستند، و آنها عاشق علم، سیاست و ضربه زدن به توپ‌های فوتبال هستند،" همه چیز گسترش می‌یابد.
چگونه این به تصمیمات استراتژیک تبدیل می شود؟
واینر توضیح می دهد: «پسران می توانند سوار کامیون شوند و می توانند هوش هیجانی داشته باشند. وقتی صحبت از کلیشه های جنسیتی می شود، و وقتی صحبت از تعصبات ظاهری مربوط به ظاهر می شود، جالب است. بخشی از دلیلی که من دوست دارم با بازاریابی، تبلیغات، سرگرمی و محتوا کار کنم، این است که آنها بزرگترین توزیع کننده پیام ها در سراسر جهان هستند. اما مخاطبان پیچیده‌تر می‌شوند و از برندها می‌خواهند تا مسائل را بیشتر و بیشتر زیر سوال ببرند.»
استفاده از "بله و…" به جای "یا" تکنیکی است که می تواند تفکر، نگرش، POV و پیام یک برند را از مراحل تصور و توسعه محصول تا بازاریابی تغییر دهد.
وینر بیش از 25 سال را صرف الهام بخشیدن و راهنمایی برندها برای تغییر معنای جنسیت برای آنها و نحوه انتقال آن به جهان کرده است.
این اصل در میان بسیاری دیگر از کارهای وینر با دیزنی اعمال شد.
واینر می‌گوید: «ما می‌خواستیم دیدگاه نسل جدیدی از مادران را برای پرنسس‌ها گسترش دهیم. «نیازی نیست که یکی یا یا وجود داشته باشد، به خصوص با بچه ها. ما گاهی اوقات می خواهیم مردم را تقسیم بندی کنیم، و این چیزی است که ما را از دیده شدن باز می دارد. بنابراین، اصل «بله، و…» این است که چگونه به شرکت‌ها کمک می‌کنم تا افراد را ببینند، بشنوند و درک کنند، با تشخیص اینکه مردم بیش از یک چیز هستند. از نظر بازاریابی، ما اغلب همه را در سطل های جمعیتی تنگ قرار داده ایم. ما فراتر از نژاد، جنسیت، گرایش جنسی، سن و غیره نگاه نمی کنیم – نه، من همه این چیزها با هم ترکیب شده اند. من یک انسان هستم.»
بخش مهمی از حرفه واینر در مورد گوش دادن به زمزمه های شهود و جرقه های حرفه ای او بوده است که منجر به شروع پروژه های جدید او شده است، متعهد به تأثیری است که در حال حاضر ایجاد می کند، و خط پایانی که همه کارهای او را متحد می کند: کمک کردن. مردم احساس می کنند دیده می شوند، شنیده می شوند و درک می شوند.
واینر می‌گوید: «تمام حرفه‌ی من یک شگفتی ناخواسته بوده است. حتی زمانی که وینر پس از فارغ‌التحصیلی از کالج به‌عنوان همکار فروش در یک خرده‌فروش لباس کار می‌کرد، الهام گرفت که تنوع بدنی را تغییر دهد: «وقتی در آن مرکز خرید کار می‌کردم، در پایان روز چهارم، با خودم فکر می‌کردم. – شغل من این نیست که بخواهم لباس های محلی بفروشم، شغل من این است که شرکت ها را وادار کنم لباس هایی متناسب با اندام های بیشتری بسازند. من این را از بزرگ شدن در بدنی منحنی تر و دیدن نحوه طراحی لباس در آن زمان فهمیدم. و من می توانستم با آن ارتباط برقرار کنم. تمرکز من این بود که چه کسی می گوید ما نمی توانیم این را گسترش دهیم؟ مسئول این فروشگاه کیست؟ من همیشه به تغییر سیستمی علاقه داشتم. حرفه من این کنجکاوی و محرک تلاش برای کشف اینکه چه کسی دروازه بان است، چه کسی تصمیم می گیرد و چگونه از درون به تغییر دعوت می کنیم، بوده است.
بخشی از فراخوانی تغییر از درون، دیدن سایه‌های خاکستری و بله گفتن است – چیزی که رایمز می‌تواند با آن ارتباط داشته باشد، همانطور که او در قسمت پادکست داستان‌های غالب با واینر درباره آن صحبت می‌کند.
در گفتگو با رایمز، واینر و رویایی پشت سر پیشگامانه ترین برنامه های تلویزیونی امروز (مانند Grey's Anatomy و Bridgerton ) بحث در مورد زیبایی روی پرده بازنویسی، یکی از چیزهایی که رایمز با استعدادهای زن در درام نمادین Grey's Anatomy که شبیه شخصیت‌های «سنتی» که تا آن زمان دیده‌ایم نبود، به آن نسبت داده می‌شود.
و کتاب پرفروش رایمز، Year of Yes، فراخوانی برای اقدام برای گفتن بیشتر و بیشتر «بله» است، حتی زمانی که پاسخ پیش‌فرض ما ممکن است «نه» باشد، بر اساس چیزهایی مانند ترس و سندروم فریبکار. رایمز به "بله" متمایل شد و این منجر به زندگی او در تمام تجربیاتی شد که اگر اجازه می داد ترس سد راهش شود، از آن لذت نمی برد. این در مورد بله گفتن به پروژه ها و رویدادها است، بدون بهانه "من کار زیادی برای انجام دادن دارم"، که در غیر این صورت رایمز را از زندگی کامل خود باز داشت.
رایمز یاد گرفت که با داستان‌های غالبی که داشت روبرو شود – همه این داستان‌هایی که در نهایت زندگی ما را اداره می‌کنند، که ما با آن‌ها روبرو نیستیم.
حقیقت این است که بله، ما می‌توانیم کارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشیم، و همچنان می‌توانیم برای چیزهایی که به ما انرژی می‌دهند، وقت بگذاریم. ما می‌توانیم ترسیده باشیم و می‌توانیم خطراتی را که ما را از مناطق امن خارج می‌کند، بپذیریم.
ما می توانیم سایه های خاکستری را ببینیم و همه چیز باشیم: اعتماد به نفس و عصبی، هیجان زده و وحشت زده، توانا و مضطرب.
وقتی خودمان را همه چیز می بینیم و داستان های غالبی را که ممکن است مانع پیشرفت یا توانایی ما در ریسک کردن می شود را کنار بگذاریم، می بینیم که هر فردی واقعاً ستاره داستان خودش است.
در حقیقت، همانطور که واینر به صراحت بیان می کند، همه ما در وضعیت دائمی بازنویسی هستیم:
من بسیار سپاسگزارم که اینجا مکانی است که من می‌توانم همراه با دیگران به این موضوع بپردازم که چگونه می‌توانیم داستان‌ها را تغییر دهیم. همه ما در دوره ویرایش و بازنویسی هستیم. برای خودم و دیگران، در کلاس‌هایی که تدریس می‌کنم و شرکت‌هایی که با آن‌ها کار می‌کنم، امیدوار هستم که یادمان باشد در داستان بعدی تا حد امکان هدفمند باشیم. چگونه افراد بیشتری را به داخل دعوت کنیم؟ چگونه شفقت و هوش عاطفی و مهربانی بیشتری ایجاد کنیم؟ چگونه لطف و فضایی برای گفتگوهای شجاعانه داشته باشیم؟ اینها راه هایی هستند که می توانیم فصل بعدی را ایجاد کنیم.»

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.