Spider-Man: No Way Home
Spider-Man: No Way Home همان تعریفی است که مجموع آن کمتر از اجزای آن است. بخش اعظم فانتزی ماجراجویی طولانی و طولانی بین بیان داستانی در زمان حال از پیتر پارکر/مرد عنکبوتی فعلی و لذت بردن از تجسم‌های سینمای تثبیت شده قبلی است. این دقیقاً یک اسپویلر نیست، زیرا تریلرها همگی افراد شرور فیلم های قبلی مرد عنکبوتی را که در دنیای MCU نمایش داده شده بودند، نشان می دهند. در حالی که این فیلم در سطح سطحی سرگرم کننده و اغلب سرگرم کننده است، برخی از اشتباهات فیلم های قبلی MCU را تکرار می کند، یعنی در بازیافت قوس های شخصیت از فیلم های قبلی مرد عنکبوتی و ساختن طرحی که در آن شرورها به پیتر متصل نیستند و راه حل نیاز دارد. کمک های خارجی این فیلم در بیشتر مدت زمان 148 دقیقه‌ای خود، خط باریکی را بین دنباله‌ای برای مرد عنکبوتی: دور از خانه و یک ریف کج بر فیلم Spider-Man: Into The Spider-Verse طی می‌کند .
مقایسه‌ای چاپلوس‌کننده نیست، زیرا این ویژگی متحرک برای ارائه تکان‌های خود بر ایده‌ی صرف جهان‌گردانی تکیه نکرده است. این داستان یک شخصیت دینامیتی را روایت می‌کرد که اتفاقاً شامل یک مرد عنکبوتی جوان بود که با عنکبوتی‌های چند بعدی دیگر تیم می‌شد. پس از 40 دقیقه ابتدایی که بیشتر بر عواقب پرتگاه دینامیت دور از خانه متمرکز است، فیلم به مجموعه‌ای از سکانس‌ها خم می‌شود، برخی شوخ‌آمیز، خوش‌بازی‌شده و صحنه‌پردازی شده، جایی که شخصیت‌هایی از جهان‌های دیگر ظاهر می‌شوند و باید ارتباط خود را با پیتر پارکر و/یا یکدیگر توضیح دهید. این فیلم چند ثانیه بعد از اینکه پیتر پارکر هم برای قتل میستریو آماده شد و هم در سراسر جهان مورد آزار و اذیت قرار گرفت شروع می شود. درگیری‌های حقوقی خیلی سریع حل می‌شوند (این مرد عنکبوتی: فراری نیست )، اما دانستن هویت ابرقهرمانی پارکر برای همه مشکلات خاص خود را برای دوستان و خانواده‌اش ایجاد می‌کند.
ای کاش تمرکز بیشتری روی چالش‌های حقوقی می‌بود، زیرا متاسفانه فیلم داستان‌سرایی واقعی را با تخم‌مرغ‌های عید پاک معامله می‌کند، اما من از تمایل فیلم برای خون‌کشی از نظر تبدیل جی‌جی جیمسون به یک ترول رسانه‌ای راست‌قلاب معتبر قدردانی می‌کنم. از آنجایی که عواقب در حال افزایش است، پیتر برای کمک به دکتر استرنج مراجعه می کند. این یک سکانس سرگرم کننده است، هم به دلیل برخی اطلاعات غافلگیرکننده و هم به این دلیل که استفان استرنج از بندیکت کامبربچ در بهترین حالت خود قرار دارد زمانی که به طرز ناپسندی از ابرقهرمانان همکارش عصبانی می شود. همانطور که می‌دانید اگر تریلرها را دیده‌اید، طلسم بد پیش می‌رود (استفن و پیتر باید از قبل درباره جزئیات صحبت می‌کردند) و ما شروع به دیدن تعدادی شرور Spidey از جهان‌های جایگزین می‌کنیم. بله، تقریباً همه بدهای بزرگ از پنج فیلم اول مرد عنکبوتی وارد صحنه می شوند.
تدارکات اینکه چه کسی و چرا ظاهر می‌شود در فیلم معنا پیدا می‌کند، و این بخش دوم به ما این حس را می‌دهد که اوه، Sinister Five (افسوس، بدی ششم مخفی وجود ندارد) را تماشا کنیم. این حقیقتاً نقطه برجسته فیلم است زیرا، در میان چیزهای دیگر، این چیزی است که ما هرگز واقعاً در این فیلم ها ندیده ایم. این کمک می کند که ویلم دفو و آلفرد مولینا اجراهای کاملی داشته باشند، در حالی که جیمی فاکس از این شانس لذت می برد که نسخه کاریزماتیک تر از Electro را بازی کند. افسوس که یک درگیری رک و پوست کنده، از جمله تصور مجدد از خاله می ماریسا تومی به عنوان قطب نمای اخلاقی پیتر، فقط فیلم را طولانی می کند. خوب است که پیتر اهمیت می دهد که این شرورها زنده بمانند یا بمیرند، اما فراموش می کند که حداقل تعداد کمی از آنها دارای تعداد بدن دو رقمی هستند.
من نباید در مورد صحنه کوتاه کاپیتان آمریکا مت سالینجر یا صحنه نیک فیوری دیوید هاسلهوف صحبت کنم. همچنین صحنه اواسط اعتبار را با موربیوس جرد لتو خراب نمی‌کنم که نمی‌داند چه باید بکند یا بگوید، چون فیلمش هنوز اکران نشده است. بخش اعظم نیمه دوم فیلم با سر به گفتگوهای «یادت بیاور کی» و طعمه بی شرمانه طرفداران می پردازد. تا جایی که (به سختی) کار می‌کند، به این دلیل است که اجراکنندگان آنقدر صمیمانه و غمگین هستند که محتوای بدبینانه بر زمینه بدبینانه آن غلبه می‌کند. علاوه بر این، بسیاری از نمایش‌ها و ضرب‌ها حداقل برای شخصیت‌ها به همان اندازه برای مخاطب معنا دارند. این یک تمایز کلیدی است که به فیلم اجازه می دهد تا بر اساس شرایط داستانی خودش و همچنین نوستالژی چند نسلی کار کند. با این حال، اغلب اینطور بازی می کند که اگر Into the Spider-Verse بیشتر به فیلم های کوتاه اهمیت می داد تا مایلز مورالس.
فیلم به کارگردانی جان واتس از فریم IMAX خود استفاده موثری می کند. سکانس‌های اکشن هم بندکشی معمولی و هم مشت‌های مشت (یا ماهیتی وحشیانه‌تر) را نسبت به آنچه از اوایل دوران رایمی دیده‌ایم ارائه می‌کنند. هایلایت اکشن تقریباً به نقطه میانی می رسد، با یک ضربه وحشیانه علیه چندین دشمن در یک منطقه نسبتاً محصور. مولینا و دافو از فرصتی برای جهش بین دانشمند نجیب و بدی خشمگین لذت می برند، و زندایا بازی های طعنه آمیزی دریافت می کند که به اولین حضورش در نقش ام جی در بازگشت به خانه بازمی گردد، قبل از اینکه دور از خانه کمی او را به عنوان یک علاقه عاشقانه ملایم کند. ند (جیکوب باتالون) و هپی هوگان (جان فاورو) بیشتر برای تداوم حضور دارند، اما وونگ، اوه، بندیکت وانگ، در حال تبدیل شدن به شخصیت بافت پیوندی مورد علاقه من است و یک سرگرمی کامل با زندگی کامل خارج از دنیای فوق العاده را ارائه می دهد. شیطنت های قهرمانانه
فراتر از مفاهیم فرهنگی گسترده‌تر، No Way Home کمی متفاوت از کاپیتان آمریکا 3 است که دنباله‌ای خاص‌تر استیو راجرز را برای جنگ داخلی «همه به درون استخر» می‌فروشد. من عزادار دنباله‌ی ساده‌ی مرد عنکبوتی هستم که به‌طور کامل درباره‌ی عواقب قتل پیتر منتشر می‌شود، اما دور می‌شوم. ای کاش فیلمنامه کریس مک‌کنا/اریک سامرز با طرح «به یاد می‌آوری کی؟» در لحظه توازن بهتری داشت. انحرافات با این حال، به وضوح تماشاگرانی برای این نوع نوستالژی وجود دارد و فیلم بیشتر در زمینه خوردن کیک و خوردن آن بسیار موفق است. و این یک بار دیگر پیتر را عامل مشکلات خود می کند در حالی که او را کاملاً راه حل نمی کند. با این حال، Spider-Man: No Way Home آهنگ‌ها را پخش می‌کند و به «هواداران» آنچه می‌خواهند می‌دهد، به اندازه کافی مقیاس، اکشن و طنز خاص شخصیت‌ها را ارائه می‌کند تا به‌عنوان سرگرمی پاپ کورن سازگار با IMAX در سطح سطحی کار کند.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.