خاویر باردم و نیکول کیدمن نقش زوج قدرتمند هالیوود دسی آرناز و لوسیل بال را در «بودن … [+] ریکاردوس» به نویسندگی و کارگردانی آرون سورکین بازی می کنند.
نیکول کیدمن، برنده اسکار، سهم خود را از زنان برجسته روی پرده به تصویر کشیده است، از جمله رمان نویسان ویرجینیا ولف ( ساعت ها ) و مارتا گلهورن ( همینگوی و گلهورن )، مجری اخبار گرچن کارلسون ( بمب )، عکاس دایان آربوس ( خز: پرتره خیالی دایان آربوس ). و حتی شاهزاده گریس موناکو ( گریس ). بنابراین، وقتی به او پیشنهاد شد که بانوی اول تلویزیون لوسیل بال را در فیلم ریکاردوس بودن به تصویر بکشد، او فکر کرد: "چه فرصت بزرگی" و از آن استفاده کرد.
کیدمن متولد آمریکا و بزرگ شده استرالیایی به یاد می آورد: «من شبیه «وای» بودم. در طول یک بیماری همه گیر بود و من فکر می کردم که نشستن در تماس زوم با (نویسنده/کارگردان فیلمنامه) آرون سورکین و او که می گفت، "می خواهی لوسیل بال" را بازی کنی، چیز خارق العاده ای است؟
به طور طبیعی، بازیگر ماجراجو و آفتاب پرست گفت "بله" و سپس یک هفته بعد او به نوعی ترسید.
او با لهجه ملایم استرالیایی خود می گوید: "من می گفتم: "اوه نه، من چه کار کردم؟" "کاش استعداد انجام این کار را داشتم اما ندارم."
او با سورکین ( محاکمه هفت شیکاگو ، شبکه اجتماعی ) تماس گرفت و نگرانی‌هایش را بیان کرد، و او تا جایی که می‌توانست به او اطمینان داد، اما این ایمیل بعدی از کاتب مشهور هالیوود بود که ترس او را فروکش کرد.
او گفت، اساسا، شما این را دارید. شما فقط باید آن را روز به روز مصرف کنید. من جعل هویت نمی خواهم. من از تو می‌خواهم کاری را که می‌توانی انجام دهی و می‌دانم انجام خواهی داد و می‌خواهم عصبانی نشوی زیرا معتقدم می‌توانی این کار را انجام دهی.» در کنار شوهر مهاجر کوبایی خود، رهبر گروه دسی آرناز، به یکی از معتبرترین زوج های قدرتمند هالیوود در دهه 1950 تبدیل شد و Desilu، شرکت تولید مستقل آنها را تشکیل داد.
کیدمن با تحسین به یاد می‌آورد: «من (سورکین) را در مقاطع مختلف به چالش می‌کشیدم و او هرگز تزلزل نمی‌کرد. "او در اعتقاد خود بسیار ثابت بود."
ناراحتی نداشت که سورکین فیلمنامه‌ای را با حسی مدرن نوشته بود که پشت صحنه سریال کم‌کم I Love Lucy و ستاره‌های محبوبش – بال و آرناز – را در کنار یک بازیگر نقش مکمل فوق‌العاده بررسی می‌کرد. ویلیام فرولی، هنرپیشه و رقصنده، ویویان ونس، و همچنین کارکنان نویسندگی بسیار شوخ طبع.
سورکین با اجتناب از مسیر زندگی‌نامه‌ای سنتی که پخش می‌شد، داستان خود را در طول یک هفته پر حادثه و در طول یک هفته تولید کمدی کمدی که به طور گسترده تماشا می‌شد، تنظیم کرد که در آن زوج با مجموعه‌ای از بحران‌های شخصی و حرفه‌ای مواجه می‌شوند که نمایش آنها را تهدید می‌کند (بال به تازگی متوجه شده است که او باردار در زمانی که تبلیغ‌کنندگان برای برنامه‌های تلویزیونی خانوادگی، بارداری را مناسب نمی‌دانستند) و ازدواج آنها (شایع خیانت‌های آرناز).
فلاش بک هایی به خواستگاری اولیه لوسیل و دسی و نماهایی از صحنه های نمادین از مجموعه سیاه و سفید وجود دارد، از جمله صحنه ای که در آن لوسی در زمانی که ریکاردوها (شخصیت های روی صفحه نمایش آنها) در سفر به ایتالیا هستند، به پایکوبی انگور می پیوندد. یک گوشواره را در خمره گم می کند. در همین حال، بال با اتهاماتی مبنی بر کمونیست بودن روبرو می شود، که در طول جنگ سرد می توانست به حرفه او پایان دهد، در حالی که شایعات در مورد معاشرت های خارج از ازدواج آرناز می چرخد. این نگاهی صمیمی به شراکت گاه آشفته این زوج است. علاوه بر کیدمن و برنده اسکار باردم ( کشوری برای پیرمردها نیست ، اسکای فال )، برنده اسکار جی کی سیمونز ( ویپلش ، جونو ) و نینا آریاندا ( نیمه‌شب در پاریس ، استن و اولی ) در نقش دوستان و صاحبخانه‌های ریکاردوس، فرد بازی می‌کنند. و اتل مرتز، با بازیگران مکمل از جمله تونی هیل و آلیا شوکت. لوسی آرناز و دسی آرناز جونیور، فرزندان بال و آرناز که اکنون بزرگ شده اند، تهیه کنندگان اجرایی فیلم هستند.
Being The Ricardos که توسط استودیو آمازون در سینماها توزیع می‌شود، از 21 دسامبر در Prime Video پخش می‌شود.
کیدمن، باردم، سیمونز و آریاندا از طریق Zoom در مورد بازی بازیگران و همچنین بازی درون یک بازی برای به تصویر کشیدن شخصیت های خیالی نمادین در I Love Lucy صحبت کردند.
 
(از چپ به راست) خاویر باردم، جی‌کی سیمونز، نینا آریاندا و نیکول کیدمن در صحنه‌ای که در آن … [+] در مجموعه «I Love Lucy» در «Being The Ricardos» تمرین می‌کنند.
س: در بازی لوسیل بال چه مسئولیت و نگرانی هایی احساس کردید؟
نیکول کیدمن : من فقط در حال کار بر روی گام های کودک کوچک برای دریافت صدای او بودم و هیچ جا در دسترس نبود. بنابراین، پس از آن مانند "کمک" بود. خوشبختانه، چند ماه وقت داشتم تا بتوانم به آرامی، با دقت، برنامه را به طور روشمند تماشا کنم، به صدای او گوش دهم، تمام مراحل آماده سازی را انجام دهم، که برای من بسیار غیرعادی است. خیلی وقت‌ها واقعاً از درون شروع می‌کنم، اما درون آن تقریباً از قبل وجود داشت، فقط به این دلیل که می‌توانستم با او ارتباط برقرار کنم و او را احساس کنم، و به این دلیل که بسیار زیبا نوشته شده بود. سپس، مثل این بود، "چگونه می توانم در واقع Lucille Ball را ایجاد کنم؟"
من التماس می کنم که بینی یا چانه (پروتز) داشته باشم. در یک نقطه، به (سورکین) گفتم که باید فکم را عوض کنیم زیرا فک من (با فک بال) متفاوت است. گفت: "برام مهم نیست." فکر می‌کنم برای او ناامیدکننده بود، زیرا او می‌دید که چگونه می‌خواهد، و زمان برد تا بر آن غلبه کنم. وقتی این کار را انجام دادم، خوب بود، اما در این فرآیند، توانستم روی قسمت واقعی لوسی آن کار کنم. می‌توانم کلاهم را روی آن آویزان کنم و بگویم: «می‌خواهم موها و لب‌هایم را داشته باشم» و حتی اگر این تکه‌ای از فیلم است، آن را خواهم داشت. سپس از لوسی ریکاردو، لوسیل بال آمد و لوسیل بال با لوسی ریکاردو بسیار متفاوت است. لوسیل بال لوسی ریکاردو را خلق کرد.
س: او یک استودیو را در زمانی اداره می کرد که تعداد زیادی زن این کار را نمی کردند…
کیدمن : او استودیو را اداره نمی کرد، اما (او و آرناز) دسیلو پروداکشن داشتند و هیچ بازیگر دیگری در آن زمان چنین چیزی را نداشت. او اولین نفر در نوع خود بود. او در نوع خود بی نظیر است کاری که فیلم انجام می دهد این است که پرده را عقب می کشد. این نمایش I Love Lucy نیست. این (درباره) این است که چگونه ساخته شد و این شخص چه کسی بود که توانایی آن نابغه را داشت و داستان و زندگی او چه بود. همانطور که JK گفته است، آیا خوشحال نیستید که از بدو تولد تا مرگ نیست؟ این نوع داستان سرایی نیست. این داستان سرایی آرون سورکین است که در آن تعدادی چیز را در یک هفته فشرده می کند و با چشمک زدن به جلو و عقب، می تواند ماهیت این زن و این افراد را به شما نشان دهد. این چیزی است که در مورد آن بسیار غیرعادی بود، در واقع.
س: این فیلم نه تنها به لوسی و دسی به عنوان شرکای تجاری پیشرو بلکه به عنوان یک زوج متاهل که با مسائل شخصی سر و کار دارند می پردازد. آن جنبه های مختلف رابطه آنها چگونه برای شما جذابیت داشت؟
خاویر باردم : این پیچیدگی فوق‌العاده فیلمنامه است – واقعاً بدون اینکه کسی را رها کند به جاهای مختلف می‌رود. بسیاری از جنبه های آنها را به عنوان یک ازدواج، به عنوان یک زوج، به عنوان هنرمند، به عنوان همکاران متحد می کند، و همه چیز به خوبی در کنار هم قرار گرفته است. اجرای آن و همچنین تماشای آن به عنوان مخاطب هیجان انگیزتر می شود. این بسیار پر از جزئیات مختلف است که به شما یک ایده عالی از اینکه آن‌ها چه کسانی بودند و در آن روز چه می‌کردند، می‌دهد.
س: اولین برداشت شما از فیلمنامه آرون سورکین چه بود؟
نینا آریاندا : ابتدا بسیار عالی بود و سپس تجزیه و تحلیل آن لذت بخش تر بود. چیزی که برای من از صفحه خارج شد این بود که مخاطرات چقدر بی امان هستند. هر چیزی که ممکن است بخواهید برای من تقریباً یک هیجان انگیز است. اما خطرات هرگز شما را رها نمی کنند. این فقط تا پایان داستان ادامه دارد.
س: چه چیزی باعث شد که آرون سورکین کارگردان کامل این فیلم باشد؟
جی کی سیمونز : بدیهی است که هالیوود، آرون سورکین، نویسنده را می شناسد و اکنون چندین دهه است که می شناسد. این سومین فیلمی است که او کارگردانی می کند. این اولین فیلمی است که او می‌نویسد تا کارگردانی شود. او در زندگی حرفه‌ای خود به‌عنوان نویسنده و تهیه‌کننده به نقطه‌ای رسیده است که تمام جنبه‌های فیلم‌سازی را آن‌قدر به‌خوبی می‌شناسد که فرآیندی بسیار مشارکتی با همه بود – همه ما جلوی دوربین و همچنین (آنهایی که) پشت دوربین هستیم. او به خودش و از طرف ما که با او کار می‌کنیم، به‌عنوان مردی که تمام جنبه‌های این داستان را می‌داند و چگونه باید آن را تعریف کند، اعتماد کامل داشت.
س: شما دو اجرا در این کار ارائه می دهید: شخصیت هایی که بازی می کنید و شخصیت هایی که در نمایش بازی می کنند. چگونه به آن نزدیک شدی؟
آریاندا : برای من، احترام به تفاوت های فیزیکی بین (ویوین ونس و اتل مرتز) مهم بود، زیرا آنها بسیار افراطی بودند. ویوین یک رقصنده فوق العاده بود. او یک خانم برجسته بود. او یک دانشمند بود. اتل اتل بود. من تمام تحقیقاتی را که می‌توانستم برای اتل بخواهم داشتم، اما برای ویوین کمی سخت‌تر بود. تهیه کننده ای برایم کلیپی فرستاده بود که چند ثانیه بود. این به سادگی این بود که Desi ویوین ونس را به مخاطبان (استودیو) درست قبل از ضبط نوار معرفی کرد. برای من واقعاً چشم‌نواز بود، زیرا این زن با ستون فقرات دراز، شانه‌هایش به عقب بیرون آمد، که به پایین صحنه رفت، جایی که تعظیمی برازنده گرفت و رفت. من فقط یک زن کاملاً متفاوت را دیدم و در مورد پیشینه او و چگونگی رشد این ستون فقرات بسیار وسواس پیدا کردم. بنابراین، برای من، سعی می‌کردم تا آنجا که می‌توانم به این دو بدن بسیار متفاوت احترام بگذارم.
س: تو چطور، جی کی، چون ویلیام فراولی با فرد متفاوت بود؟
سیمونز : همانطور که آریاندا گفت، همه ما فیلم‌های زیادی از I Love Lucy را برای تماشای آن چند لحظه داشتیم که انتظار می‌رفت جنبه‌هایی از خود نمایش را تقلید کنیم – بازی در بازی – که بسیار واضح بود. درباره بیل فراولی ویدیوهای بسیار کمتری وجود داشت – خوب، صفر – که بتوانم خارج از فیلم های او و حضورش در I Love Lucy پیدا کنم . (هیچ برنامه گفتگو وجود داشت، هیچ چیز روی ویدیو، حتی یک کتاب. انجمن (Arnaz) معروف یک کتاب به نام کتاب نوشت. کتاب‌های زیادی درباره لوسیل بال و ویویان ونس وجود داشت، اما درباره بیل فراولی کتاب‌های بسیار کمتری وجود داشت. بنابراین، تمام تحقیقات من از دیدگاه ویویان، لوسیل، دسی و جس اوپنهایمر (نویسنده اصلی سریال) در برخی از مصاحبه‌های صوتی بود.
به نوعی، از نظر نحوه به تصویر کشیدن بیل خارج از دوربین، که البته 98 درصد (نقش من در) فیلم است، به نوعی آزادکننده بود. او چندان شباهتی به فرد مرتز صاحبخانه بداخلاق نداشت، اما هدیه آن چیزی بود که همه ما از آرون سورکین با این فیلمنامه و کارگردانی او در طول راه دریافت کردیم. برای همه ما لایه‌های دقیق زیادی وجود داشت و ما می‌توانیم جنبه‌های متعدد شخصیت‌ها را همانطور که در زمان‌های مختلف با یکدیگر مرتبط می‌شوند، ببینیم.
س: خاویر، چه چیزی در مورد دسی آرناز در تحقیقات خود شما را بیشتر جلب کرد؟
باردم : اعتماد مطلق او به خودش و اینکه چقدر از همسرش و نمایش حمایت می‌کرد و چگونه با حس شوخ طبعی بر موانع غلبه می‌کرد. او همه چیز را مسخره می کرد. اینطور نیست که او آن را جدی نگرفت اما در درام همه آن گیر نکرد.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.