(سمت چپ) ریس ایفانس راسپوتین است و جیمون هونسو (راست) شولا در «مرد پادشاه» است.
پیش درآمد اکشن مورد انتظار و موردانتظار The King's Man بالاخره از راه رسید.
متیو وان، نویسنده و کارگردان، که در ابتدا قرار بود در اواخر سال 2019 وارد سینماها شود، گروه بازیگران قابل توجهی از جمله رالف فاینس، جما آرترتون، ریس ایفانس، و جیمون هونسو را گرد هم آورد و داستان شروع تشکیل سازمان Kingsmen را تعریف کرد.
من با ایفانس و هونسو صحبت کردم تا درباره این فیلم گپ کوتاهی بزنم، آخرین ورود به یک فرنچایز که قبلاً 835.3 میلیون دلار در گیشه فروش داشته است.
سایمون تامپسون: هر وقت در یکی از فیلم های متیو با کسی صحبت می کنم، آنها در مورد سبک منحصر به فرد او صحبت می کنند. از متیو پرسیدم که سبک منحصر به فرد او چیست و او گفت که اساساً فیلم های خسته کننده ای نمی سازد. سبک او را چگونه توصیف می کنید؟
ریس ایفانس: (می خندد) گرامر دوربین متیو عالی است. نحوه قاب بندی اشیاء، وسواس او به تقارن و شکستن آن، باورنکردنی است. او هر دو آن چیز را به اندازه یکسان دارد. من فکر می کنم او تقارن کلاسیک فوق العاده ای دارد و واقعاً در این فیلم وجود دارد. بسیاری از فیلم The King's Man در فضاهای کلاسیک، در قطعات وسیعی از معماری باروک گرفته شده است، که فریاد می زنند که به طور متقارن فیلمبرداری شوند. متیو همچنین حس بسیار خوبی از پویایی دوربین و ویژگی‌های جنبشی سرگیجه‌آور آن برای مخاطب دارد. متیو علاوه بر داشتن مغز در سر، به نظر می رسد دوربینی دارد که او را قادر می سازد تقریباً آنچه را که در سرش است روی یک صفحه نمایش بزرگ پخش کند. او ذاتاً سینمایی است. او کارگردان جریان نیست. این درباره بوم های بزرگ است، درباره مناظر است، و انسان ها در درون آنها تعامل دارند. به یک معنا اپرا است.
جیمون هونسو: او حس فوق العاده ای از زبان سینمایی و نحوه برخوردش با صحنه های اکشن دارد. برای متیو این خودش یک شخصیت است. او تمایل دارد در هر لحظه از خود فراتر رود و از خود پیشی بگیرد. فیلم های قبلی کینگزمن از نظر خلاقانه و تجاری بسیار موفق بودند و ما امیدوار بودیم که این یکی هم به همان اندازه تماشایی باشد. متیو حس بینایی فوق العاده ای دارد که می توانیم با آن کار کنیم.
تامپسون: شما در هر دو شخصیت خود به طور استثنایی به روش های کاملا متفاوت زندگی می کنید. از چه چیزی استفاده کردی تا به جایی که باید باشی برسی؟
ایفانس: از بسیاری جهات، نویسندگان باید در خدمت تاریخ باشند. برعکس نیست. در مورد من، مطالب زیادی از نظر راسپوتین، حکایتی و بصری وجود داشت. نقطه ورود من برای راسپوتین بصری بود. اگر به عکس‌های راسپوتین در روزهای اولیه عکاسی نگاه کنید، به نظر می‌رسید که راسپوتین بیشتر از هر بازیکن دیگری در آن زمان، متوجه کارهایی بود که دوربین انجام می‌داد. به نظر می رسد او از دریچه لنز و به عکاس نگاه می کند. آنها تصاویر متقاعد کننده ای هستند. من فکر می کنم او از قدرت تصویر خود فراتر از بدن مستقیم خود آگاه بود. انبوهی از کاریکاتورهای شگفت انگیز از مطبوعات روسیه و مطبوعات اروپایی در آن زمان وجود دارد که راسپوتین را به عنوان این شخصیت برجسته، تقریباً این عروسک گردان که کنترل خانواده سلطنتی روسیه را در دست داشت، نشان می دهد. تزار و تزارینا اغلب به عنوان عروسک های خیمه شب بازی در دستان او در این توده شیطانی پیچیده که ریش او بود به تصویر کشیده می شدند. همه این چیزها به تفسیر شما وارد می شود و سپس چیزهای حکایتی، مانند این که او مانند یک سگ غذا خورد.
تامپسون: واقعا؟
ایفانس: آره. مردم برای تماشای غذا خوردن او جمع می شدند، زیرا او از چاقو و چنگال استفاده نمی کرد. او تمام مدت در ریش خود غذا داشت. او به بهشت بلند تعفن می کرد، اما هنوز هم به نوعی جذاب، هیپنوتیزم کننده بود و بر روح و روان روس ها نقش بسته بود. او هنوز هم انجام می دهد. همه چیز هیجان انگیز است. وقتی با متیو وان و فرنچایز Kingsman ازدواج می‌کنید، به نظر می‌رسد که آن‌ها دوستان کاملی هستند. متیو به شما اجازه می دهد با توپ بدوید. در مورد من، به عنوان یک کارمند در فیلمنامه، راسپوتین باید مانند این سیستم آب و هوای نزدیک باشد که دنیای مردان پادشاه را تاریک می کند. او یک سیستم هواشناسی است که باید خاموش شود تا داستان ادامه یابد. این کاملاً همان چیزی است که ما انجام دادیم، و گاهی اوقات باید آن را به دو کاهش داد، گاهی اوقات باید آن را تا 11 افزایش داد.
هونسو: شخصیت من، شولا، یک چیز کاملاً متفاوت است. شولا فرد جالبی است که در اوایل با دوک آکسفورد دوست شد. بدیهی است که با این ارتباط ارگانیک، او را به اروپا تعقیب کرد و در ایجاد اولین سازمان اطلاعاتی نقش اساسی داشت. همه چیز بسیار سرگرم کننده بود، اما با درجه ای درد همراه بود. صحنه خاصی وجود دارد که من و ریس آن را به اشتراک می گذاریم، این یک صحنه نمادین در فیلم است، و به معنای واقعی کلمه بسیار دردناک بود.
تامپسون: به عنوان یک پسر سوانسی، نمی‌توانستم از ریس درباره دنباله شهر دوقلو که مدت‌ها وعده‌اش را داده‌ایم، نپرسم. با آن چه اتفاقی می افتد؟ آیا می توانیم آن را عجله کنیم؟
ایفانس: می دانم، می دانم. ما با آن مشکل داشته ایم زیرا یک استودیو مالک شخصیت ها و داستان است، بنابراین به دلیل قانونی بودن است که نمی توانیم از غیرقانونی بودن شخصیت ها در شهر دوقلو لذت ببریم. براش دعا میکنم من امیدوارم و دعا می کنم که روزی دوباره ظهور کند.
مرد پادشاه در حال حاضر در سینماها است.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.