واشنگتن، دی سی – ژانویه 06: اعضای گارد ملی و پلیس واشنگتن دی سی نگه داشتن یک … [+] گروه کوچکی از تظاهرکنندگان به دور از ساختمان کنگره ایالات متحده در 2021 ژانویه 6 در واشنگتن دی سی. اوباش طرفدار ترامپ پیشتر به ساختمان کنگره یورش بردند و شیشه ها را شکستند و با افسران پلیس درگیر شدند. حامیان ترامپ در پایتخت این کشور تجمع کردند تا به تصویب پیروزی کالج الکترال جو بایدن رئیس جمهور منتخب جو بایدن بر رئیس جمهور دونالد ترامپ در انتخابات 2020 اعتراض کنند. (عکس از اسپنسر پلات/گتی ایماژ)
در شرایط اضطراری، آمریکایی ها اغلب به ارتش به عنوان یک نجات دهنده نگاه می کنند. در 6 ژانویه ، رهبران کنگره نیز از این قاعده مستثنی نبودند. نانسی پلوسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در طول محاصره کاپیتول، با وجود اینکه رئیس خارج از زنجیره فرماندهی نظامی است، از رئیس ستاد مشترک درخواست کمک کرد. چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، با پنتاگون تماس گرفت. مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا از سرپرست وزارت دفاع خواست تا ساختمان کنگره را پاک کند. اما ارتش آنها را – به دلایل خوب – نجات نداد. انگشت‌نماها به سرعت پنتاگون را به خاطر عدم جلوگیری یا توقف حملات کنگره سرزنش می‌کنند. با این حال، همانطور که کمیته 6 ژانویه به دنبال قربانی می گردد، تا حد زیادی دو مقصر را نادیده گرفته است: قانون و اراده مردم. اعزام نیروهای فدرال به کاپیتول در 6 ژانویه ممکن است غیرقانونی بوده باشد. بدتر از آن، می توانست سابقه ای وحشتناک را ایجاد کند که برای همیشه به روابط نظامی-نظامی آسیب برساند.
در طول تاریخ ایالات متحده، آمریکایی ها نسبت به استقرار نظامی در خاک ایالات متحده محتاط بوده اند. بنیانگذاران به شدت بر سر اینکه آیا ارتش دائمی باید وجود داشته باشد یا نه، جنگیدند، کنترل غیرنظامی بر ارتش را در قانون اساسی به تصویب رساندند، و اصلاحیه ای را به تصویب رساندند که مانع از تقسیم نیروها می شد. با این حال، کنگره می خواست به رئیس جمهور آزادی عمل بدهد تا نیروهای فدرال را در شرایط قیام یا شرایط اضطراری مستقر کند و قانون شورش را در سال 1807 تصویب کرد. برای اطمینان از احترام به قوانین فدرال یا حفظ نظم عمومی، یا در شرایط شورش علیه اقتدار ایالات متحده، از جمله دلایل دیگر. این عمل به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد، عمدتاً به دلیل مقاومت مردم و فرمانداران ایالتی. به عنوان یک هنجار، روسای جمهور ترجیح می دهند به درخواست فرمانداران برای استناد به آن موکول کنند. آخرین استفاده از آن در سال 1992 بود، زمانی که فرماندار کالیفرنیا از رئیس جمهور جورج اچ دبلیو بوش درخواست کرد که پس از تبرئه پلیس از ضرب و شتم وحشیانه رادنی کینگ، نیروهای فدرال را برای سرکوب شورش ها در مرکز شهر لس آنجلس بفرستد. وقتی پرزیدنت ترامپ در اعتراضات سال 2020 در اعتراض به زندگی سیاه پوستان مهم است، تهدید کرد که قانون شورش را مورد استناد قرار می دهد، ترس از حکومت نظامی را افزایش داد و با انتقاد و مقاومت شدید روبرو شد.
پس از جنگ داخلی، کنگره قانون Posse Comitatus (PCA) را تصویب کرد که این قانون کلی را تعیین کرد که نیروهای فدرال، از جمله نیروهای فدرال شده گارد ملی، از مشارکت در اجرای قانون در خاک ایالات متحده منع می شوند. این اقدام واکنشی بود به مقاومت شدید ایالت های کنفدراسیون در برابر استفاده از نیروهای فدرال در ایالت های خود در طول بازسازی برای اجرای قوانین فدرال، انجام اقدامات پلیسی و حمایت از حقوق رای آزادگان سیاه پوست. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1876، دموکرات‌های جنوبی ادعا کردند که ارتش حامیان ساموئل تیلدن را از رای دادن مرعوب یا ممانعت کرده است. دموکرات ها موافقت کردند که پیروزی رادرفورد بی. هیز را به شرطی که جمهوری خواهان ارتش را از جنوب خارج کنند، در کنار دیگر خواسته ها، بپذیرند. کنگره در پاسخ PCA را تصویب کرد.
علاوه بر قانون شورش، استثناهای اصلی در قاعده ممنوعیت استقرار نیروها در خاک ایالات متحده، مقامات قانونی هستند که به حمایت دفاعی از مقامات مدنی (DSCA) اجازه می دهند. DSCA پشتیبانی وزارت دفاع در خاک ایالات متحده است که توسط مقامات غیرنظامی فدرال، ایالتی یا محلی درخواست شده است. DSCA بیشتر برای اجازه دادن به نیروهای فدرال برای پاسخگویی به طوفان ها و سایر بلایای طبیعی استفاده می شود. همچنین ممکن است در شرایطی از حوادث سایبری یا تروریستی برای پشتیبانی از رویدادهای خاص استفاده شود. مقامات واکنش اضطراری و واکنش فوری DSCA به فرماندهان نظامی فدرال اجازه می‌دهند تا به طور موقت در فعالیت‌های لازم برای جلوگیری از رنج انسانی، فرونشاندن اغتشاشات غیرمنتظره مدنی، بازگرداندن عملکرد دولتی یا نظم عمومی، یا حفاظت از اموال فدرال- در صورتی که مجوز رئیس‌جمهور «غیرممکن» باشد، شرکت کنند. این مقامات به ندرت مورد استناد قرار می گیرند. حدود این مقامات آزمایش نشده است و ممکن است از نظر قانون اساسی مجاز نباشد. اعطای اختیارات گسترده به هر فرمانده نظامی برای تعیین اینکه آیا این مقامات واکنش فوری یا اضطراری باید مورد استناد قرار گیرند و محدودیت های آنها در کجا باید باشد، خطر جدی سوء استفاده از قدرت را به دنبال دارد. (من در مقاله ای برای بررسی حقوق دانشگاه مریلند، که این ستون از آن استخراج شده است، به طور کامل در مورد مقامات قانونی و قانونی که پاسخ به 6 ژانویه را پوشش می دهند، بحث می کنم ).
وقتی پنتاگون پاسخ خود را به 6 ژانویه در نظر گرفت، پس، پنتاگون سه گزینه بد داشت: 1) استقرار نیروها با استناد پرزیدنت ترامپ به قانون شورش، 2) استناد به مقامات بی سابقه، آزمایش نشده و بالقوه غیرقانونی از طریق DSCA که بعداً می تواند به راحتی مورد سوء استفاده قرار گیرد. و 3) استقرار نیروهای گارد ملی به درخواست شهردار دی سی. پنتاگون شماره 3 را انتخاب کرد – تنها گزینه آشکارا قانونی آنها – و بیشتر توسط شبکه پیچیده مقامات قانونی اطراف گارد ملی دی سی تحت فشار قرار گرفت.
پرزیدنت ترامپ قانون شورش را استناد نکرد، گزینه 1 را ممنوع کرد. و اگر می کرد، صحنه در ساختمان کنگره بدتر می شد. ما نمی دانیم رئیس جمهور ترامپ چه دستوری به این نیروها می داد. با توجه به سیاست درگیر، ممکن است همه فرماندهان نظامی – و سربازان فردی – از دستورات او پیروی نکرده باشند. برخی از نیروهای وظیفه فعال و نیروهای ذخیره در شورش های کاپیتول شرکت کردند و ارتش تلاش های بعدی را برای ریشه کن کردن افراط گرایان در صفوف خود انجام داد. اینها همان افرادی هستند که می توانستند به کاپیتول فراخوانده شوند. به طور گسترده تر، استناد رئیس جمهور به قانون شورش یک سابقه وحشتناک ایجاد می کرد. منظره نیروهای فدرال که در مقابل ساختمان کنگره می جنگند، تاریخ آمریکا را برای همیشه تغییر می دهد.
پنتاگون همچنین ممکن است با استفاده از DSCA به محاصره کاپیتول پاسخ داده باشد. با این حال، انجام این کار نگرانی هایی را در مورد هنجار کنترل غیرنظامی بر ارتش ایجاد می کرد. با وقوع رویدادهای تکان دهنده 6 ژانویه، هیچ کس در زنجیره فرماندهی ممکن است مایل یا قادر به تشخیص اینکه مجوز اعمال زور توسط رئیس جمهور "غیرممکن" است، نبوده باشد. تنها درخواست‌هایی که مقامات واجد شرایط در طول این حملات از وزارت دفاع انجام دادند، برای نیروهای گارد ملی بود، نه نیروهای فدرال. استقرار نیروها بدون درخواست از مقامات واجد شرایط ممکن است غیرقانونی بوده باشد – یا سابقه بدتری ایجاد کرده باشد. علاوه بر این، پنتاگون احتمالاً در مورد اپتیکی دخالت خود نگران بود. زمانی که نیروهای گارد ملی در ژوئن 2020 برای پاسخ به تظاهرات «جان سیاهان مهم است» در دی سی و جاهای دیگر فعال شدند، ارتش با انتقاد شدید روبرو شد، که به نظر می رسید پاسخی نامتناسب به اعتراضات عمدتاً مسالمت آمیز باشد. به دنبال آن، مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، با پرزیدنت ترامپ در میدان لافایت قدم زد که به نظر می‌رسد به سیاست ترامپ و تهدیدهای نگران‌کننده او مبنی بر استناد به قانون شورش اعتبار نظامی می‌دهد. اعتراض عمومی متعاقب آن، میلی را مجبور به عذرخواهی کرد . با توجه به افکار عمومی علیه استقرار نظامی در خاک ایالات متحده، احتمال هرج و مرج بیشتر، و بی میلی قابل درک پنتاگون برای انجام کاری غیرقانونی، پنتاگون انتخاب معقولی برای عدم استناد به DSCA داشت.
بنابراین، پنتاگون تنها گزینه کاملا قانونی خود را انتخاب کرد – و سپس توسط قانون متوقف شد. از آنجا که DC یک ایالت نیست، شهردار آن اختیار مستقیمی بر گارد ملی DC (DCNG) ندارد. به طور معمول، گارد ملی ایالتی تا زمانی که فدرال نشده باشند، به فرمانداران ایالت خود گزارش می دهند. در عوض، رئیس جمهور فرمانده کل DCNG است، خواه فدرال شده باشد یا نباشد. برای اینکه شهردار موریل بوزر درخواست حمایت از DCNG را داشته باشد، باید این کار را از طریق رئیس جمهور و پنتاگون انجام دهد. در 4 ژانویه، پنتاگون درخواست شهردار Bowser برای 340 سرباز برای حمایت از اداره پلیس متروپولیتن را تایید کرد – تنها حمایتی که شهردار یا مجریان قانون محلی یا فدرال در نزدیکی ساختمان کنگره درخواست می‌کنند. (اداره پلیس متروپولیتن از اداره پلیس کاپیتول که مسئولیت مجموعه کاپیتول را بر عهده دارد متمایز است).
هنگامی که محاصره شروع شد، Bowser هیچ اختیار مستقیمی برای فراخوانی DCNG نداشت. در عوض، او باید درخواستی را به ژنرال فرمانده گارد ملی دی سی (که توسط رئیس جمهور منصوب می شود) ارائه می کرد، که سپس به وزیر ارتش اطلاع می داد. ساعاتی گذشت تا پنتاگون مجوز استقرار کامل DCNG را صادر کرد که شهردار بوزر اگر فرماندار ایالت بود، می توانست به خود اعطا کند. در نتیجه، تا ساعت 1:49 بعد از ظهر روز 6 ژانویه، پس از ورود آشوبگران به اتاق سنا، رئیس پلیس کنگره از فرمانده گارد ملی DC درخواست کمک DCNG کرد که در ساعت 3:04 تصویب شد. اعضای DCNG پس از دریافت دستور فعال‌سازی و ترک مشاغل غیرنظامی خود برای تعویض دنده، تا ساعت 5:40 به ساختمان کنگره نرسیدند. (همین دیروز، پرزیدنت بایدن لایحه ای را امضا کرد که تماس پلیس کنگره با گارد ملی را آسان تر می کرد ).
همانطور که سوابق تاریخی نشان می دهد، استقرار نظامی در خاک ایالات متحده یک موضوع جدی برای رهبری پنتاگون و مردم آمریکا است. علاوه بر این، چارچوب قانون اساسی و قانونی پیرامون استقرار ارتش در خاک ایالات متحده، و استفاده از گارد ملی DC، هر گونه واکنش نظامی احتمالی را در 6 ژانویه با مشکل مواجه کرد. مطمئناً، سؤالات در مورد پاسخ وزارت دفاع در 6 ژانویه و وزارت دفاع باقی است. باید به بررسی پاسخ آن ادامه دهد و برای شرایط اضطراری ملی آینده بهتر آماده شود. با این حال، از آنجایی که کمیته 6 ژانویه به دنبال قربانی است، همه آمریکایی ها باید انگیزه خود را برای مقصر دانستن پنتاگون زیر سوال ببرند. استقرار نیروهای فدرال در کاپیتول ممکن است وضعیت بد را بدتر کند – با پیامدهای شوم برای اخلاق نظامی و آمادگی نظامی و برای روابط غیر نظامی-نظامی برای بقیه تاریخ آمریکا.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.