آن را در تابستان سال 1969، اما آن را به عنوان ممکن است به خوبی امروز باشد. یک گروه تازه تأسیس حقوق زنان که به نام ردتاکینگز شناخته می شود، به مجلس قانونگذاری ایالت نیویورک در اعتراض به مدیریت آن در قوانین سقط جنین حمله می کند. اعضای مسلح حزب پلنگ سیاه به خیابان‌های سراسر آمریکا می‌روند و از شهروندان سیاه‌پوست در برابر خشونت پلیس محافظت می‌کنند. دو قدرت هسته ای، چین و اتحاد جماهیر شوروی، بر سر یک مرز مورد مناقشه در منچوری با هم می جنگند.
سه فضانورد آپولو 11 با سرعت 2000 مایل در ساعت به سمت ماه حرکت می کنند. این اولین اقامت انسان در گوی گچی و سفید، همزمان فریاد تجمعی برای کارهای بزرگی است که گونه قادر به انجام آن است، و یادآور توانایی آمریکا برای پرتاب سلاح های هسته ای در هر نقطه از جهان است. ساعت قیامت که توسط آلبرت انیشتین و دیگرانی که به اختراع بمب هسته‌ای کمک کردند، ساخته شده است، ۱۰ دقیقه تا نیمه‌شب تنظیم شده است. اگر ساعت 12 را بزند، بعید است که کسی بداند، زیرا جهان در یک برق هسته ای از بین رفته است.

با شروع فرود 70 مایلی ماه نشین عقاب به سطح ماه، یک فیزیکدان هسته ای 31 ساله بی قرار به نام رابرت سوکولو تنها یکی از 500 میلیون انسانی است که به دستگاه های تلویزیونی خود چسبیده اند. اندکی قبل از غروب آفتاب، در خانه اجاره‌ای خانواده جوانش در نزدیکی شتاب‌دهنده خطی استنفورد، الیزابت، همسر سوکولو، پسر خوابیده‌شان دیوید را به اتاق نشیمن می‌آورد و او را در گهواره آبی رنگی که از والدینش به ارث برده‌اند، می‌گذارد. در حالی که فضانورد نیل آرمسترانگ اولین قدم خود را بر روی سطح پودری برمی دارد، سوکولو به آرامی پسر را از گهواره بلند می کند و او را روی پاهایش می گذارد.
الیزابت که اکنون 81 سال دارد و لحظه ای را که 50 سال بعد از خانه اش در لاورنسویل نیوجرسی به یاد می آورد، می گوید: «می خواستیم او فرود ماه را ببیند. راب از حیاط پشتی ملک چهار هکتاری خود در نزدیکی پرینستون زنگ می زند: «می توانستم ببینم که او به فرزندانش می گوید فرود را دیده است. "این که پدرش او را روی بغلش گذاشته بود، رو به تلویزیون همانطور که اتفاق می افتاد."

فیزیکدان رابرت سوکولو در خانه اجاره ای خود در کالیفرنیا در تابستان 1969 پسر تازه متولد شده خود دیوید را در آغوش می گیرد.

در طول چندین سال بعد، قدرت آن لحظه سیاه و سفید افزایش یافت و بر تصمیمات سیاستی تأثیر گذاشت و نسل جدیدی از دانشگاهیان را الهام بخشید. بنابراین، زمانی که آخرین خدمه ای که در آپولو 17 به ماه سفر کردند، یک عکس تمام رنگی با وضوح بالا از زمین گرفتند که اکنون به عنوان سنگ مرمر آبی شناخته می شود، این تصویر موجی از شوک را در سراسر جهان ایجاد کرد. سوکولو، که اکنون 83 سال دارد و استاد بازنشسته پرینستون است، می‌گوید این سیاره کوچک که به تنهایی در دریای وسیعی از تاریکی شناور بود، به نمادی تبدیل شد که مبارزه قدیمی و قبیله‌ای را برای بقا به مقیاسی سیاره‌ای تغییر داد. من تصاویر زمین از فضا را به عنوان یک نوع تأثیر شوک بر گونه ما متمایز می کنم. تقریباً هر دانشگاهی از خود می‌پرسید که چگونه به آنچه به وضوح دستور کار جدید است، پاسخ می‌دهد؟»
از آنجایی که دولت‌ها و کسب‌وکارها اکنون آماده می‌شوند تا اولین انسان‌ها را به سیارات دیگر ببرند، پاسخ سوکولو به این سوال بیشتر اصلاح می‌شود. پس از تأسیس برنامه علوم زیست محیطی پرینستون در سال 1971، او به هیئت علمی و امنیت بولتن دانشمندان اتمی پیوست و در کمیته ای خدمت کرد که در اوایل سال جاری رای به نگه داشتن ساعت روز قیامت در 100 ثانیه به نیمه شب، نزدیک ترین زمان به آن داده بود. به جای اینکه فقط منتظر بماند و امیدوار باشد که اوضاع بهبود یابد، او اوضاع را به دست خود می گیرد و مجموعه ای از کلاس های کوچک را آموزش می دهد که فراتر از حس میهن پرستی آموزش داده شده توسط مؤسسات در سراسر جهان به چیزی که او آن را هویت سیاره ای می نامد، یعنی حسی که ما را پیوند می دهد، می پردازد. مدتهاست که تجربه آمدن از همان مکان را می توان فراتر از مرزهای قبیله ای و ملی گسترش داد.

معلوم شد، او تنها نیست. تعداد بیشماری از دانشمندان و معلمان دیگر در سراسر جهان با دیدن زمین به همان شکلی که واقعاً بود، شناور و به تنهایی دگرگون شده اند. بسیاری از آنها اکنون در حال کار برای درک بهتر اینکه دقیقاً چرا تغییر در دیدگاه رخ می دهد، کار می کنند و دریابند که آیا شاید بتوان آن را در بزرگ ترین مقیاس آموزش داد. اگر موفق شوند، این دانشمندان و معلمان نه تنها می‌توانند نحوه برخورد ما با سلاح‌های هسته‌ای، بیماری‌های همه‌گیر جهانی و دیگر تهدیدات نوظهور را تغییر دهند، بلکه می‌توانند به ساخت نوع جدیدی از هویت کمک کنند – هویتی که نسل‌های آینده فضانوردان در راه رسیدن به مریخ آن را پذیرفته‌اند. و فراتر.
سوکولو می‌گوید: «ما نمی‌دانیم که در جای دیگری زندگی وجود دارد، و تا زمانی که ما نمی‌دانیم، باید خود را چیزی خارق‌العاده در جهان بدانیم، که در حال تشخیص اینکه ما کی هستیم». «هویت سیاره‌ای مکمل بسیاری از هویت‌های دیگر است. ما فکر نمی‌کنیم که مذهبمان از ملی‌گرایی ما، یا وابستگی ما به یک تیم توپ از هویت فرهنگی‌مان کم می‌کند – همه آنها بخش‌هایی از هویت ما هستند که یک شخصیت را تکمیل و تکمیل می‌کنند. ما در وارد نکردن تفکر سیاره‌ای به آموزش علوم از مهدکودک به بعد، متخلف بوده‌ایم.»

تصویر مرمر آبی، از 18000 مایل دورتر.
هویت سیاره ای
B ORN در 27 دسامبر سال 1937، Socolow توصیف دوران کودکی اش، در حال رشد در یک یهودی محله لیبرال نیویورک، به عنوان "جهان وطنی،" از یونان به شهروند جهان هستی است. وقتی هشت ساله بود، در مدرسه مترقی والدن در نیویورک ثبت نام کرد، جایی که دانش‌آموزان به جای خواندن پرچم Star Spangled، سرود غیررسمی سازمان ملل را خواندند. پس از یک سال تحصیل در فرانسه با موسسه غیرانتفاعی "آزمایش زندگی بین المللی"، سوکولو در دانشگاه هاروارد ثبت نام کرد و تحت نظر کنت بینبریج، مدیر سابق آزمایش هسته ای ترینیتی پروژه منهتن، فیزیک با انرژی بالا را مطالعه کرد.
در حالی که انتظار می رفت هر دانشمند جدی در آن زمان به سرعت از یک دوره به دوره دیگر پیشرفت کند، سوکولو به عنوان دانش آموز دوم، استادان خود را شوکه کرد وقتی تصمیم گرفت زیر نظر برنده جایزه پولیتزر، آرچیبالد مک لیش، شعر بخواند، که شعر Conquistador چشمان او را به ویرانی باز کرد. – استعمارگران معنایی در تلاش برای گسترش فرهنگ خود به وجود آوردند. سوکولو می‌گوید: «من همیشه کسی بودم که می‌گفتم علم کافی نیست. "اما این بخشی از آن است."
در سال 1959، کار او در فیزیک دوباره به تعویق افتاد. به جای اینکه مستقیماً وارد برنامه دکترا شود، سوکولو بورسیه مسافرتی فردریک شلدون در هاروارد را پذیرفت و سال مهم بالقوه حرفه خود را در جاده گذراند. به جای شرکت در «تور بزرگ» اروپا، همانطور که برندگان گذشته بورسیه معمولاً انجام می‌دادند، از طریق کامبوج دوچرخه‌سواری کرد، با قطار به ویتنام، اتوبوس به هند و پرواز به شرق آفریقا رفت. او می‌گوید: «برای من روشن شد که به کل جهان، مسائل جهانی، نحوه ارتباط فرهنگ‌ها و اینکه چگونه علم در همه اینها قرار می‌گیرد علاقه‌مندم. "من یک شهروند جهانی برگشتم."
سفرهای سوکولو به خارج از کشور او را بیشتر از فیزیک دور کرد در بهار 1969، زمانی که 44000 آمریکایی و ویتنامی های بی شماری قبلاً در جنگ ویتنام کشته شده بودند. بیش از یک داستان سیاه و سفید در تلویزیون، تصاویر رنگی از مکان‌های واقعی او و افرادی که ملاقات کرده بود دور سرش می‌چرخند. او می‌گوید: «از تمام آن سال سفر در استخوان‌هایم احساس می‌کردم که طرف اشتباهی بودیم.

پس از گذراندن بیشتر تابستان در رفت و آمد بین شتاب دهنده خطی استنفورد و اعتراضات در طرف دیگر خلیج سانفرانسیسکو، در دانشگاه برکلی، سوکولو جوان به سازماندهی رویدادی در سراسر دانشگاه کمک کرد تا از همدستی دانشمندان در جنگ انتقاد کند. . سوکولو می‌گوید: «سؤالی که در آن زمان می‌پرسیدم این بود: «اگر بخواهم علم محض را برای چیزی با بافت اجتماعی رها کنم، چه شکلی خواهد بود؟» "و من پاسخ خوبی نداشتم."
همه چیز در 21 ژوئیه 1969 تغییر کرد، صبح روز بعد از اینکه پسرش را روی پا گذاشت تا فرود ماه را تماشا کند. او از خواب بیدار شد تا سخنان استاد دانشگاهش، آرچیبالد مک‌لیش، را که در صفحه اول نیویورک تایمز منتشر شده بود، مشاهده کرد که او و بقیه جهان شروع به تجربه کردن آن کرده بودند:
تصویر Earthrise، از 238900 مایل دورتر.

جوابش را پیدا کرده بود. تابستان آن سال، به جای بازگشت به کارش در شتاب دهنده خطی، به فلوریدا پرواز کرد و سعی کرد بهتر بفهمد که چگونه برنامه‌های فرودگاهی بر حیات وحش بومی تأثیر می‌گذارد. و قاشق های خزنده مانند. سوکولو می گوید: «زمین سیستمی بود که من به آن علاقه داشتم. «هیچ جا به اندازه جهان جهانی نیست. از فیزیک که در همه جا درباره نوترون و پروتون بود، نه به بالا، نه به سمت پایین، پایین می‌آید، زمین یک مورد بسیار خاص بود. به اندازه مطالعه جهان هستی رمانتیک نبود. اما محتوای اخلاقی داشت، درباره کاری بود که ما اینجا روی زمین، به عنوان یک گونه، انجام می‌دادیم.»
اثر مرور کلی
 
FTER فرود ماه دنده سیل تصاویری که با آمد آن را روشن است که بود Socolow تنها که چشم انداز در حال تغییر نمی شد. پنج ماه بعد، ریچارد نیکسون، رئیس جمهور ایالات متحده، قانون گونه های در خطر انقراض را امضا کرد که به جلوگیری از تخریب زمین های مورد استفاده توسط حیوانات در معرض خطر کمک کرد. آوریل سال بعد، سناتور جمهوری خواه گیلور نلسون میزبان اولین روز زمین بود تا توجه را به تأثیری که انسان ها روی این سیاره می گذاشتند جلب کند.
شاید هیچ کس به اندازه فضانوردانی که روی زمین مارپیچی می‌روند، چشم‌انداز علم را تجربه نکرده باشد. در حالی که چشم انداز سوکولو – و بسیاری از بقیه به اصطلاح ترانات ها – پس از دیدن تصاویر روی صفحه تکامل یافت، فضانوردان این نقطه برتری جدید را در واقعیت با وضوح بالا، تمام رنگ و گرانش صفر تجربه کردند. مایکل کالینز، فضانورد آپولو 11، در کتاب خود در سال 1974 با نام حمل آتش، تجربه دیدن زمین از فضا را به عنوان "برای گرد هم آوردن مردم برای یافتن راه حل های مشترک، با درک آنها که سیاره مشترک ما را به نوعی متحد می کند، بسیار ارزشمند توصیف کرد. بسیار اساسی تر و بسیار مهمتر از تفاوت در رنگ پوست یا مذهب.»

از بسیاری جهات، این تغییر پارادایم در 14 فوریه 1990 به اوج خود رسید، درست زمانی که وویجر 1 به لبه منظومه شمسی ما نزدیک شد. به توصیه کارل ساگان، ستاره شناس برنده جایزه پولیتزر، مهندسان ناسا روی زمین دوربین سفینه فضایی را دور زدند و از خانه ما از نزدیک به چهار میلیارد مایل عکس گرفتند. هرچه بیشتر باشد، و چند پیکسل مایل به آبی که زمین را نشان می‌دادند، کاملاً ناپدید می‌شدند. همانطور که ساگان در کتاب خود در سال 1994 درباره این تجربه دید، "نقطه آبی کمرنگ" را توصیف کرد. او نوشت: "زمین تنها دنیایی است که تاکنون شناخته شده است که دارای حیات است."

زمین از فاصله 3.7 میلیارد مایلی دیده می شود که در سال 2020 بازسازی شد.

تا سال 2014، این احساس تجلی – که این سیاره اساساً بدون مرز و تنها است – زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داده بود که فرانک وایت، استاد دانشگاه هاروارد، عبارت "اثر نمای کلی" را برای توصیف آن ابداع کرد. او در کتاب خود به نام این اثر می‌نویسد: «برخی از جنبه‌های رایج [اثر نمای کلی] احساس هیبت نسبت به سیاره است. "درکی عمیق از ارتباط متقابل همه زندگی، و احساس مسئولیت مجدد برای مراقبت از محیط زیست."
سرهنگ بازنشسته ارتش ایالات متحده، جفری ویلیامز، 63 ساله، می گوید که در طول رکورد 534 روزه خود در ایستگاه فضایی بین المللی، ابتدا با خانه های کنونی و گذشته اش ارتباط برقرار کرده است. سپس، پس از گردش‌های بی‌شماری به دور زمین، عکاس آماتور به آرامی شروع به شناسایی مکان‌هایی کرد که در چرخه‌های قبلی همان سفر دیده بود، تا اینکه سرانجام هویت او شروع به پراکندگی کرد. ویلیامز، نویسنده کتاب سال 2010 با نام The Work of His Hands: A View of God's Creation from Space، می گوید که اکنون احساس وظیفه می کند از عکس هایی که گرفته است به عنوان ابزاری استفاده کند تا مردم را «نایب» به چشم انداز بیاورد. او می‌گوید: «وقتی تنش‌هایی در بالاترین سطوح داریم که بسیار عمومی هستند، قدردانی و درک و تقویت و تقویت تعاملات مثبتی که داریم بسیار مهم است. "برخورد با مردم در همه جای دنیا یکسان است، اغلب برخلاف نحوه برخورد علنی دولت ها با یکدیگر."

هیبت و شگفتی
به
در اوایل سال 2011، ویلیامز یک فرصت منحصر به فرد برای انجام ماموریت خود برای کمک به دیگران برای دیدن از چشمان او داشت. یک تیم بین المللی از دانشمندان، فیلسوفان و هنرمندان به عنوان بخشی از آماده سازی خود برای تعدادی آزمایش که در دانشگاه فلوریدا مرکزی در حال توسعه است، در فاصله 30 دقیقه با ماشین از مرکز فضایی کندی، جایی که یازده سال قبل از آن به فضا پرتاب شد، به او مراجعه کردند. اولین سفر به فضا این آزمایش‌ها که توسط دانشمند شناختی Shaun Gallagher طراحی شده‌اند، آزمایش می‌کنند که آیا اثر نمای کلی که دیدگاه‌های Socolow و دیگران را تغییر داده است، می‌تواند در آزمایشگاه آموزش داده شود یا خیر.
با کمک مالی بنیاد جان تمپلتون و کمک استاد واقعیت مجازی در دانشگاه هومبولت، یورگ ترمپلر، اولین آزمایش میز کار را در ایستگاه فضایی بین المللی شبیه سازی کرد. پاتریشیا بوکلمن، دستیار پژوهشی و کاندیدای دکترا، در اتاقی خارج از آزمایشگاه فضای مجازی، 38 دانشجوی روانشناسی را که داوطلب آزمایشات و نوع جدیدی از شبیه سازی پرواز بودند، سخنرانی کرد. او گفت: "به آمادگی قبل از پرواز خود خوش آمدید." بیایید مرحله اول را با دنبال کردن من به کابین خلبان شروع کنیم، جایی که امتحان صلاحیت فضانوردی شما را آغاز خواهیم کرد.
به عنوان بخشی از "آتش دادن" برای سفر فضای مجازی، دانش آموزان به مجموعه ای از سوالات در مورد اینکه آیا راست دست هستند، کور رنگ هستند یا به خدا اعتقاد دارند، پاسخ دادند. امواج آلفا، تتا و بتا که از مغز دانش‌آموزان در طول آزمایش ساطع می‌شد، با 9 الکترود که روی کلاهکی روی سر دانش‌آموز چسبانده شده بود و الکترود دهم ضربان قلب آنها را اندازه‌گیری می‌کرد، اندازه‌گیری شد. سپس بوکلمن یک پرده سیاه را کشید که دو صفحه بزرگ ۱۲۰ درجه را پشت دریچه های پرچ شده به دیوار نشان می داد.

دانش‌آموزان یکی یکی وارد اتاقکی شدند که در کتاب سال ۲۰۱۵ درباره آزمایش‌ها، نوروپدیدارشناسی هیبت و شگفتی، به‌عنوان «غار مجازی افلاطون» توصیف شده بود. با تقلید از حرکت محدود یک پرواز فضایی واقعی، آنها را به یک صندلی بسته بودند. چراغ‌های اتاق کم‌رنگ شد و صدای موشک‌ها از بلندگوها آنقدر بلند شد که اتاق می‌لرزید. گالاگر که اکنون 72 سال دارد و استاد دانشگاه ممفیس است، می‌گوید: «ما سعی کردیم آنها را در چارچوبی از ذهن قرار دهیم که انتظار داشتند به فضا پرتاب شوند. با کمرنگ شدن صداهای موشک ها، تصویر آبی کمرنگی که تکه ای هلالی شکل از زمین را به تصویر می کشید به آرامی در معرض دید قرار گرفت.
به مدت 24 دقیقه در سکوت تصاویری از زمین، ایستگاه فضایی بین المللی و در نهایت ستارگان اعماق فضا به سوژه ها نشان داده شد. آزمایش دوم پرتاب مجازی از پردیس نمادین دانشگاه فلوریدا مرکزی را به تصویر کشید که مسیرهای متحدالمرکز آن در اطراف اتحادیه دانشجویی از سایت راه اندازی مرکز کندی تقلید می کند. به جای ضربان قلب تند تند، همانطور که دانشمندان انتظار داشتند، به نظر می رسید که آزمودنی ها وارد یک حالت مراقبه با نبض همیشه آهسته شده بودند. محققان با بررسی ساعت‌ها مصاحبه با افراد مورد آزمایش، 42 مورد از آنچه را که آنها به عنوان تغییر دیدگاه اخلاقی توصیف می‌کنند، و هر کدام 22 مورد از رضایت، کنجکاوی و بی‌اهمیتی را در مقایسه با وسعت فضا شناسایی کردند. دور از یک تجربه دلخراش، به نظر می‌رسید که چشم‌انداز آنها را آرام می‌کرد. 39 آزمودنی در آزمایش دوم حس آشکاری از هیبت و شگفتی را تجربه کردند.
یک دختر 19 ساله دانشجوی روانشناسی، که در کتاب فقط به عنوان شرکت کننده 44 معرفی شده است، آن را اینگونه بیان می کند: «شما [نه فقط] به تصاویر نگاه می کنید و می گویید: «اوه، اینجا چین است» و «اوه» ، این همان چیزی است که خورشید به نظر می رسد. در عوض همه‌ی آن‌ها را یک‌باره می‌بینی و فکر می‌کنی، اوه، این چیزی است که همه چیز در کنار هم به نظر می‌رسد.» حداقل در این سطح پایه، جلوه اجمالی واقعاً قابل آموزش بود.
فیلسوف بروس جانز، یکی از نویسندگان عصب پدیدارشناسی هیبت و شگفتی ، تأثیر بیشتری از «اثر کلی» را نسبت به شکستن مرزهای ملی می بیند. جانز، مدیر مرکز تحقیقات دیجیتال و علوم انسانی دانشگاه مرکزی فلوریدا، تأثیر فناوری مدرن را بر آگاهی انسان مطالعه می کند. جنز که یک شهروند دوگانه است، متولد کانادا و اکنون در ایالات متحده زندگی می کند، در این زمینه تخصص دارد که چگونه مفاهیم مکان تحت تأثیر فضاهایی قرار می گیرند – در آزمایش های Awe and Wonder، چگونه مفهوم خود تحت تأثیر قرار می گیرد. جایی که ما روی زمین هستیم، و اینکه چگونه مفاهیم ما از زمین تحت تأثیر این است که آیا ما سیاره را محکم زیر پای خود می‌بینیم یا در فضای خالی معلق می‌مانیم یا خیر.
جانز پیشنهاد می‌کند که تجربه شکستن مرزهای فیزیکی از زمانی که فناوری سفر و ارتباطات را باز کرد، در شکستن مرزهای دیگری که جنسیت، جنسیت، غذا، زبان و موارد دیگر را تعریف می‌کنند، تکرار می‌شود. او می‌گوید ترس ناشی از آن که بسیاری از کسانی که مجبور شده‌اند خود را ذاتاً مرتبط با افرادی بدانند که با آن‌ها مخالف هستند تجربه می‌کنند، می‌تواند تا حدی مقصر واکنش اخیر علیه جهانی‌سازی باشد: ایجاد دیوار بر روی مرزهای باز قبلی، انحلال بین‌المللی. اتحادیه ها، و ترس از هر چیزی که به عنوان فرهنگ همگن تلقی می شود.

برای مبارزه با این ترس، یکی از اجزای حیاتی هویت سیاره‌ای سوکولو، یانز درک جدیدی از جهانی‌سازی را پیشنهاد می‌کند که آن را «گلی‌سازی» می‌نامد. تغییر پارادایم خود جانز، مهمان نوازی را به عنوان راهی برای تعامل با تعداد روزافزون غریبه‌هایی که با آنها روبرو می‌شویم، بدون قربانی کردن هویت‌های ملی، قبیله‌ای و دیگر افراد ارائه می‌کند. او می‌گوید: «رویکرد خاصی برای مهمان‌نوازی وجود دارد، که هم در مورد شخصی است که با آن ملاقات می‌کنید و هم به بررسی خودتان در آن زمینه. "در دنیای جهانی سازی یا بی مرزی، ما منابعی را در درون خود داریم، فقط اگر بخواهیم آنچه را که فکر می کنیم قطعیت هایمان هستند رها کنیم و در واقع با چیز جدیدی روبرو شویم."
با تکیه بر چیزهایی که از آزمایش‌ها آموخت، در سپتامبر جانز برای درک بهتر تأثیر دوری بر فضانوردانی که به مریخ و فراتر از آن سفر می‌کنند، از ابتکار تحقیقات Minerva وزارت دفاع در زمینه علوم اجتماعی درخواست کمک مالی کرد. او می‌گوید: «هیچ انسانی هرگز از دید زمین یا ماه دور نبوده است. و البته، ما به ابزارهای مختلفی نیاز داریم تا زمانی که خارج از این محدوده هستیم، به زندگی به عنوان انسان فکر کنیم.

مطالعات سرنوشت
 
F یا بیشتر نه سال گذشته سوکولو با توسعه بیش از یک کلاس در مورد هویت سیاره‌ای، بلکه یک رشته کاملاً جدید، که او آن را مطالعات سرنوشت (Destiny Studies) می‌نامد، به ایجاد این ابزارها کمک کرده است. پس از اولین تشریح این زمینه در فوریه 2012 در طی یک سخنرانی کلیدی در بررسی قانون Vanderbilt، او مأموریت آن را در مقاله ای برای بولتن دانشمندان اتمی تدوین کرد. او نوشت: «هدف باید تقویت علم و فناوری، تشدید آگاهی سیاره‌ای، تقویت نهادهای بین‌المللی باشد که این واقعیت را تقویت می‌کنند که همه کشورها در یک قایق هستند، مقاومت در برابر مدیریت سیاره، و یادگیری به طور منسجم در مورد زمان آینده فکر کنید.
در یک مراسم گذر از باتوم، استاد بازنشسته دپارتمان مهندسی مکانیک و هوافضا پرینستون با دعوت از سخنرانانی از بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول، کالتک، جورج تاون، دانشگاه سائوپائولو، کالیفرنیا، بازنشستگی خود را در آوریل 2019 جشن گرفت. برکلی، هاروارد و جاهای دیگر برای شرکت در یک رویداد یک روزه به نام "مطالعات سرنوشت برای یک سیاره کوچک". این گروه از رهبران با گردهمایی در مرکز انرژی و محیط زیست اندلینگر پرینستون، به حضار حدود 200 نفری سخنرانی کردند تا معنای مطالعات سرنوشت را از طریق لنزهای مختلف از جمله ژئوفیزیک، امور مالی، انرژی و قانون توصیف کنند.

قاضی ادیت براون وایس، 79 ساله، از دادگاه اداری صندوق بین المللی پول، و استاد حقوق جورج تاون، در مورد کار خود برای کمک به لاهه برای ایجاد چارچوبی نظری که منابع را بخشی از یک اعتماد سیاره ای می داند، صحبت کرد و آنچه را که او برابری بین نسلی می نامد ایجاد کرد. او می‌گوید: «آنهایی که امروز زندگی می‌کنیم باید زمین و منابع طبیعی و فرهنگی خود را حداقل در شرایط خوبی که آنها را دریافت کرده‌ایم به نسل‌های آینده منتقل کنیم تا آنها بتوانند نیازهای خود را برآورده کنند.»
همانطور که سوکولو پایه رسمی مطالعات سرنوشت را در پرینستون گذاشت، تلاش های مشابهی به طور خود به خود در سراسر جهان در حال ظهور بود. در سال 2010، 40 مدرسه و 800 معلم از اتریش، بنین، برزیل، بریتانیا و جمهوری چک پروژه برنامه درسی جهانی را ایجاد کردند که هدف آن کمک به مربیان از هر رشته ای است که برنامه های درسی موجود خود را برای اتصال "واقعیت های خرد" در مدرسه اتخاذ کنند. در خانه و شهرها به "واقعیت کلان" سیاره. پروفسور مادزا ادنیر و دبورا ماریا ماسدو از مرکز غیرانتفاعی برزیلی Centro de Criação de Imagem Popular در مقاله‌ای نوشتند: «پرورش نسل‌های جدید با وجدان جهانی/سیاره‌ای برای اطمینان از پایداری زندگی روی زمین حیاتی است. مجله اقدامات میدانی.
از جمله تلاش‌هایی که در طول سال‌ها برای آموزش هویت سیاره‌ای و مفاهیم مرتبط به وجود آمده است، مدرسه آنتروپوسن Ecole Urbaine de Lyon است که در سه سال گذشته در حال توسعه مانیفست آنتروپوسن بوده است، سندی در حال تکامل درباره احساس آن زمینی باشید مرکز اطلاعات جمعی MIT با بودجه JP Morgan برای کمک به تعداد زیادی از مردم برای برقراری ارتباط مسالمت آمیز و پیش بینی بهتر آینده. و اتحاد هزاره استنفورد برای بشریت و زیست کره، که استراتژی هایی را برای تغییر روش برخورد فرهنگ ها با طیف وسیعی از تهدیدات وجودی ایجاد می کند.

سوکولو متفکر در سمپوزیوم آوریل 2019.

در پاییز سال 2020، در یک رانندگی کوتاه از محل زندگی سوکولو، کوامه آنتونی آپیا، استاد فلسفه دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب جهان وطنی: اخلاق در دنیای غریبه‌ها، در اتاق زیر شیروانی یک خانه مزرعه غرق شد تا به یک کلاس آنلاین در مورد آنچه ارسطو آموزش می‌دهد. ، کنفوسیوس و ابوحامد غزالی باید در مورد زندگی موفق در یک جامعه بگویند. در حالی که کووید-19 نزدیک بود یک میلیونمین قربانی خود را بگیرد، بیش از 50 دانش آموز از چین، نیجریه، ایالات متحده و سراسر اروپا از راه دور جمع شدند و عملاً دستان خود را برای پرسیدن سؤالات بالا بردند. آپیا با کلیک یک دکمه نمای کتابخانه شخصی خود را به کتابخانه واتیکان در رم و دفتر میشل دو مونتین در جنوب فرانسه تغییر داد.
آپیا، 67 ساله، می گوید: "ما همه با هم هستیم، زیرا به مسائل جهانی فکر می کنیم. اما آنها خانه های خود را رها نمی کنند، آنها ریشه در جایی دارند که هستند، اما به شدت مشتاق تعامل با افراد دیگر هستند. مکان ها.”
آپیا نیز از ماه الهام گرفت. در تابستان سال 1969، در آن سوی اقیانوس اطلس، جایی که سوکولوها فرود را تماشا می کردند، 15 ساله بومی لندن، که در غنا بزرگ شده بود، در حال شماره گیری دکمه های بوم باکس نقره ای جدید خود برای ضبط بود. یک سیگنال رادیویی که همان رویداد را پخش می کند. آپیا می گوید: «من فقط می خواستم زمانی که گونه ما برای اولین بار این کار را انجام داد، سابقه حضور در آنجا را داشتم. در طولانی‌مدت، تنها راه زنده ماندن گونه‌های ما یا گونه‌هایی که از ما می‌آیند این است که بفهمیم چگونه به کیهان برسیم، و این اولین قدم بود.»

همانطور که Doomsday Clock در ژانویه به هفتاد و پنجمین سالگرد خود نزدیک می شود، مردی که ریچل برونسون، رئیس بولتن، او را "حافظه نهادی" سازمان می نامد، به کار خود با روش های جدید برای اجرای برخی از اولین دوره های مطالعات سرنوشت در یک سری سمینارهای سال اولی به نام ادامه می دهد. "کپسول های زمان برای تغییرات آب و هوا در تجمعات شما باز می شود." در پنج سال گذشته، او به گروهی از دانشجویان بین رشته‌ای پرینستون آموزش داده است تا در مورد چگونگی بروز مشکلاتی مانند آلودگی یا حمل و نقل در طول نسل‌ها و هزاره‌ها، موارد احتمالی را تجزیه و تحلیل کنند. آیا خودروهای برقی چیزی بیش از اسباب بازی برای ثروتمندان خواهند بود یا بر حمل و نقل جهانی تسلط خواهند داشت؟ هدف اصلی، همانطور که او در نامه خود که در آخرین کپسول زمانی در اوایل این ماه سپرده شد، نوشت، گسترش "محدوده همدلی" دانش آموزان در هر دو مکان و زمان است.
او می نویسد: "شما درگیر چالش اشتراک گذاری سیاره، هم از نظر مکانی و هم زمانی خواهید بود." "اختراع راه هایی برای آسیب رساندن به آرزوهای انسان برای سیاره." در 9 دسامبر، او و 9 دانشجو در آخرین کلاس خود نامه و کمک های خود را به کتابخانه دانشگاه تحویل دادند، کتابخانه ای که آن را تا پایان فارغ التحصیلی در سال 2025، دهمین جلسه، بیستمین و 50مین گردهمایی مجدد آنها ذخیره خواهد کرد. او نتیجه می گیرد: «وقتی این مقاله را می خوانید. "من انتظار دارم که متوجه شوید که من در پیش بینی آینده بهتر از شما نبوده ام. در سال‌های 2050 و 2075، مرا در بهشت فریاد بزن تا بدانم.»

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *