این روزها همه چیز سیاسی است آبجوی که می‌نوشید، غذایی که می‌خورید، ماسکی که می‌زنید (یا نه)، همراه با فیلم‌هایی که می‌بینید. برخی می گویند که به دلیل چپ گرایی تقریبا یکپارچه هالیوود، دیدن یک فیلم یک بیانیه سیاسی است. چنین دیدگاهی اغراق آمیز است.
در حالی که برخی از فیلمسازان با تصاویر سیاسی سر ما را می زنند، همه آنها این کار را نمی کنند. برخی از سرگرمی‌ها تشخیص می‌دهند که جمهوری‌خواهان نیز بلیت فیلم می‌خرند (به عبارتی مایکل جردن). یکی از نمونه‌های شگفت‌انگیز در اینجا می‌توان به جورج کلونی با آخرین نسخه‌اش اشاره کرد. اگرچه این بازیگر، کارگردان و تهیه کننده هرگز سیاست خود را ساکت نکرده است، اما با خوشحالی آنها را از فیلم جدیدی که کارگردانی کرد، نوار مناقصه ، دور نگه داشت.
نوار مناقصه اقتباسی سینمایی از خاطرات جی آر مورینگر در سال 2006 است. جی آر که از پدری دی جی رادیویی که علاقه بسیار کمی به او داشت و مادری که مشکلات کاری مجبور به نقل مکان به خانه به خانه ویران شده پدرش در منهاست شد، به دنیا آمد، شخصیت های پدری را در دیکنز پیدا کرد، نواری که عمویش چارلی اداره می کرد. بن افلک). فیلم کلونی JR (با بازی دانیل رانیری در جوانی) را از زمان نقل مکان به لانگ آیلند تا اواخر دهه 80، پس از فارغ التحصیلی جی آر (با بازی بزرگسالان تای شریدان) از کالج پوشش می دهد.
مادر جی آر (با بازی لیلی راب) امیدهای زیادی به پسرش دارد و این امیدها به وضوح ریشه در شکست های خودش دارد که آنها را به خانه پدری بازگردانده است. زمان بازگشت آنها عمدتاً مهم است زیرا چشم انداز او شامل حضور JR در ییل است.
JR در نهایت پذیرفته می‌شود، ثبت‌نام می‌کند و به خوش‌گذرانی ادامه می‌دهد. انتظار در مورد چگونگی فیلمبرداری سالهای ییل ماهیت سیاسی داشت. از آنجایی که JR از سمت اشتباه نظری مسیر به نیوهیون در سال 1982 می آید، انتظار داشتم تی شرت هایی که رونالد ریگان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، اعتراضات دانشگاه، همراه با تلاش کلونی برای افشای بد (بچه های پولدار ییل) در مقابل خوبان. همانطور که در مورد دانشجویان بورسیه مانند JR خوشبختانه کلونی این مسیر را نرفت.
اگرچه هم اتاقی های جی آر قومی هستند (جیمی آسیایی است، وسلی سیاه پوست است)، اما کلونی آنها را قومیتی نمی کند. خدا را شکر. او آنها را به عنوان بچه های جوان دانشگاه معرفی می کند. پس از ملاقات در اتاق خواب مشترک آنها، وسلی به هم اتاقی هایش می گوید که ما سه نفر به عنوان یک یالی باید برویم «فراغ» کنیم. و همینطور انجام میدهند.
بهتر از آن، کلونی خوش بینی زیادی را از طریق وسلی منتقل می کند. بدون شک این می تواند نحوه نگارش او توسط موهرینگر در خاطرات یا توسط ویلیام موناهان در فیلمنامه باشد، اما کارگردانان آزادی عمل زیادی برای شکل دادن به داستانی که دارند تعریف می کنند دارند. به خصوص کلونی. اما به جای سیاسی کردن هم اتاقی سیاه‌پوست جی آر، کلونی تصمیم می‌گیرد تا از طریق وسلی به او بگوید که چقدر خوش شانس هستند. وسلی توضیح می دهد که او یک بچه "اسپرم خوش شانس" است. اجداد او، علاوه بر "سریع" بودن، دارای ژن‌های فوق‌العاده‌ای بودند که به آنها امکان زنده ماندن از ویروس‌های پایان‌دهنده بی‌شماری را می‌داد که خیلی زود، بسیاری را از بین بردند. با گسترش، JR یکی از اعضای باشگاه "اسپرم خوش شانس" است. بالاخره او در ییل است.
خوش بینی وسلی به وضوح پادزهری برای بدبینی ناشی از معامله بدی است که جی آر در پدر بداخلاقش انجام داده است. به نظر می رسد وسلی به دوستش می گوید که نقش قربانی را بازی نکند. در حالی که به راحتی می توان ناکامی های زندگی را برای یک پدر غایب توضیح داد (در فیلم پدر JR دقیقاً به این نکته اشاره می کند)، چهره شاد وسلی در سرتاسر نشانه ای از خوش شانسی همه آنهاست. بهانه ای نیست.
زمانی که وسلی در دانشگاه ییل است، جی آر را به سیدنی معرفی می کند، دختری زیبا، خوش تربیت و «طبقه متوسط رو به بالا» که از خانه ای بزرگ در وسپورت، سی تی می آید و برای مدت کوتاهی به مادر سیاه پوست جی آر سیدنی درخشیده است. به خصوص فضول است، اما خوشبختانه در اینجا کلونی راه جنگ طبقاتی و مبارزه طبقاتی را نمی رود. بدیهی است که آسان بود. درعوض، عشق چند ساله جی آر به سیدنی که برگردانده نشده است، ریشه در مشکلاتی دارد که مربوط به پیشینه او نیست، بلکه به این دلیل است که او هیچ جاه طلبی برای بالا رفتن از پس زمینه اش ابراز نمی کند. این یک تمایز مهم است.
که ما را به عمو چارلی می رساند. او از بسیاری جهات پدر جانشین JR و یک پدر صادق است. او می بیند که سیدنی به دنبال چه چیزی است. به جای اینکه به جی آر بگوید آنچه می خواهد بشنود، به او می گوید که سیدنی با او در تماس است تا ببیند آیا قرار است کاری برای زندگی اش انجام دهد یا خیر. به نظر می رسد که جی آر به اندازه کافی سریع شکل نمی گیرد، زیرا سیدنی با شخص دیگری ازدواج می کند. او به جای اینکه برادرزاده‌اش را با دروغ‌های حس خوب تغذیه کند، به نویسنده بداخلاق می‌گوید که نوشیدن الکل را مهار کند.
عمو چارلی هرگز به کالج نرفت، اما پدرش (پدربزرگ جی آر) به دارتموث رفت. همانطور که در فیلم توضیح داده شد، چارلی برای دانشگاه پول نداشت. ببینید، در آن دوره فقط ورود به این دوره نبود. قبلاً دستیابی به یک دستاورد نشان‌دهنده بیش از شانس‌های طولانی بود، از جمله شانس‌های مالی سخت برای کسانی که دارای امکانات محدود بودند. پول دولت معنای چیزی را که زمانی بسیار معنادار بود، ربوده است.
در مورد آموزش چطور؟ چارلی یادآوری است که مردم بدون توجه به اینکه آیا به مدرسه می روند یا نه، خود را آموزش می دهند. او گنجه ای دارد که با کتاب هایی که خورده است ناله می کند. چارلی بسیار آموخته است، بدون اینکه تحصیل کرده باشد. نکته که هست. افرادی که انتخاب می کنند دانا باشند، خواهند بود. ارزش کالج در حال حاضر نیست، و نه آن زمان به یادگیری. از موانع عبور می کرد. دولت به طرز احمقانه ای موانع را از بین برد و دانشگاه را در این فرآیند کوچک کرد.
نوار مناقصه با غم و اندوه و شادی تمام نمی شود، که دلگرم کننده است. جی آر، سیدنی، دوران حضورش در نیویورک تایمز را به دست نمی آورد NYT همچنین منجر به پیشنهاد شغلی به عنوان خبرنگار نمی شود. با این حال، جی آر تصمیم می گیرد به نیویورک نقل مکان کند، جایی که وسلی برای آنها آپارتمان دارد. او نویسنده خواهد شد چارلی به او می گوید که برای نویسنده شدن به شغل نیاز دارد. آره واقعا.
خوش بینی، حقیقت سخت و نرم در نوار مناقصه ، اما نه سیاست. برای آن باید در عصری که همه چیز سیاسی است شکرگزار باشیم.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *