پرو همیشه فقیر دارای بودجه دولتی سالانه ای است که کسری میکروسکوپی از بودجه ایالات متحده است. آنچه که سالانه توسط طبقه سیاسی این کشور آمریکای جنوبی خرج می شود برای کنگره یک خطای کوچک است.
همه اینها یک سوال واضح را ایجاد می کند: چرا – از آنجایی که اقتصاد پرو اغلب در چنین وضعیت ناامیدانه ای قرار دارد – آیا سیاستمداران آن صورت حساب های هنگفت تریلیون دلاری به اضافه هزینه ها را تنظیم نمی کنند؟ پاسخ به این سوال آنقدر واضح است که تایپ کردن آن اتلاف کلمات است، اما به هر حال در اینجا می‌رویم: سیاستمداران پرو به‌طور تصاعدی پول کمتری برای خرج کردن (و قرض گرفتن) دارند، دقیقاً به این دلیل که مردم آن به‌طور تصاعدی کمتر تولید می‌کنند. با تولید کسری ناچیز از کل تولید ایالات متحده، درآمدهای دولت در خزانه داری پرو اندک است. بنابراین، با گسترش، توانایی آن برای وام گرفتن بسیار محدود است. تنها کشورهایی که درآمد زیادی به دست می آورند (و انتظار می رود در آینده بسیار بیشتر از این درآمد کسب کنند) می توانند از نظر اندازه وام بگیرند. بازارها کار می کنند.
همه اینها با در نظر گرفتن گزارش اخیر منتشر شده توسط تیم اقتصادی در گلدمن ساکس، بحث نرخ ها را نشان می دهد. به نظر می رسد که پاسخ به سوال درباره پرو (که در پاراگراف قبل مطرح شد) برای اقتصاددانان آن واضح نباشد.
برای پیشینه، زمانی که سناتور جو مانچین اعلام کرد که به حمایت از طرح ادعایی رئیس جمهور بایدن برای بازگشت بهتر رأی نخواهد داد، لایحه هزینه های 2 تریلیون دلاری از بین رفت. در پاسخ، دپارتمان اقتصاد گلدمن گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌دهد عدم تصویب Build Back Better بر رشد اقتصادی تأثیر می‌گذارد. کامالا هریس، معاون رئیس جمهور برجسته اقتصادی، در واقع به GS اشاره کرد جی اس گزارش به عنوان شاهدی از آنچه که اقتصاد ایالات متحده به لطف محدودیت مخارج تحمیل شده بر کنگره از دست خواهد داد. واضح است که اقتصاددانان GS تنها کسانی نیستند که در اشتباه هستند.
برای بیان این امر کاملاً بدیهی است، هزینه های دولت رشد اقتصادی را تقویت نمی کند. اصلا طبق تعریف، مخارج دولت یک خواب‌آلود اقتصادی است.
ما این را نه به عنوان دموکرات یا جمهوری خواه، بلکه به این دلیل می دانیم که عقل سلیم داریم. مخارج دولتی فرآیندی است که در آن افراد مانند نانسی پلوسی، کوین مک کارتی، الیزابت وارن و مارکو روبیو دانش خود از بازار را جایگزین دانش جف بزوس، مارک زاکربرگ و بله، تخصیص دهندگان نابغه سرمایه در گلدمن ساکس می کنند. سرمایه گذاری چیزی است که رشد اقتصادی را تقویت می کند، در این مرحله هزینه های دولت سناریویی است که اقتصاد را نابود می کند که در آن سیاستمداران منابع را به سمت بالاترین استفاده سیاسی خود هدایت می کنند به جای اینکه سرمایه گذاران درخشان منابع گرانبها را به سمت بالاترین استفاده تجاری درک شده خود سوق دهند. و داستان به همین جا ختم نمی شود.
برای اینکه ببینید چرا اینطور نیست، لطفاً دوباره بخوانید که چگونه این نوشتن شروع شد. چرا سیاستمداران ایالات متحده سالانه تریلیون ها دلار در اختیار دارند تا آنها را به اشتباه تخصیص دهند، در حالی که همتایان آنها در پرو بخش کوچکی از بودجه مشابه را برای هدر دادن دارند؟
پاسخ بار دیگر رشد اقتصادی است. در ایالات متحده بسیار بزرگ است و در پرو بسیار کوچک است.
همه اینها یادآور یک حقیقت اساسی است که ظاهراً برای اقتصاددانان گلدمن گم شده است: مخارج دولت همیشه و در همه جا نتیجه رشد اقتصادی است، نه محرک آن. به عنوان یک قاعده، مصرف دولت تنها به این دلیل که دولت نمی تواند سرمایه گذاری کند، اثر مرگباری بر رشد دارد، و اگر می توانست، چاک شومر و جاش هاولی به اندازه وارن بافت و کن فیشر ماهر نیستند.
پس از آن، وقتی سیاستمداران خرج می کنند، میوه های رشد را خرج می کنند. رشد در حال حاضر اتفاق افتاده است ، از این رو توانایی خود را به صرف.
اگر در مورد ایالات متحده اعمال شود، اگرچه ساده لوحانه است که فرض کنیم نوعی سازش برای بازگشت بهتر که شامل تریلیون ها هزینه باشد وجود نخواهد داشت، لطفاً با تظاهر به اینکه این هزینه ها باعث تقویت فعالیت اقتصادی می شود، به عقل توهین نکنیم. البته نمی شود. فرض غیر از این به معنای شرکت در شمارش مضاعف است. مخارج دولت چیزی است که پس از بهره وری بخش خصوصی اتفاق می افتد. همیشه.
سیاستمداران نمی توانند ثمرات تولید را فقط برای به دست آوردن تولید بیشتر از طریق تخصیص سیاسی شده چیزهای گرانبها استخراج کنند. چنین دیدگاهی جدی نیست. و مطمئناً این منظره زیر نظر گلدمن ساکس است.
بدون شک اقتصاددانان آن پاسخ خواهند داد که از نظر تولید ناخالص داخلی، مخارج دولت تأثیر «مثبت» دارد. بسیار خوب، اما این حقیقت کوچک شدن اقتصاد در مورد هزینه‌های دولت را رد نمی‌کند، بلکه یادآوری می‌کند که محاسبه ناقص تولید ناخالص داخلی چیست.
نکته اصلی این است که گلدمن ساکس می تواند بهتر عمل کند. بیشتر به سهامدارانش بدهکار است. به عنوان بهترین بانک سرمایه گذاری در جهان، چرا باید منابع گرانبها را برای تحلیل هایی که به وضوح نادرست است هدر دهد؟ واقعاً چرا گلدمن ساکس در وهله اول یک بخش اقتصاد را تأمین مالی می کند؟

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *