با غربال کردن چالش‌های قریب‌الوقوع سال آینده، به نظر می‌رسد که تهدید کووید به گونه‌ای کاهش می‌یابد که تهدیدات ژئواستراتژیک کاهش نمی‌یابد – زیرا روسیه به طور اجتناب‌ناپذیری به اوج جنگ‌طلبی دوران جنگ سرد بازمی‌گردد. تفاوت بین آن زمان و حال به سادگی بیان می شود: برخلاف حال، غرب در آن زمان می دانست که با چالش وجودی مواجه است و بر اساس آن عمل می کرد. مسکو آشکارا مصمم است امپراتوری خود را پس بگیرد. غرب همچنان در انکار است. کرملین نیروهای متجاوز را در اوکراین به صف کرده است، کشوری که بدون مجازات دو بار به آن حمله کرده است، از زمانی که من در اواسط بیست نوجوانی دو کتاب نوشتم که در مورد چنین رویدادهایی در آینده هشدار می داد. از آن زمان، ما هیچ دلیلی برای دست کشیدن به پوتین ندادیم. نوعی کوبیدن وقیحانه در لحن خواسته های رسمی روسیه از ایالات متحده وارد شده است: واشنگتن باید مستقیماً با مسکو بر سر اروپا مذاکره کند. حوزه های مورد علاقه باید احیا شوند. کشورهای پیمان ورشو باید پس گرفته شوند. اگر باور ندارید، این خلاصه کاملاً جذاب و بسیار نگران کننده از موضع کرملین را بخوانید ("آمریکایی ها باید آنچه را که روی میز گذاشته می شود جدی بگیرند، در غیر این صورت با یک جایگزین نظامی-فنی مواجه خواهند شد").
چطور شد ما به این نقطه رسیدیم؟
برای شروع، ما در برابر تمام حملات بی‌شمار، کوچک و بزرگ، به اعتبار غرب، هیچ واکنشی را پس‌انداز نکردیم. جنگ سایبری بی وقفه، حوادث سندروم هاوانا، مداخله در انتخابات آمریکا و متحدانش با پول و اطلاعات نادرست، حمایت از شورشیان طالبان، ترور مخالفان سیاسی در زمین ما، ابزاری کردن کرملیارچ ها و شبکه های پول تاریک در سراسر جهان، سوء استفاده از اینترپل، حمایت از نویسندگان رژیم ، فساد نخبگان غربی و خیلی چیزهای دیگر. شاید بزرگترین تفاوت مشخص بین شرایط اوج جنگ سرد و زمان حال، مقدار و سیال شگفت انگیز پول کرملین است که در خارج از کشور مستقر شده است. این زمانی مزیت غیرقابل جبران بزرگ غرب بود – ما همه پول را در اختیار داشتیم. دیگر نه. با این حال، بسیاری از آن هنوز از غرب سرچشمه می‌گیرد و ما به حمایت مالی از جنگ سرد علیه خود کمک می‌کنیم – از طریق دلارهای نفتی، سرمایه‌گذاری و خرید مواد خام و شرکت‌های روسیه، حداقل تا حدی که بتوانند در اقتصاد جهانی تجارت کنند. برای ادامه روند، مسکو همچنان به انتصاب سیاستمداران سابق غربی در هیئت مدیره گازپروم، به ویژه آلمانی ها ادامه می دهد. استدلال برای مماشات این است که سودمند است – در خرید اتومبیل های آلمانی، املاک آمریکایی، شراب های فرانسوی، گردشگری در سراسر جهان و موارد مشابه. اما این امر همچنین برای براندازی حاکمیت قانون ما بازمی گردد.
مدل چند دهه‌ای برای چنین بازیافت اقتصادی ناشی از معاملات غرب با پادشاهی‌های نفتی مانند عربستان سعودی است که به موجب آن دلارهای نفتی برای نفت به سمت شرق رفتند و در قالب هزینه‌های تسلیحات غربی، روابط عمومی سیاسی، املاک و مستغلات، کالاهای تجملاتی، کالاهای مصرفی، بازگشت. و مانند آن روسیه همان بازی دولت نفت را انجام می دهد اما بدخواهانه تر. و نمونه ای است که کشورهای دیگر با سیستم های خودکامه اکنون آزادانه از آن الگوبرداری می کنند. اجازه دهید راه‌ها را با تمرکز بر الیگارش/کرم‌لیگارش مشخص کنیم. سرمایه های آنها با استفاده و سوء استفاده از نهادهای قانونی به شریان های غرب نفوذ کرده است. وکلا و متخصصان روابط عمومی که توسط الیگارش ها به ویژه در بریتانیا نگهداری می شوند، با خوشحالی روزنامه نگارانی را هدف قرار می دهند که کارشان باعث ناراحتی می شود. نویسنده کاترین بلتون و ناشر او هارپر کالینز به دلیل افترا توسط رومن آبراموویچ و شرکت انرژی دولتی روسیه روس نفت شکایت کردند. کتاب مورد بحث مردم پوتین است: چگونه کا گ ب روسیه را پس گرفت و غرب را در دست گرفت . این پرونده اخیراً با توافق نویسنده و ناشر با پس گرفتن برخی از بخش‌ها، از جمله این ادعا که آبراموویچ تیم فوتبال چلسی را به دستور پوتین خریداری کرده، حل و فصل شد.
اما این دعوای بسیار گران به ظاهر بی پایان باعث نگرانی شدید طرفداران شفافیت شد. در اینجا پیوندی به طوماری است که توسط گروه‌های مرتبط که از تأثیر مخرب بر آزادی بیان می‌ترسند، وجود دارد. این گونه دعواها، نظارت بر امور الیگارشی را که اکنون بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز است، سرد می کند و می تواند به عنوان بازوی اطلاعات نادرست عمل کند.
اگر کسی این فرض را بپذیرد که الیگارشی ها میلیاردها دلار خود را تنها با رنج کرملین حفظ می کنند، پس نحوه استقرار وجوه خود در خارج از کشور مطمئناً مستحق بررسی بیشتر است. نمونه ای از دیمیتری ریبولوویف را در نظر بگیرید که برای چند سال از دلال سابق هنری خود، ایو بوویر، معروف به پادشاه فریپورت، در حوزه های قضایی متعدد به دلیل (در اصل) هزینه بیش از حد از الیگارش برای آثار هنری (از جمله موارد دیگر) شکایت کرده است. در اینجا یک مقاله بی بی سی است که در مورد freeports گسترش می یابد. ریبولوویف تاکنون در هر حوزه قضایی شکست خورده است و در عین حال رسوایی بزرگی را در موناکو ایجاد کرده است که منجر به استعفای دادستان موناکو به دلیل پرداخت حقوق ریبولوویف شد. جزئیات در این مقاله Artnet خلاصه شده است.
بوویر با اتهامات متعددی از الیگارش دفاع می کند، از جمله این ادعا که "او می خواست تجارت بندر آزاد من در سنگاپور را بدزدد و خود را برای فدراسیون روسیه در ولادی واستوک بسازد". ولادی واستوک یک شهر مرزی است که از طریق آن همه نوع سود از مواد خام سیبری مانند چوب بری و الماس و هر چیز دیگری در آن جریان دارد. همین بس که فریپورت در صورت سوء استفاده می تواند کانال بسیار کارآمدی برای پولشویی و دور زدن تحریم های آمریکا باشد. در واقع، بوویر ریبولویف را متهم می کند که برای کرملین بازی می کند. نباید فراموش کرد که این ریبولویف بود که 50 میلیون دلار اضافی برای ملک دونالد ترامپ در پالم بیچ پرداخت کرد. ریبولویف پول خود را از پتاس روسیه به دست آورد و سرمایه گذاری هنگفتی در صنعت پتاس بلاروس ، صادرات کلیدی آن کشور، انجام داد و از این طریق به حفظ رژیم در آنجا کمک کرد. رژیم از آن زمان به سمت ادغام با روسیه حرکت کرده است.
اقتصاد پول تاریک جایگزین در جهان به ارزش تریلیون ها به صورت همزیستی با الیگارش ها عمل می کند و به فساد کشورهایی که الیگارشی ها در آن فعالیت می کنند کمک می کند. این روند در دهه 1990 شروع شد، زمانی که الیگارش های سرسخت رقبا را مرعوب کردند یا آشکارا ترور کردند و صنایع را به زور تصرف کردند. در اوکراین، آنها پول را به سیاست سرازیر کردند تا سیاستمدارانی را تامین کنند که به نوبه خود از قدرت و پول الیگارشی ها محافظت کنند. در روسیه، نتیجه متفاوتی حاکم شد. پوتین به سادگی به رؤسا اجازه داد در صورتی که به خواسته های او عمل کنند، بمانند. دیگران را زندانی کرد یا جایگزین کرد. خواه الیگارشی-دزدسالارها دولت را کنترل کنند یا برعکس، یا چیزی در این بین، نسخه ای خشن از آن ساختار در سراسر جهان تکثیر شده و غرب را به طرق مختلف تهدید می کند.
ایهور کولومایسکی، الیگارش ارشد اوکراینی را در نظر بگیرید، که اکنون تحت تحریم های رسمی ایالات متحده به دلیل فساد در حکومت اوکراین است. فدرال‌رزرو همچنین به دلیل استخراج میلیاردها دلار از یک بانک اوکراینی و پارک آن در دارایی‌های آمریکای میانه، مانند املاک و مستغلات عمده در مرکز شهر کلیولند و کارخانه‌های فولاد فرسوده در شهرهای کوچک، تحت تحقیقات فدرال رزرو قرار دارد. بر اساس ادعاها ، او و شرکا در مقابل آن وام های هنگفتی از مقامات محلی قرض گرفتند و وام ها را نپذیرفتند.
پاشنه آشیل نظام استبدادی-الیگارشی جهانی به طور دوره‌ای به راه می‌افتد و اعتراضات خیابانی گسترده‌ای به راه می‌افتد، همانطور که ناگزیر می‌شوند – از این رو شورش‌های اکنون در قزاقستان به وجود آمده است. تسلی این رژیم‌ها به شهروندان – دور از سیاست بمانید و ما از شما مراقبت خواهیم کرد – در نقاط استرس قابل پیش‌بینی شکست می‌خورد (نسخه مسکو کمی متفاوت است؛ معامله وجود دارد این است که شما از سیاست دور بمانید و ما با بازسازی خانه احساس خوبی به شما می‌دهیم. امپراتوری'). نخبگان قدرت و منابع مالی را در انحصار خود در می آورند که منجر به ناکارآمدی و فساد می شود. پول زیادی در خارج از کشور ناپدید می شود. ارزش مواد خام اصلی این کشور اغلب در بازارهای جهانی کاهش می یابد و به یارانه های داخلی ضربه می زند. به ناچار آنها در مقاطع مختلف در تامین سهم خود از معامله شکست می خورند. در اینجا یک مقاله عالی در مورد پدیده با عنوان "آیا اقتصاد "خوب" می تواند با سیاست "بد" همزیستی کند؟
نویسنده، از جمله یکی از مقامات ارشد سابق بانک جهانی، چگونگی گسترش فساد به بیرون را برای تأثیرگذاری بر استانداردهای جهانی شناسایی می کند. رتبه بندی سهولت انجام تجارت توسط بانک های جهانی یکی از این موارد را شامل می شود. او می نویسد: «همواره بخش های عمومی بزرگی وجود دارد – به ویژه زمانی که منابع طبیعی مهم هستند – که شرکت های دولتی همچنان نقش مهمی در آن ایفا می کنند. این دومی به صورت همزیستی با شرکت های خصوصی دارای موقعیت استراتژیک که برخی از آنها از طریق خصوصی سازی خریداری شده اند، عمل می کنند. او به مناقشه معروف یوکوس در روسیه و پرونده نفت تریستان در قزاقستان اشاره می کند .
در اینجا راه دیگری وجود دارد که در آن رژیم‌های استبدادی پس از شوروی غرق در پول می‌شوند – حاکمیت قانون داخلی داخلی اجازه خصوصی‌سازی دارایی‌های سرمایه‌گذاران خارجی را می‌دهد. سپس این موضوع می‌تواند تا بی نهایت در حوزه‌های قضایی متعدد غربی مطرح شود و بدین ترتیب از نهادهای غربی علیه منافع غرب بهره‌برداری شود. در بریتانیا و ایالات متحده، دولت‌ها ابتکارات مختلفی را برای توقف هجوم پول‌های تاریک، افزایش شفافیت و موارد مشابه به راه انداخته‌اند (برای مثال، برای توقف سوء استفاده از اینترپل توسط رژیم‌های مستبد، به قانون TRAP مراجعه کنید). اما بسیاری از حوزه‌های قضایی، ایالت‌ها و شهرهای مجزا همچنان ترجیح می‌دهند با سرازیر شدن وجوه، به‌ویژه در دوران کووید، به سمت دیگری نگاه کنند. تا زمانی که قدرت و هماهنگی کافی در سطح فدرال نشان داده نشود، امید کمی به یک مبارزه واقعی وجود دارد.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.