دولت بایدن سخت کار می کند تا ائتلافی از شرکای اروپایی ایجاد کند که بتواند روسیه را از حمله به اوکراین باز دارد.
پایتخت های متفقین همه چیزهای درستی را می گویند، اما اگر به دقت گوش کنید، تشخیص یک هوای ناامیدی که بر این تلاش ها آویزان است، دشوار نیست.
واشنگتن می‌داند که هیچ یک از اروپایی‌ها حاضر نیستند برای حاکمیت اوکراین بجنگند، و اروپایی‌ها می‌دانند که واشنگتن نیز این کار را نخواهد کرد.
ولادیمیر پوتین، رهبر روسیه، نمی‌خواهد اوکراین را واقعاً اشغال کند – کاری که می‌تواند به راحتی در شرق رودخانه دنیپر که کشور را به دو نیم می‌کند انجام دهد – اما می‌خواهد آن را به عنوان یک تهدید نظامی خنثی کند.
شرایط جغرافیایی اوکراین آن را دشوار برای دفاع، مشکلی است که رشد خواهد کرد که … [+] بلاروس به روسیه بازجذب میشود.
این به معنای دور نگه داشتن اوکراین از ناتو، جلوگیری از استفاده از خاک آن برای پایگاه‌های نظامی غرب و به حداقل رساندن هرگونه همکاری نظامی بین کیف و پایتخت‌های غربی است.
تیم بایدن، به رهبری آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، داستان شجاعانه ای در مورد اینکه چرا چنین تضمین هایی از روی میز حذف شده است، می گویند، اما در نهایت دولت بیشتر آنچه را که پوتین می خواهد به او خواهد داد.
بایدن و شرکت علناً اعتراف نمی‌کنند که این چیزی است که اتفاق می‌افتد.
برای اینکه بفهمید چرا کمپین ارعاب پوتین احتمالاً به ثمر می رسد، باید برخی از حقایق برجسته در مورد وضعیت اوکراین را در نظر بگیرید که به ندرت در حساب های رسانه های اصلی به آن اشاره می شود.
هیچ کس در ناتو نمی خواهد اوکراین به آن بپیوندد. اگرچه تقویت روابط با غرب محور اصلی سیاست خارجی رئیس جمهور ولدیمیر زلنسکی است، کشور فاسد و عقب مانده وی برای اتحاد آتلانتیک ارزشی ندارد. ارتش این کشور به شدت کمبود بودجه دارد – کیف سال گذشته کمتر از یک میلیارد دلار برای تسلیحات هزینه کرد – و شرایط ژئوپلیتیکی آن را تقریبا غیرقابل دفاع می کند.
با گسترش ناتو پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تعداد انگشت شماری از اعضای غربی که 90 درصد بودجه آن را تأمین می کنند، تعهدات دفاعی متقابلی را به 12 کشور اروپای شرقی که فاقد امکانات لازم برای دفاع از خود بودند، به دست آوردند. در این روند، انبوهی از اصطکاک‌های سیاسی را در میان اعضای جدید جذب کرد که باعث می‌شود اتحاد کلی کمتر منسجم شود. آخرین چیزی که لندن و پاریس و واشنگتن امروز می خواهند این است که «شریک» ضعیف دیگری را به اتحاد بیش از حد گسترده خود اضافه کنند.
رای دهندگان ایالات متحده از فراخوانی برای نجات جهان خسته شده اند. واشنگتن در یک الگوی چند نسلی از اعزام نیرو برای حمایت از رژیم های متزلزل دور از وطن افتاده است. ویتنام لبنان. سومالی. افغانستان. عراق. کشورها همواره توسط نخبگان فاسد رهبری می‌شوند و ایالات متحده معمولاً در رسیدن به اهداف خود شکست می‌خورد. هرگونه دخالت نظامی ایالات متحده در اوکراین این الگو را تکرار می کند و دولت را در چشم رای دهندگان بی اعتبار می کند.
پرزیدنت ترامپ مکرراً متحدان اروپایی آمریکا را به خاطر ناتوانی در تقسیم بار دفاع مشترک فراخواند و احتمالاً اگر برای دور دوم خدمت می کرد، آمریکا را از ناتو خارج می کرد. پرزیدنت بایدن برای بازسازی روابط با اروپا کار کرده است، اما پایگاه او حتی بیشتر از پایگاه جمهوری‌خواهان مخالف دخالت نظامی خارجی است. بنابراین، به سختی می توان دید که در کجا یک حوزه داخلی وجود دارد که از نظر نظامی در حمایت از حاکمیت اوکراین، مانند ارسال سلاح های بیشتر یا ایجاد پایگاه در آنجا، کاری انجام دهد.
روس های قومی 17 درصد از جمعیت اوکراین را تشکیل می دهند و در مناطق قرمز روی نقشه … [+] متمرکز شده اند. بحران کنونی مربوط به اتحاد مجدد دو کشور عمدتاً روسی نیست.
روسیه همچنان یک ابرقدرت هسته ای است. مهمترین واقعیت نظامی در مورد روسیه در پوشش بحران اوکراین کمترین اشاره را دارد. مسکو دارای هزاران کلاهک هسته ای است، از جمله حداقل 1550 کلاهک با قابلیت رسیدن به آمریکا و صدها کلاهک دیگر برای استفاده در اروپا. بنابراین، روسیه در توان روسیه است که تمام شهرهای بزرگ غرب را ظرف چند ساعت از بین ببرد.
فرهنگ عامه چنان به وجود این سلاح های کشتار جمعی عادت کرده است که به سادگی تصور می شود که هرگز از آنها استفاده نخواهند شد. با این حال، این چیزی نیست که دکترین نظامی روسیه می گوید، و محتمل ترین سناریوهایی که به موجب آن یک درگیری متعارف ممکن است به استفاده هسته ای افزایش یابد، همگی اروپای شرقی را شامل می شوند. مشارکت در ناتوی توسعه‌یافته، تعهدات هسته‌ای ایالات متحده را تا حد باورنکردنی افزایش داده است، بنابراین درگیری متقابل با روسیه بر سر اوکراین ایده خطرناکی است. مردم در بحران ها کارهای دیوانه وار انجام می دهند.
اوکراین بسیار نزدیک به قلب روسیه است. اگر ولادیمیر پوتین یک دموکرات متعهد بود، ترس او از تهدیدات نظامی غرب ممکن بود بی اساس باشد. اما او نیست. پوتین مستبد، نیازهای ژئوپلیتیکی کشورش را خواستار ایجاد حائلی با غرب می‌داند که یکی از دلایلی است که او در حال حرکت برای جذب کشور متزلزل بلاروس به مادر روسیه است. بنابراین، ایده نیروهای ناتو در اوکراین پاسخی را برمی انگیزد که بی شباهت به پاسخ ایالات متحده در زمانی که روسیه به دنبال قرار دادن موشک در کوبا بود، نیست.
این فقط پارانویا نیست. کیف تنها 469 مایل از مسکو فاصله دارد و در شعاع جنگی جنگنده های F-35 است که توسط رادار روسی قابل ردیابی نیست. هنگامی که این جنگنده ها میزبانی از تسلیحات هسته ای تاکتیکی ناتو را در اواخر این دهه آغاز کنند، یک عامل بازدارنده قدرتمند در برابر تهاجم منطقه ای خواهند بود. اما آنها همچنین ترس مسکو از یک حمله پیشگیرانه سر بریدن در یک بحران را افزایش خواهند داد، بنابراین البته پوتین می خواهد پایگاه های خود را تا آنجا که ممکن است دور نگه دارد.
پوتین اگر بتواند ادعای پیروزی کند، دست از کار برمی دارد. برخی دست‌های قدیمی در جوامع دیپلماتیک و اطلاعاتی هشدار می‌دهند که خنثی کردن اوکراین تنها اولین قدم در طرح بزرگ ولادیمیر پوتین برای بازسازی اتحاد جماهیر شوروی است. شاید اینطور باشد، اما تیم پرزیدنت بایدن در حال حاضر بیشتر نگران جلوگیری از تهاجم قریب الوقوع است تا اینکه آینده دور چگونه به نظر می رسد. اگر پوتین بتواند پاسخ غربی ها به خواسته هایش را به عنوان یک پیروزی درآورد، این احتمالاً برای راضی نگه داشتن او (فعلا) کافی خواهد بود.
به هر حال، حمله واقعی و اشغال کشوری به وسعت اوکراین می‌تواند هم از نظر مالی و هم جانی پرهزینه باشد – و این قبل از رسیدن به تحریم‌هایی است که به ناچار در پی خواهد داشت. بنابراین، بایدن و شرکت احتمالاً می‌توانند با موافقت ضمنی با خواسته‌های پوتین بدون اینکه صریح باشند، وضعیت را اصلاح کنند. بدون عضویت در ناتو، بدون پایگاه، حداقل کمک نظامی. پوتین می‌تواند هر چیزی را که می‌خواهد روی آن نتیجه بگذارد، در حالی که دولت مدعی است که هیچ تعهد رسمی انجام نشده است. بنابراین بحران حل می شود و بایدن می تواند به نگرانی های داخلی که احتمالاً سرنوشت دولت او را تعیین می کند بازگردد.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.