تورم در حال حاضر با نرخ نامعقول 7 درصد در سال در حال اجرا است. در روزهای بد قدیمی دهه 1970 و اوایل دهه 1980، افزایش قیمت مصرف کننده مرتباً دو رقمی بود. تورم در سال 1980 14 درصد بود. توضيحات استاندارد در مورد عواملي كه باعث تورم بزرگ و پايان آن شد، از همان ابتدا نابجا بود. یکی از گام‌های اساسی در درک مشکل تورم امروز ما، روشن شدن دلایل اصلی، تورم عصر «رکود تورمی» است.
اورسون ولز سعی کرد آینده را خدایی کند.
تقریباً در بیشتر تاریخ، پول جهان بر اساس نوعی استاندارد فلزات گرانبها بوده است. سکه های طلا و نقره یا ارز یا ابزارهای اعتباری قابل بازخرید در طلا یا نقره – این سهم شیر تاریخ پولی جهان را به خود اختصاص می دهد. در بسیاری از موارد استثناء و ابطال وجود داشت، اما قاعده حاکم بود. کل این دوره تمدنی در سال 1971 به پایان رسید. در آن زمان بود که ایالات متحده برای بازخرید خوب دلار در طلا متوقف شد و تمام ارزهای اصلی دیگر را مجبور به شناور کرد و در نرخ مبادله در برابر طلا یا هر چیز دیگری ثابت نشد. 51 سال گذشته در تاریخ پولی جهان بی نظیر بوده است.
ما با آنچه باعث تورم بزرگ دهه 1970 شد به پایان رسیدیم. کاهش قیمت طلا و نرخ ارز ثابت باعث آن شد. هنگامی که یک نظم پولی فراگیر، مشخصه تمدن برای هزاران سال وجود داشته باشد، و آن دوران به شدت به پایان برسد، دوره ای از کشف قیمت رخ خواهد داد که در آن بازارها سعی می کنند ارزش پول را تعیین کنند. آن دوره کشف قیمت دلار، دوره تورم دهه 1970 و اوایل دهه 1980 بود. جای تعجب است که بخش عمده آن تنها ده سال بود.
کشف قیمت پس از حذف دلار از طلا توسط ایالات متحده، داستان کامل تورم بزرگ دهه 1970 است. گفتن غیر از این به معنای افراط در رویزیونیسم تکان دهنده است. یک ارز می تواند از استانداردهای پولی اعصار خارج شود و خود را کاهش نیابد؟ این یک پوچ است. بنابراین، سال 1971 باعث دهه 1970 شد.
در مورد توضیحات جایگزین، در مجلات به کلیشه ای تبدیل شده است که آمار عرضه پول از دهه 1970 قابل توجه نیست. اگر فدرال رزرو بیش از حد شل بود، اندازه گیری پول M1 نتواند به نشان می دهد هر چیزی غیر معمول است. در مورد نرخ‌های بهره، آنها نزدیک به نرخ تورم ایروینگ فیشر بودند که باز هم قابل توجه نبود. مارپیچ فشار هزینه، دستمزد-قیمت؟ غیرممکن در اقتصاد جهانی یکپارچه تحت قانون یک قیمت. و اوپک قیمت نفت را به دلیل کاهش ارزش دلار و کاهش ارزش آن افزایش داد، نه برعکس، همانطور که یکباره آشکار و کاملاً مستند است.
ایالات متحده در سال 1971 از طلا خارج شد و پس از آن تورم 150 درصدی داشت. این گزاره بر اساس اعصار تاریخ، ترتیبی و مسبب است، در حالی که توضیحات دیگر مغالطه پس‌هک و درست را نشان می‌دهند. دلار پس از آن که ناشر آن استانداردهای پولی تاریخی را به صندوق تبدیل کرد، کاهش یافت. این همه ارزها در چنین شرایطی است.
کشف قیمت با سلسله کاهش نرخ مالیات در دوره ریگان که در سال 1978 آغاز شد کاهش یافت. کاهش نرخ مالیات تقاضا برای دلار را برای مقاصد واقعی اقتصادی افزایش داد و تورم را تا حد خزیدن کاهش داد. در حالی که تورم تحت شرایط طلا به طور سنتی صفر بود، پس از سال 1982 این تورم برای بلندمدت یک چهارم تورم بزرگ بود.
اما پل ولکر. اگر پس از سال 1978 هیچ کاهشی در نرخ مالیات وجود نداشت، مشخص نیست که سیاست پولی فدرال رزرو چگونه می‌توانست اهمیت داشته باشد. کاهش شدید نرخ مالیات همان چیزی است که اتفاق افتاد، و کاهش ارزش دلار به محض ورود، خود را برای همیشه متوقف کرد. خود ولکر متوجه شد که انفجار عظیم در تقاضای واقعی اقتصادی برای پول زمانی که کاهش نرخ مالیات از منطقه خطر لغو قانونی خود خارج شد. در سال 1982 زمینه سیاست پولی او شد. (من در مورد این موضوع با آرتور لافر اینجا نوشتم.)
در سال 2022 ما ترس از تورم 7 درصدی را داشتیم و در حال آماده شدن برای افزایش بیشتر هستیم. جست‌وجوی علل تورم جدید باید بیش از هر چیز یک سوال را ایجاد کند: نظم فراگیر پولی چه می‌گذرد؟ پاسخ به همان اندازه که شوم است روشن است. تخریب خلاقانه آینده به سمت آن می آید. تخریب خلاقانه از طریق انقلاب فناوری، در طول نسل گذشته، به طور کامل بازتعریف شده است و راه خود را با صنایع بزرگی مانند انتشارات، ارتباطات، خرده فروشی و سرگرمی باز کرده است و به سرعت در حال انجام همین کار در حمل و نقل، انرژی و آموزش است. چشم انداز تخریب خلاقانه از طریق فناوری یک چیز ترسناک و کاملا واقعی برای همه صنایع است.
از زمان ایجاد بیت کوین در سال 2009، یک رقیب تخریب خلاق برای نظم پولی معین از رحم یک خالق مبتکر بیرون آمد. این اولین «ارز رمزنگاری» در ابتدا مضحک و فروتنانه بود، اما اکنون رمزارز با همه چرخش‌ها و عجیب‌وغریبش پدیده‌ای تریلیون دلاری است. بازارها درک می کنند که در یک چشم به هم زدن یا در ده سال آینده، ممکن است یک پدیده 500 تریلیون دلاری باشد. در آن سناریو، دلار و سایر ارزهای دولتی بی ربط خواهند بود.
با کنار گذاشتن بیت کوین و کریپتو، تخریب خلاقانه چیزی است که باید روی آن تمرکز کرد. مقامات رسمی سیستم پولی ما را دوست دارند. فدرال رزرو، صندوق بین‌المللی پول و اقتصاددانان دانشگاهی آن را عادی و منطقی، حتی روشنفکر فرض می‌کنند و خود را خطاب به خدمات رسانی به آن می‌دانند. هفته گذشته در کنگره شنیدیم که لائل برینارد، نامزد نایب رئیس فدرال رزرو، قرار است اولویت اصلی خود را مبارزه با تورم قرار دهد.
مردم در کل، مردم و بیش از افراد مذموم ترامپ، همیشه از پول های فیات متنفر بوده اند و از ریختن طلا در سال 1971 خشمگین بوده اند. خلاقیت، روش تثبیت شده برای انجام کارها باید کنار گذاشته شود یا از بین برود. این شانس که پول مستقل فیات در دهه‌های میانی قرن بیست و یکم با تخریب خلاقانه مواجه شود، خوب نیست. بنابراین بازار روند کشف قیمت دلار خود را آغاز کرده است. نشانه تورم 7 درصد است.
توجه: در وب سایت مرکز لافر، ما در حال افزایش محتوای خود در مورد بحث های بزرگ پولی دهه های 1960، 1970 و 1980 هستیم. آنها در کتاب اخیر من به نام ظهور آرتور لافر: مبانی اقتصاد جانبی عرضه در شیکاگو و واشنگتن، 1966-1976 مورد بحث قرار گرفته اند.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.