هیچ حسابداری برای مقصد نهایی هیچ کالایی وجود ندارد. این بیانیه بدیهی است که متأسفانه در تفسیری که با غرور فکر می کند همه چیز بدیهی است، گریزان است.
آخرین شواهد دال بر گریز از تفکر عمیق مربوط به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه است. انبوه 100000 سرباز روسی توسط او در مرز اوکراین باعث شده است که اپوزیسیون جوهرهای زیادی در مورد اینکه چه کاری باید انجام شود، چه کاری می توان انجام داد، و پوتین به طور بالقوه در پاسخ به آنچه که می توان یا از نظر تئوری باید انجام شود، می ریزد.
ظاهراً یکی از راه‌های جهان آزاد برای جلوگیری از تصرف اوکراین توسط پوتین این است که ایالات متحده و دیگر کشورهای برجسته اقتصادی، روسیه را «از سیستم بانکی جهانی» قطع کنند. همه چیز خیلی ساده به نظر می رسد. دسترسی روسیه به ارز سخت را فقط برای پوتین از بین ببرید تا به آرامی به نیروهای روسیه دستور عقب نشینی از مرز طولانی این کشور با اوکراین بدهد.
به جز اینکه هیچ راه معقولی برای آمریکا یا هر کس دیگری وجود ندارد که روسیه را از امور مالی جهانی قطع کند. این موضوع به این دلیل است که دلار آمریکا و سایر ارزهای معتبر جهانی، مانند خود فاینانس، معنای جدیدی را برای جابجایی به ارمغان می آورند.
با نگاهی به همه اینها در شرایط نسبتاً بدون تحریم، روسیه به "سیستم بانکی جهانی" یا "دلار" دسترسی ندارد زیرا ایالات متحده به همان اندازه که روسیه به منابع مالی جهانی و دلار دسترسی دارد، آن را تعیین می کند. زیرا اقتصاد آن از قدرت کافی برخوردار است به طوری که منابع مالی به طور فعال به دنبال مایع سازی فعالیت های اقتصادی در روسیه هستند. با فرض اینکه ایالات متحده توانست دسترسی روسیه به منابع مالی ایالات متحده یا منابع "دلار" ایالات متحده را مسدود کند، نمی توان فراموش کرد که بیش از نیمی از دلارهای ایالات متحده که امروزه در گردش هستند این کار را در خارج از ایالات متحده انجام می دهند. پول جایی می رود که با آن خوب رفتار شود، و اگر در داخل روسیه امن دیده شود، بدون توجه به خواسته های طبقات سیاسی و سیاست خارجی آمریکا در آنجا به گردش در می آید.
برای استفاده از یک مثال، بی دلیل نیست که حدس بزنیم که پرزیدنت بایدن از جی پی مورگان، گلدمن ساکس درخواست کند. جی اس و مورگان استنلی خانم انجام تجارت در داخل روسیه را متوقف کنید. توجه دولت نسبت به موسسات مالی قابل توجه است. اما چنین تقاضایی از سوی بایدن برای موسسات مالی که فوق‌الذکر با آنها تجارت می‌کنند، وزن کمتری خواهد داشت.
همه موارد فوق نادیده می گیرد که حوزه مالی چقدر رقابتی است. سهم بازار به سختی به دست می آید. لطفا بایستید و به حقیقت قبلی فکر کنید. با فرض اینکه مورگان ها و گلدمن تامین مالی فعالیت های اقتصادی در روسیه را متوقف کنند، آیا هر خواننده ای می تواند به طور منطقی فرض کند که سایر منابع مالی جهانی برای انجام کاری که GS و همکاران قبلا انجام می دادند در روسیه همخوانی ندارند؟ سوال خودش جواب میده در "اقتصاد بسته" که اقتصاد جهانی است، هیچ راهی برای قطع جریان های مالی وجود ندارد. کسانی که کسب و کار خود را از دست می دهند، جایگزین خواهند شد، ناگفته نماند که کسانی که مشتریان خاصی را متوقف می کنند، نمی توانند کارهایی را که همتایان خود در برابر همان مشتریان انجام می دهند، کنترل کنند.
تنها مانع واقعی در برابر جریان های مالی از نوع پولی، کمبود تولید است. بدون آن، امور مالی همیشه و همه جا فعالیت اقتصادی مولد پیدا می کند.
که ما را به پوتین بازمی گرداند. یکی از موانعی که اغلب در برابر آنچه "تحریم" توهین آمیز است (قطع دسترسی به خدمات بانکی) شکسته می شود، مقدار زیادی ذخایر گاز طبیعی در داخل روسیه است. به نظر می رسد تفکر نخبگان سیاسی و سیاست خارجی این است که پاسخ بالقوه به تحریم های بانکی اعمال شده بر روسیه پوتین این باشد که پوتین با "قطع گاز در اواسط زمستان به اتحادیه اروپا" پاسخ دهد زیرا این کشورها بیش از 40 گاز دریافت می کنند. درصد گاز آنها از روسیه است.
مشکلات فرض بالا بسیار زیاد است. برای یک، سهم بازار دوباره به سختی به دست می آید. از آنجایی که چنین است، این باور که روس‌ها با خیال راحت از چنین بازار ارزشمندی دست می‌کشند، ناباورانه است. از همه مهمتر، آن را بعید روس ها می توانند به چنین بازار با ارزش بالا دسترسی. دلیل اینکه آنها نتوانستند این است اساسی است: آنها به پول نیاز دارند.
که برخی می گویند روس ها به سادگی می توانند فروش خود را به کشورهای اتحادیه اروپا متوقف کنند. خوب، بالا را ببینید. سپس فقط از عقل سلیم خود استفاده کنید. با فرض سناریوی بسیار بعید که در آن تولیدکنندگان روسی یک بخش سودآور از تجارت را صرفاً برای فروش گاز به «دیگران» از دست می‌دهند، باز هم هیچ توضیحی برای مقصد نهایی چیزی وجود ندارد. همانطور که "ایالات متحده" به واردات نفت "عربی" و "اوپک" در بحبوحه تحریم 1973 ادامه داد، کشورهای اتحادیه اروپا نیز به واردات گاز روسیه ادامه خواهند داد. تحریم ها نمادین است.
در واقع همه تحریم های اقتصادی که برای حل مشکلات سیاست خارجی است نمادین هستند. به آن‌ها این حقیقت اساسی داده می‌شود که همه ما به‌عنوان تولیدکننده، در نهایت خواه ناخواه در حال معامله و سرمایه‌گذاری با همه هستیم. به عبارت دیگر، هیچ راهی برای قطع دسترسی بانکی به روسیه وجود ندارد، و به طور مشابه هیچ راهی برای روسیه برای قطع دسترسی به گاز طبیعی خود وجود ندارد.
همه اینها برای اوکراین چه معنایی دارد؟ در اینجا هیچ پاسخی وجود ندارد زیرا هیچ پیش فرضی از تخصص سیاست خارجی وجود ندارد. آنچه قابل پاسخ است این است که تلاش کارشناسان، انواع سیاسی و سیاست خارجی برای بازی اقتصادی در مهار جاه طلبی های ولادیمیر پوتین بسیار کمتر از هیچ خواهد بود.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.