جیمی وارهام در حال فیلمبرداری با Canon C300 در مارکتال، روتردام، هلند
یک بار سردبیری به من گفت که از ارائه «داستان های همجنسگرایان» دست بردار. آنها گفتند برای آنها "پول" یا "مخاطب" وجود ندارد.
به عنوان یک روزنامه نگار جوان و جوان – شنیدن این موضوع سخت بود. و تاثیر آن بسیار زیاد بود. این باعث شد فکر کنم که دنبال کردن شغلی با در نظر گرفتن زندگی‌مان بی‌ارزش است.
به هیچ کس نباید گفت که زندگی آنها ارزش گفتن داستان را ندارد.
من در آن زمان این را نمی فهمیدم. اما اتاق‌های خبر تجربیات وحشتناکی ایجاد می‌کنند زیرا در یک سیستم قفل شده‌اند.
فشارهای زیادی بر روزنامه نگاران و سردبیران ایجاد می کند که به طور عمده می خواهند تغییر ایجاد کنند.
این سیستم به داستان‌هایی پاداش می‌دهد که الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی گرسنه و تفرقه‌انگیز را تغذیه می‌کنند.
و از آنجایی که بیشتر رسانه‌ها با بودجه تبلیغاتی یا پشتیبانی می‌شوند، بیرون آمدن از چرخه تعقیب کلیک‌ها، ارائه تبلیغات کافی – و سپس تکرار مجدد چرخه ممکن است مشکل باشد. به همین دلیل است که اشتراک در حال تبدیل شدن به یک ابزار مهم برای تأمین مالی روزنامه‌نگاری است.
در اوایل دهه گذشته به من گفته شد که از ارائه «داستان های همجنسگرایان» دست بردارم. و بنابراین شما را به خاطر امیدواری که همه چیز تغییر کرده است بخشیده می شود.
من به عنوان کسی که برای پلتفرم های جریان اصلی نوشته می شود، به طور فزاینده ای از این که چگونه اجازه ندارم در مورد چیزهای خاص بنویسم ناامید شده ام. یا [گفته می شود] زوایای خاص به اندازه کافی «جریان اصلی» نیستند.» اوگلا استفانیا، فعال غیر باینری و مدافع ترنس، (آنها/آنها) همین هفته پیش به من گفتند.
در واقع، کار بر روی پادکستی است که برای اولین بار تولیدکنندگان صوتی LGBTQ را در طول سال ها استخدام می کند. من می دانم که این نوع فرهنگ در رسانه های بریتانیا بسیار رایج است.
در بریتانیا، احساسات ضد دگرباشان جنسی رو به افزایش است. همین دیروز پیش نویس قطعنامه شورای اروپا ، بریتانیا را که زمانی به عنوان یک کشور مترقی شناخته می شد، با روسیه، ترکیه و مجارستان گروه بندی کرد.
این به دنبال حملات منظم در رسانه ها به بزرگترین موسسه خیریه استون وال در جامعه دگرباشان جنسی بریتانیا است. این حملات باعث شد که تنظیم کننده رسانه آفکام، پخش کننده عمومی بی بی سی و بسیاری دیگر از این طرح حمایت خود را لغو کنند.
در سرتاسر جهان، جریان مخفی ترنس هراسی در جامعه بریتانیا اکنون بر روی برخی از مطبوعات بریتانیا چسبانده شده است . و عواقب آن اکنون به خیابان ها سرازیر شده است.
افزایش 210 درصدی جرایم ناشی از نفرت LGBTQ در بریتانیا طی شش سال گذشته بوده است. در سال 2020 بیش از 20000 نفر بودند که بیشتر سال در خانه در انزوا و قرنطینه سپری شد.
آنچه در اتاق های خبر می گذرد بر زندگی افراد LGBTQ در بریتانیا تأثیر روزانه دارد.
در واقع، در میان این همه پیمایش محتویات ضد ترانس که هر روز سفارش داده می شود، دشوار است که ببینیم چگونه آن را تغییر دهیم.
اما درخواست پرشور هاروی میلک، یکی از اولین سیاستمداران منتخب علناً LGBTQ در ایالات متحده، منبع امید بسیاری است.
"فقط برای افرادی که می شناسید و شما را می شناسند بیرون بیایید، نه برای هیچ کس دیگری. اما یک بار برای همیشه اسطوره ها را بشکنید. دروغ ها و تحریف ها را نابود کنید. به خاطر شما. به خاطر آنها."
احساس سخنرانی او با عنوان «آمریکا همین است»، که در سال 1978 برای فخر سان‌فانسیسو ارائه شد، ساده است. هنگامی که یکی از ما را بشناسید، متوجه می شوید که دروغ هایی که در رسانه ها در مورد زندگی LGBTQ خوانده اید، درست نیست. که ما برادران و خواهران شما هستیم. فرزندان تو.
وقتی در اتاق خبر کار می کردم، به من گفته شد که از پخش داستان های همجنس گرایان خودداری کنم. همچنین زمانی را به یاد دارم که یکی از کارمندان ارشد به دلیل بستن کراوات صورتی مورد تمسخر قرار گرفت.
چرا او پرسید در حالی که تیم اطرافش می خندیدند و اشاره می کردند.
کنایه این بود که این کراوات صورتی یک کراوات همجنسگرا است. و بنابراین او به دور اتاق رفت، همانطور که از کل کارکنان پرسیده شد – آیا کراوات صورتی، کراوات همجنسگرایان است؟ یک گروه کر از "بله" وجود داشت! و خنده به "کراوات همجنسگرایان". تا اینکه این سوال از من پرسیده شد.
یک کارمند جدید، حقیر و مطمئن نیست که قبل از این لحظه بیرون بیاید یا نه. حالا از این ایده حتی بیشتر می ترسیدم.
اما، نفس عمیقی کشیدم و گفتم: "فکر نمی‌کنم کراوات بتواند همجنس‌گرا باشد، این یک جسم بی‌جان است." قبل از اینکه شخصی که کراوات بسته بود گفت اتاق ساکت شد. "دقیقا، متشکرم، جیمی."
چند هفته بعد اومدم بیرون و به این ترتیب، ماه‌ها بعد، وقتی به من گفتند که داستان‌های همجنس‌گرایان را منتشر نکنم، رفتم و کار ذاتاً عجیب و غریب انجام دادم. من پادکست را به وقت خودم شروع کردم تا ثابت کنم پول و مخاطب در آن وجود دارد. حداقل در آن صورت من مطمئناً می دانستم که آیا این توصیه خوبی برای حرفه من است یا خیر. یا هوموفوبیا ساده و ساده.
چهار فصل بعد، ما یک پادکست برنده جایزه با مخاطبان بین المللی هستیم. ما اکنون از موفقیت خود (و درآمد تبلیغات) برای راه‌اندازی خود به یک شرکت مورد علاقه جامعه استفاده کرده‌ایم.
امید ما این است که با نسل جدیدی از خلاقان LGBTQ که در رسانه ها و با آنها کار می کنند، بتوانیم آن را تغییر دهیم – بنابراین هیچ کس مجبور نیست با کاری که من انجام دادم روبرو شود.
QueerAF یک پلتفرم جدید است که مشاغل رسانه های عجیب و غریب را تأمین مالی می کند. برای خبرنامه هفتگی رایگان ما که خلاصه ای از جهان LGBTQ است و از خلاقیت های عجیب و غریب پشتیبانی می کند، ثبت نام کنید.

source

توسط bookheart

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.