بینش بازاریابی ضروری است که فورد به طور کامل در دهه 1970 از دست رفته


بینش بازاریابی ضروری است که فورد به طور کامل در دهه 1970 از دست رفته
در “قدرت: چگونه J.D. قدرت سوم مشاور صنعت خودرو شد, اعتراف, و شاهد عینی به تاریخ,” نویسندگان سارا مورگانز و بیل Thorness دوباره بازدید چگونه شرکت تحقیقاتی افزایش یافت به اوج با چسبیدن به یک ایده بسیار ساده: گوش دادن به مشتریان خود.
J.D. قدرت کشف دقیقا چه اتفاقی می افتد زمانی که شما در عمل و یا چشم پوشی از بینش مشتری با دو شرکت خودرو جداگانه در سال 1975.
فورد موتور شرکت به تازگی تصمیم به بازاریابی نوع جدیدی از خودرو — مینی ون را امتحان کنید. طراحی کاملا جدید شکاف بین واگن ایستگاه و ون مسافر پل. برای آزمایش پذیرش مشتری در لس آنجلس (یکی از سه شهر نمونه)، فورد با جی دی پاور قرارداد بسته بود.
تنش زمانی فوران کرد که فورد مشخص کرد که چگونه می خواهد مطالعه انجام شود. شرکت خودرو برنامه ریزی کرد تا رانندگانی را که صاحب وانت های بزرگ، کامیون های بزرگ وانت، یا واگن های ایستگاه بزرگ بودند، استخدام کند تا مینی ون را آزمایش کند. آنها فرض این به احتمال زیاد خریداران محصول جدید — اساسا تعریف بازار هدف خود را قبل از آنها می خواهم تحقیق که ممکن است.
بنیانگذار جی دی پاور دیو پاور سوم مخالف بود. او استدلال می کرد که صاحبان خودروهای بزرگ بعید است برای کوچک کردن انتخاب کنند. فورد بهتر خواهد بود با آزمایش محصول خود را در عمومی خرید خودرو خدمت کرده است. او در این کتاب به یاد می آورد: «من سعی کردم به مصاحبه با این افراد اعتراض کنم.» چون گفتیم آنها کسانی نیستند که برای آن در بازار خواهند بود و هرگز ن خواهند بود.
با وجود اختلاف آن ها، جی دی پاور با مطالعه ای که فورد درخواست کرد پیش رفت و خود را نشان داد: ماشین با جمعیت شناسی انتخاب شده فورد دست و پنجه نرم کرد. اگر خودروساز به پاور گوش می داد، که ایده هایش را در مورد تحقیقات مشتری پایه ریزی می کرد، می توانست از چنین شکست جلوگیری کند و مطالعه ای به مراتب موثرتر را اجرا کند.
لحظه دوم حقیقت زمانی به وجود آمد که سوبارو با جی دی پاور در مورد یک خودروی چهار چرخ درایو مشورت کرد. این مدل به خودروهای مسافربری معرفی نشده بود و شرکت مادر سوبارو فکر می کرد یک واگن ایستگاه چهار چرخ در آمریکا نمی فروشد.
رئیس آمریکایی سوبارو با جی دی پاور مشورت کرد که از تحقیقات به این نتیجه رسید که این خودرو در آن زمان عظیم ۳۰ تا ۴۰٬۰ واحد در سال به فروش خواهد رساند. سوبارو این گزارش را به شرکت مادر خود برد و این بار این صنعت به تحقیقات مبتنی بر مشتری جی دی پاور گوش داد. به این خودرو پیش رو داده شد و فروش پیش بینی های جی دی پاور را در سال اول برآورده کرد.
اصل ساده گوش دادن به مشتری و توزین تحقیقات مصرف کننده تفاوت معنی داری برای این شرکت های خودرو ایجاد کرد. این اصل قطعا امروز نیز صادق است. مشرف به “صدای مشتری” — “VOC” به عنوان نویسندگان آن را اصطلاح — می تواند بسیار مشکل ساز برای هر شرکت.
نویسندگان می نویسند: «فورد این فرصت را از دست داد تا دنباله دار در یک بخش بازار جدید پرسود باشد زیرا به فراخوان دیو برای گوش دادن به صدای مشتری (VOC) به موثرترین شیوه توجه نکرد.» “موفقیت سوبارو، از سوی دیگر، کاملاً با بازیگری بر روی بینش های دیو در مورد VOC تعریف شد.”
بیشتر در اینجا بیشتر بخوانید ثبت نام برای اطلاعیه ها از خودی! با آنچه می خواهید بدانید به روز بمانید. اشتراک در فشار اطلاعیه ها

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *